............  

سلام
 
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشي مامانم زنگ خورد و رفت گوشيو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار دا

ادامه مطلب  

قسمت اول  

یه سلام مخصوص ب مخاطب خاصم ک نیستش ....یه سلام دیگ هم ب کاربرایی ک این وبلاگو میبینن
میخام اینجا از بالا پایینای زندگیم بگم ک مث جهنم برام گذشتن و هنوزم دارن میگذرن از سرم ...
من ب جرات میگم ک ادترین دختر رو این زمین بودم بی غم ترین بودم الیته تا یه سنی ..بعد از اون بهشتم شد جهنم اتفاقایی برام افتاد ک انگار یکی منو زندگیمو طلیسم کرده بود بقول داستانا یجوری برگ زندگیم برگشت جوری ک دیگ دست از همه چی شستم ب خودکشی فک میکردم شبو روز ...کارم گریه بود ....نا

ادامه مطلب  

زرادخانه موشکی داعش در ایران!  

نویسنده : ایمان معمار
1⃣جمله ای منسوب به امام خمینی هست که وقتی نیروهای ساواک ایشان را بدون مقاومت خاصی در سال 42 دستگیر کردند در پاسخ به یکی از افسران ساواک که به طعنه پرسیده بود :سربازان و مدافعان شما پس کجاهستند؟ ایشان پاسخ داده بود در "گهواره"!
2⃣امروز تمام خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی و اکثر کاربران دنیای مجازی مشغول ستایش از اقدام سپاه پاسداران در پرتاب موشک به سوریه بودند. هرچند ممکن است صداهای مخالفی نیز دربرابر این اقدام و عموما از سو

ادامه مطلب  

قسمت نهم  

برنا به پشت سر ما نگاهی انداخت و ناگهان لبخند بر صورتش نقش بست و به دنبال آن صدای سوگل خانم آمد: کجا بپرد ؟
من هول شدم و به عقب برگشتم و گفتم : کی ؟ چی؟ کسی نمی خواهد بپرد .
برنا: اِ چرا داری دروغ میگی ؟ سوگلی این دو نفر می خواستند من را از بالکن بیندازند داخل باغ که شما به دادم رسیدید .
از سوگل خانم خجالت کشیدم ، حتما الان با خودش می گوید نگاه کن این دختر یک روز نشده که آمده داخل این خونه بعد این جور آشوب به پا کرده اما بر خلاف تصورم سوگل خانم گفت : خو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1