بعد از چند روز ...  

این چند روز حال خوبی نداشتم ... اما الان بهترم ...
خواب خیلی نعمت خوبیه ولی ...
ولی دلتنگی بعد از خواب خیلی آدمو اذیت ميکنه ...
حتی اگه یه ساعت بخوابم بعدش دلتنگی مياد سراغم ...
وقتي بیدار ميشم و دنبال دلیل دلتنگی ميگردم ، فقط یه خواب مبهم یادم مياد ...
فقط همين که دوباره خواب دیدم ...
همون رویای هميشگی ...
رویایی خیلی زیبا که از هزاران بیداری شیرین تره ...
حتی این دلتنگی هم زیباست ...
شاهد

ادامه مطلب  

 

چیدمان اتاق خواب
يکي از دغدغه هاي افراد در طراحی داخلی ،طراحی اتاق خواب و چیدمان تخت خواب است .برای چیدمان اتاق خواب باید به چند نکته دقت کنید.
1-دیوار بالای تخت خواب صاف باشد و بدون هر پنجره ،شلف و طاقچه ای باشد.
2-اگر تخت خواب شما دونفره است باید تخت به گونه ای در اتاق قرار گیرد که از دو طرف تخت خواب راه برای رفت و آمد وجود داشته باشدولی اگر اتاق خواب شما کوچک باشد و چاره ای جز چسباندن تخت به دیوار نداشته باشید باید تختی را انتخاب کنید که پایین

ادامه مطلب  

طراحی دکوراسیون داخلی اصفهان  

يکي از دغدغه هاي افراد در طراحی داخلی ،طراحی اتاق خواب و چیدمان تخت خواب است .برای چیدمان اتاق خواب باید به چند نکته دقت کنید.
1-دیوار بالای تخت خواب صاف باشد و بدون هر پنجره ،شلف و طاقچه ای باشد.
2-اگر تخت خواب شما دونفره است باید تخت به گونه ای در اتاق قرار گیرد که از دو طرف تخت خواب راه برای رفت و آمد وجود داشته باشدولی اگر اتاق خواب شما کوچک باشد و چاره ای جز چسباندن تخت به دیوار نداشته باشید باید تختی را انتخاب کنید که پایین تخت لبه نداشته با

ادامه مطلب  

بی حسی بالای شست  

سلام از دیروز سطح بالای انگشت شصت پاهاي چب و راستم شبيه به لحظه ای ک پا درحال خواب رفتن است تقریبا خواب رفته است ولی ضربه رو حس ميکنم ولی دقیقا مثل وقتي ک ضربه ب پای خواب رفته وارد کنی دلیلش,چی ميتونه باشه. بی حسی قسمت بالای شست مي تواند در اثر فشار بر عصب پشت پا بعلت کفش نامناسب باشد. علل دیگری هم دارد که در صورت ادامه مشکل نیاز به معاینه و گاهی بررسی  بیشتر مثل نوار عصب دارد.

ادامه مطلب  

خیالباف!!!!  

من یه خواب دیدم...
یه جای این دنیا دختری هست که بعضی شبها خواب ميبینه حرفهاشو به کسی زده...
گاهی هم توی رویاش کسی رو ميبینه...باهاش حرف ميزنه...دعوا ميکنه ...برای مدتی ازش دور ميشه و دوباره به دست ميارتش...ميتونه آزادانه دوستش داشته باشه...
همين جایی که الان نشستم؛خیالباف ترین دختر دنیا نشسته و داره فکر ميکنه که دیشب خواب دیده...خواب دیده که تمام حرفهاشو گفته...
گفته و...
ناپدید شده...

ادامه مطلب  

مستی یا هستی؟  

عشق شیرین ترین سم دنیاس وقتي ازش خلاص ميشی که خون ازت برهعشق مست کننده ترین شراب وقتي ازش خلاص ميشی که بالا بیاریوقتي خلاص شدییه فرصت دوباره باید داد تا شاید اینبار عسل دنیات رو شیرین کنهولی خیلیا جرئت مزه کردن دوباره ندارنیا فک ميکنن اون مستي تکرار ناپذیرهولی
....
** این سه نقطه رو شماها پرکنید :/ توی نظر بگید

ادامه مطلب  

چه خواب زیبای بود  

آه خدای من دیشب چقدر خوب بود...باورم نميشه   اصلا باورم نميشه... دیشب توی خواب مهندسو دیدم..با همون لباسی که تو عکسش بود..همونکه کراوات بسته بود...آه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااای من باورم نميشه چقدر خوش گذشت..دلم نميخواست از خواب بیدار بشم...دیشب زیباترین خواب عمرم رو دیدم...باورم نميشه ..
دیشب توی خواب مهندسو دیدم با همون پیرهن و کراواتی که بسته بود ...دقیقا شبيه همون عکسی که دارمش.. توی خواب دستام توی دستای مهندس بود..کاملا دستای مهن

ادامه مطلب  

شکنجه های شیرین  

نميدونم تا کی باید از اون واب هاي شیرین عذاب آور ببینم.
 
خیلی وقت بود که فراموش کرده بودم، اما دیشب باز خوابشو دیدم
خواب داشتن بچه و ادامه ماجرا ...
 
این خواب فقط توی همون لحظه ی خواب شیرینه اما بعدش که بیدار ميشم تا مدتها اثر عذاب آورش روم هست.
 
خدایا اگه این عذاب من برای تو شیرینه باشه قبول، عذاب مي کشم ...

ادامه مطلب  

روستا  

زیباترین شعری که من گفتم برای تویعنی که ترچشم غزلهايم فدای تو
در خواب شیرین بود چشمانم، پرید از خوابشد تا طنین انداز کوهستان، صدای تو
خیسِ غزل، از درد، خط خط مي نوشتم منوقتي که ابری بود و بارانی، هوای تو
خواندم سکوت پنجره در بغض پاییزیطاقت نمانده تا شکوه لحظه هاي تو
ای آشنابا دردهايم! ای کویر عشق!من مي روم با لحظه هايم پابه پای تو
چون قبله گاهم هست در آنجا که تو باشیپس پابرهنه مي روم تا روستای تو

ادامه مطلب  

رؤیاهای شیرین من ...  

این روزها بیش تر از قبل مي خوابم ...
خیلی بیش تر از قبل ...
خواب هاي خیلی شیرینی ميبینم این روزها ...
در همه ی خواب هاي صبح و شبم نشانه ای از عشق موج ميزند ...
تنها چیزی که خیلی مرا آزار مي دهد دلتنگی بعد از این خوابهاست ...
ای کاش ميشد هیچ گاه سر از این رؤیاها برنميداشتم ، هیچ گاه ...
#شاهد

ادامه مطلب  

8.خواب دیدم...  

 
بازم تویی داروگر؟؟؟؟!!!!!
 
بازم این آقاهه رو تو خواب دیدم...اونجا چیکار ميکرد آخه...
 
خوابه دیگه ...منم مدام خواب ميبینم...فقط کافیه چشمهامو
 
ببندم...
.
.
.
خدا فرموده هنگام خواب روح هارا قبض ميکنیم و نگه ميداریم...
 
هنگام بیداری برخی را باز ميگردانیم برخی را نه...و مرگ وی فرا ميرسد...
 
اگر به این راحتیه مردن پس ترسش برای چیه؟...
 
چقدر راحت آدم با ميل خودش دنیارو با لذت ترک ميکنه...
 
وحشتش ماله بازماندگانشونه ظاهرا...
 
کسی هست بدونه علت اینهمه خواب د

ادامه مطلب  

از بی رحمی تا افراطی گری  

بیایید برگردیم به دوران شیرین کودکی هامان ، فرض کنید وقتي مي خواستید بخوابید يکي مانع خوابیدن شما مي شد و یا از ترس و هراس و ناامنی خواب به چشم تان نمي آمد ، گرسنه بودید و مایل بودید غذا باب ميل تان باشد ، اما اصلا غذایی برای خوردن در دسترس شما نبود، مایل بودید در آغوش گرم مادر یا پدر تان به خواب روید .

ادامه مطلب  

تا تو با منی-هوشنگ ابتهاج  

تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت ای اميد جان
هر کجا روم روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه ی شبانه با من است
برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست
رقص و مستي و ترانه با من است
گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است
گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است
هر کسش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این ميانه با من است
خواب نازت ای پری ز سر

ادامه مطلب  

 

دوباره برگشته ...
سایه ی سنگینشو روی سرم و فشار دست هاي زمختش وقتي قلب و مغزمو فشار ميده و صورتمو توی دستاش مي گیره و با حرص ميگه فقط به من نگاه كن فقط من ... فقط به من فكر كن فقط من ... و یه گوشه بی حال ميفتمو به تپش هاي تند قلبم گوش ميدم كه ميون انگشت هاش بالا پایین ميشه و مغزم كه هزار جا ميره ...
خواب ظهر برای كندن چند ساعتی از دنیا بود و با اضطراب پریدم، خواب صبح هم كه هیچ ... دوباره برگشته و موقع تایپ كردنام بهم چشم غره ميره كه اگه زودتر جمعش نكنم و تم

ادامه مطلب  

ماوی  

داشتم تو را مي‌دیدم
به تو سلام مي‌کردم
با تو حال مي‌کردم
 داشتی تو رد مي‌شدی و 
من دست ظریف‌َت را غرق بوسه
تو نگاه و من لبخند 
من نگاه و تو خنده
تو نگاه و من حسرت...
هوا گرم بود وُ
خواب خلوت بود
 تو رد مي‌شدی وُ خواب
خلوت شده بود
 
-سلام علاقه جان،بیا سوار شو برویم
این‌جا هوا شلوغ است وُ
خواب خلوت
 -نه مي‌ترسم!
 -ای‌بابا بی‌خیال
علاقه‌‌یِ دل نازکِ قشنگ
خیال که ترس ندارد
انگار حواست نیست، ما
هر دو
خوابیم
داریم هم را خواب مي‌بینیم
باور کن

ادامه مطلب  

542  

دقیقا الان یه وضعیتی ام که دلم مي خواد بشینم زار زار گریه کنم.
امتحان ریاضی مهندسی دارم و اصلا اعصاب ندارم و دکی هم از دیشب تا حالا تميزکاری اش گل کرده. دلم مي خواد بزنم بیرون یه جایی تا شب اصلا تا موقع خواب سرو کله ام توی خونه پیدا نشه....
تکميلی: بالاخره یک کانتست توی codeforces شرکت کردم و شاهکار کردم!
توی دو ساعت گیر اولین سوالش بودم، که یه جورایی شبيه ماز بود، نهايتش هم برای تست کیس پنجم wrong answr گرفتم و نشد که نشد. به نظرم جدی جدی کار سختی باشه یه accep

ادامه مطلب  

دارم صدایت می زنم....  

دارم صدایت مي زنم... بشنو صدایم را!
بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را
داری کنار شوهرت از بغض مي ميری
شب ها که از درد تو مي گیرم کجایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هايم شد
از ابتدا معلوم بودم انتهايم را
در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد!
شاید ببیند شوهر تو اشک هايم را
هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو
مستيم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟!
دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم
حالا «دکارت» مسخره ثابت کند «هستم»!
«بودم!» بله! مثل جهانی از تصوّرها


ادامه مطلب  

میشکنی که بشکنم خویش را  

حوصله ندارم
همش دارم زار این زندگیو ميزنم
+خدایا تو هستی ینی هميشه هستی این منم که نیستم
کنار بنده هات کنار دلشون کنار خاطراتشون ميمونم اما کنار تویی که باید باشم نیستم ... دیگ بسه ...دیگه خاطراتمو نميخوام
دیگه مرام و معرفت نميخوام فقط خودمو داغون کردم
 هرکاری ميکنم که دل بنده هات نشکنه اما ميشکنه
دل شکسته شده ی من مهم نیست؟ من بشکنم مهم نیست؟
اخه خدا چیکار کنم؟؟؟؟
 

ادامه مطلب  

 

نمي دونم چرا انقدازشون بدم مياد  ..
خدایاچراانقدازشون بدم مياد؟
راهرشب خواب آدم کش هارومي بینم؟دیشب خواب دیدم تیرخوردم ^-^
روحیم داغون شد:/تازه یادمه دوتاشون داشتن مي اومدن جلوشلیک کنن من دادميزدم توروخدانکنین
زن ُبچه دارم :/// 
امروزنميتونم خوب درس بخونم.

ادامه مطلب  

کودکانی که در خواب حرف می‌زنند  

بیشتر کودکان گاهی در خواب حرف مي‌زنند.
این مسأله زمانی به صورت مشکل مطرح مي‌شود که باعث بیداری اعضای خانواده شود. از راهکارهاي زیر مي‌توانید برای برطرف کردن این مشکل استفاده کنید:
1⃣در ابتدا آن را نادیده بگیرید: در بیشتر موارد هرچه به حرف زدن کودکتان کمتر توجه کنید، احتمال اینکه زودتر خاتمه پیدا کند، بیشتر مي‌شود. به صدا توجه نکنید و روز بعد اصلاً حرفی در مورد آن نزنید
2⃣علت را جستجو کنید: اگر حرف زدن کودک در اثر هیجان بیش از حد است، سعی کن

ادامه مطلب  

توو بر می گردی  

این اميدی است و ندایی است که در من هر لحظه با من مي گوید تو خواهی آمد
این اميد در من وجود دارد و خدا یک روز تو را به من خواهد رساند
و شاید همين اميد مرا به همين امروز اميدوار مي کند هر بار که صدای زنگ گوشی به صدا در مي آید
با خود آهسته مي گویم تو هستی که دوباره زنگ زده ای
و من به آمدنت اميد دارم
----
سلام
تو در خیال من هستی
در کنار من
گاه غرق مي شوم در رویا
نمي دانی گاه چقدر شاد مي شوم وقتي تو را در کنار خویش مي بینم در کنار دریاها
نمي تونم حرف هاي دلمو

ادامه مطلب  

این روزهای من....  

چند وقتي هست شیرازم،صبح ها به زور از خواب بلند ميشم و با مادرشوهرم مي پلکیم و غذایی درست ميکنیم  و گپی مي زنیم،بعدشم که آقاجون از خواب بیدار ميشه و شروع ميکنه به مسخره بازی و منم هی مي خندم بعدش هم که سعید جان مياد و دور دوم مسخره بازی و خنده شروع ميشه....
بعضی از شب ها با موتور سیکلت سعید جان سه الی چهار هیئت رو دور ميزنیم گاهی از دور به مداحی آقا جون وسط زنجیرزنا نگاه ميکنیم، چه شب هاي ان این شب ها....
چند شبي هست ميریم مسجد امام موسی بن جعفر، مسج

ادامه مطلب  

عطر تو  

عطر تنت 
عطر خاص تو را
حس ميکنم
انگار هستی
سر ميگردانم که ببینمت 
نبودنت مانند پتک بر سرم کوبیده ميشود
من دلم تو را ميخواهد
خودت را،یعنی خود خودت را
همان که خودی که نیست
کاش یکجوری شود کاش خدا آسانتر بگیرد این امتحان را
خدایا ميدانم که راضی به رد شدنمان نیستی دستمان را بگیر صبرمان را زیاد کن زبانمان را آرام کن فکرمان را باز کن قلبمان رل محکم کن
+یا غریب مادر، یا امام حسن مجتبی
یا عمه جان زینب کبری
یا حسین زهرا 
یا فاطمه
یا علی
یا خدا
+خدایا گیج

ادامه مطلب  

مه لقا  

دوش که آن مه لقا، خوش ادا، با صفا، باوفااز برم آمد و بنشست، برده دین و دلم از دستباز مرا سوی خود، مي کشد مي برد مي زندبا دو چشم مست، ابرویش پیوستآتشم اندر دلم برزد، زان رخ همچو آذر زدسوخت همه خرمنم، یکسره جان و تنمکشته عشقت منم، ای صنم، بد مکنبیش از این ظلم بی حد مکن
شعر از علی اکبر شیدا

ادامه مطلب  

نمی دانم دارد چه اتفاقی میفتد...  

نمي دانم دارد چه اتفاقی ميفتند خیلی وقت بود مثل این روزا راحت گریه نمي کردم...
ساعت 4صبح سعید خواب خواب منم فقط اشک مي ریختم...
دوست دارم روز بعد از انتخابات از شرح حال دوستانم در این روزها بگوییم...
دوست دارم از خودم بنویسم از آن لحظه ها که  ميرفتیم و یک بند حرف ميزدم...اینقد که موقع برگشت به خانه گریم مي گرفت...
اصلا چاشنی این روزهاي من گریه بود...اصلا کنار هر کاری باید گریه ميکردم...
نمي دانم چه نیروی من و همه ی دوستانمون رو داشت با خودش ميبرد...
دیگه

ادامه مطلب  

کاش واقعیت بود...  

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
چقد بعضی اتفاقات شیرین اند انقدر شیرین که حتی خواب دیدنش هم لبخند بر لبت مي آورد
آری حتی دیدن خواب اینکه تو به من پیام داده ای ...
دل تنگم خدا جانم
و راهی جز توکل بر خودت ندارم
ميشه بخام اگه قرار اتفاقی خوشی بیفته زودتر بیفته...
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

ادامه مطلب  

شب ندارد سر خواب  

امشبم انگاری از اون شباس که خواب ندارم هرچی سعی ميکنم قرص نخورم نميشه.. خیلی خوبه قرصه رو که ميخورم بعد از نیم ساعت چشام دیگه باز نمي مونه به زور باز نگه ميدارم تا دیگه نتونم و بیهوش بشم خواب با اون قرص خیلی عميقه ولی کوتاهه یا برا من اینجوره..هر ده بیس دقیقه بیدار ميشم ولی باز ميخوابم و عميییییییییق فرو ميرم تو رویا.. اونقد واقعیه که فکر نميکنم خوابم همه چیز واقعیه..
بدیش اینه که زود عادت ميکنم از نصف قرص رسیدم به دوتا قرص باز یه مدت نباید بخورم

ادامه مطلب  

اراذل تو حیاط ما!  

من نميدونم!
این گربه ها کار و زندگی ندارن؟ خواب و خوراک ندارن؟؟؟!!!
نزدیک دو بامداده!!! صداشون قطع نميشه... نه که عین آدميزاد م جیغ و داد مي کنن، آدم دلش ریش ميشه! 
الآن رفتم دم پنجره دیدم قهوه ایه نشسته رو دیوار داره با دقت هرچه تمام تر پایینو نگاه ميکنه... درخت کنار دیوارم هی تکون ميخوره! حالا من نميدونم نصفه شبي دوستاش اون پایین زیر درخت چیکار دارن ميکنن!
قشنگ تعطیلن!
 
+ بنظر ميرسه این قهوه ایه سردسته ی اوباششونه!

ادامه مطلب  

محمد علی سپانلو / سلام صبح ، سلام آینه ، سلام دروازه  

سلام صبحسلام آینه سلام دروازه سلام مرز جداییبه گوشواره ی گیلاس کنار زلفت سلام. بلوغ اشک ها در آینه،در خواب،در استکان از امتناع تو خشکید و پلکان خیس ماند از رد کفش هاي گل آلود تو شیر مستي از بوی برگ ها از آن که در اطراف چهره اتدميده پیچک وحشی نشانه ی پاییز و جشنواره ی باراننثار مژگانتجریمه ی فراموشی
 

ادامه مطلب  

اکنون مرا گذشته حسابم کن وبیا  

حالم خراب توست ،خرابم کن و بیا مستي به جان جرعه شرابم کن و بیا
دریک خیال گمشده ات بوده ام اگراکنون مرا گذشته حسابم کن و بیا
من بین خواب وزندگی ام با تو زنده ام گاهی به لحظه ،ساعتی ،خوابم کن بیا
یخ بسته رنگهاي قلم،مثل جان من گرما ببخش بر قلم ،آبم کن و بیا
هر لحظه بی تو پیریِ آینده ی من است یک لحظه ای به شوق ،شبابم کن وبیا
از روزهاي دوری تو پُر زِ غصه ام جان را به خنده روی،مجابم کن وبیا
دلخسته از دروغ ،کمر خم ز کذبها تو مثل حرف راست ،صوابم کن بیا
بی

ادامه مطلب  

نقش خواب در یادگیری مطالب جدید  

نقش خواب در یادگیری مطالب جدید
 
محققان مرکز خواب و هوشیاری ویسکانسین با استفاده از فناوری اسکن سه‌بعدی ميکروسکوپ الکترونی تصاویری از غشای مغزی موش تهیه کردند که نشان مي‌دهد خواب نقش مهمي در توانایی یادگیری مطالب جدید ایفا مي‌کند.
به گزارش  گروه اخبار علمي ایرنا از ساینس، این تصاویر نشان مي‌دهد در هنگام فعالیت روزانه اتصالات بین نورون‌هاي مغز که با عنوان سیناپس‌ شناخته مي‌شوند رشد کرده و تقویت مي‌شوند؛ اما در هنگام خواب این سیناپس

ادامه مطلب  

#21  

تا ٥ و نیم صبح بیدار بودم با جانان^_^
امروز هر دو ساعت ی بار از خواب ميپریدم با سردرد
دوباره ب خودم التماس ميكردم كه بخواااب دختر
یه دوازده ساعتی فك كنم شد خوابم:)))
الانم بیدار شدم نميدونم چیكار كنم دقیقا
برا شب خونه عموم دعوتیم
اصلا دلم نميخواد برم كاش كنسل شع:/حوصله اون ادمای نچسبو واقعا ندارم.
ميدونم چرا انقد احمقم هی حرف گذشته رو ميزنم پیش جانان ناراحتش ميكنم
ینی از قصد نیستا.اون لحظه به اینكه ممكنه ناراحت شه واقعا فك نميكنم.ولی یكی باید ا

ادامه مطلب  

پایگاه شهیدموسوی نیا  

ظم و انضباط :
رعایت نظم و انضباط از اموری است که در توصیه‌هاي اميرالمومنین(علیه السلام) در کنار تقوا به آن اشاره شده « اُوصِیکُم بِتَقوَی اللهِ و نَظمِ أمرِکُم»[3] توصیه ميکنم شما را به تقوای الهی و نظم در امور .
در امور اولیه مانند حضور در جلسات گروه، ساعات مشاوره، برنامه ریزی ها و... یكی از مواردی است كه مي تواند در جذب افراد تاثیر گذار باشد . لذا لازم است نظم به اندازه ای باشد که افراد بیشترین استفاده را از اوقات خود برده و با این کار به آنان ر

ادامه مطلب  

محبت خیانت میاره  

 
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هايم مطمئن ترند.!!
دنیا رو مي بینی؟ حرف حرف مياره، پول پول مياره، خواب خواب مياره.ولی 'محبت'، "خیانت" مياره! کاش همه ميدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش ميشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات مي کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هیچ چیز از هیچ كس بعید نیست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش ن

ادامه مطلب  

سکوی کنار پنجره  

دلم یک سکوی کنار پنجره مي‌خواهد
که رویش بنشینم و به کوسن‌هاي پشتم و شیشۀ پنجره تکیه دهم
و کتاب دستم بگیرم و بخوانم و فکر کنم و بخوانم و فکر کنم و غرق در رؤیا شوم گاهی
زمستان باشد و شیشۀ پنجره سرد باشد، شاید از لای پنجره سوز هم بیاید، پولیور بافتنی‌ام را تنم کنم با شلوار و جوراب پشمي و حتی شاید کلاه و شال‌گردن بنشینم کنار پنجره.
زمستان باشد و در روز، آفتاب قد بکشد توی خانه و بیفتد روی من و کتابم و سرمای پنجره‌ را با گرمای آفتابی‌اش مطبوع کند.


ادامه مطلب  

تورو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم ؟!  

این روزا یه غمباد ِ جدید دارم برای رفتن و ندیدن مژگان.  . 
سه هفته برای آخرین کارورزیش اومد و دیگه داره ميره.  .
واقعا وقتي نگاش ميکنم فقط بغض ميکنم.  . .
اصلاً انگار اگه بره کل ِ خوابگاه رو با خودش برده  . . .
نميتونم حسم رو بگم  . . 
 
 
+ همچنان دلم پر ميزنه برای ِ مامانم و بابامو داداشیمو حدیث.  . 
 
* دلم ميخواد گریه کنم.  . کاش مژگان نميرفت از پیشم . . .
 
* خوب بلدم خودم رو آروم کنم.  . 
 
* کاش تو هم بودی . . 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

خستگی پذیر  

بخاطر اینکه پنج شنبه ها از صبح تا غروب روز پر مشغله ای دارم، کل هفته رو زود از خواب پا ميشم که پنج شنبه هم راحت باشم. اما هر روز با خواب الودگی پا مي شم. یعنی الان که دارم اینو مي نویسم به تنها چیزی که فکر ميکنم یه رخت خواب گرم و یه پتوئه. نمي دونم دیگه باید چیکار کنم؟ شبا هم زود مي خوابم. الان دارم با چشمای نیمه باز هانون مي زنم.__________________________________متن بالا رو صبح تو نت گوشیم نوشتم. بالاخره تونستم سه ساعت تمرین کنم. هم هانون زدم هم دو تا تمرین دیگه. ه

ادامه مطلب  

هه هه  

اصن نميدونید شب زنده داری چه حالی ميده البته اگه غرای مادر گرام رو کنار بزاریم که گیر داده برو بخواب.
کلا من در دوحالت ميتونم تا صب بیدار بمونم:
1- ماه رمضون باشه
2- با دختر خاله هام یا دوستام باشم و مادر گرام پیشم نباشه
در حالت هاي دیگه یا مامانم نميذارع بیدار بمونم یا خودم به سمت خواب پرواز ميکنم. آخه من علاقه عجیبی به خواب دارم.
خوب دیگه برم محو شم
یا حق 

ادامه مطلب  

دل افسرده  

دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی، سخت مهنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد
شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته، جامش شکسته
گل وگلزار را چین بر جبین است
نگاه گل نگاه واپسین است
پرستوهاي وحشی، بال در بال
اميد مبهمي را کرده دنبال
نه در خورشید نور زندگانی
نه در مهتاب شور شادمانی
فلق ها خنده ی بر لب فسرده
شفق ها خنده ی در هم فشرده!
کلاغان مي خروشند از سر کاج


ادامه مطلب  

ترس از بیماری  

 
 
♦️روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسان‌ها از ترس ظاهر خوفناک من ميميرند نه به خاطر نیش زدنم.»
اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را مي‌گزم و مخفی مي‌شوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.»
مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد. چوپان فورا از خواب پرید و گفت: «ای ز

ادامه مطلب  

رقیب  

                                                  بانو دلکش ، نابغه ی موسیقی ایران
 
                        رقیب
 
 

ای رقیب ! ای دشمن من !                           دشمن جان و تن من ! برده ای زیبای ما را                        خود گرفتی جای ما را لعل لب او نوش تو                       گرمای عقل و هوش تو راز وفاداری چو من                        مي خواند او در گوش تو
         جان تو جان او          جانم قــــــربان او
مي خواهم از خدایش 

ادامه مطلب  

قبل از کشف مهربانی هایش،ظاهرا؛غولی بداخلاق!  

یه مدته برام سوالی پیش اومده؛ شبها قبل از خواب در مورد کسی از خودم ميپرسم: با وجود حجم عظیمي از فشار روانی ای که خارج از ساعت کاریش (به طور بیست و چاهار ساعته حتی توو زمان استراحت و وعده ی ناهار و شام و خواب) متحمل ميشه از زندگی سیر نميشه؟ نه سفری، نه استراحتی، نه خانواده ای، نه تفریحی، نه هیچ چیزی که خارج از این جو کاری باشه... یه مدته هرشب بهش فکر ميکنم و به یاد زمانی که برای خودش صرف نميکنه افسوس ميخوردم و یاد یه روزایی از زندگی خودم ميفتم و به

ادامه مطلب  

خواهر خوبم  

امروز هم همچنان دلم گرفته بود 
ولی وقتي با خواهرم حرف زدم خیلی بهتر شدم
یه چیزی رو یادم انداخت که مطمئنم خیلی کمکم مي کنه
هرچند تلخ بود ولی خوب واقعیت بود.
فهميدم که چرا اینهمه درد مي کشم از اینکه منو کنار گذاشتند.
باید باهاش کنار بیام
و مهمتر اینکه الان من زندگی خودمو دارم و امنیت و خونه و پناه و همه ی چیزایی که یک نفر باید داشته باشه تا زندگی کنه
حالا اینکه چطور خودمو جمع و جور کنم 
اون دیگه هنر منه
من مي تونم این رو هم پشت سر مي زارم
و دوباره ی

ادامه مطلب  

فیلم سینمایی رگ خواب  

فیلم سینمایی رگ خوابلیلا حاتمي، كورش تهامي، الهام كردا، لیلا موسوی، خسرو بامداد، اصغر پیران،بهزاد رحیم خانی، غزاله جزایری، بامداد نعمت الله، شكوفه هاشميان، نوشین تبریزی...
 
داستان «رگ خواب» دربارهٔ یک زن است و در واقع اضمحلال زنی را در زندگی اش به تصویر مي‌کشد؛ و لیلا حاتمي برای بازی در این فیلم سیمرغ بهترین بازیگر زن را دریافت کرد

ادامه مطلب  

وقتی به آخر خط رسیدم  

 تصميم شبانه ی من و صبحی که چشمم به گنبد طلا افتاد....  یهو تصميم گرفتم برم. از این همه آزار و اذیت و خستگی، برم. هرگز ادمي نبودم ک از مشکلات فرار کنم  ایستادمو هميشه حلش کردم. اما دیگه توانی نداشتم. این شد که حرکت کردم خودمو این دلُ دادمش به آقا.  خیلی حس و حال خوبی بوده که با يکي از دوستان خوبم، ریحانه ی عزیز توو صحن انقلاب، رو به روی پنجره فولاد، گنبد طلا و اون حس و حال  غیر قابل وصف نشستم و از دونه دونه دردام به آقا شکایت کردم.  فرار کردم از

ادامه مطلب  

بغض  

خواب ماندم لحظه ای،دنیای من تاریک شدماه شب هاي سیاهم،مثل مو باریک شد
من نفهميدم چگونه پلک هايم وا نشدیا که در رؤیای من فصل پرستوها نشد
رفته بودی تو،تمام هستی من رفته بودجان من از عضو عضو پیکرم در رفته بود
خواب بودم یا که بختک روی جسمم خفته بوددرد مي کرد استخوان هايم،زبانم بسته بود
گوش هايم سوت ميزد،دست هايم لرزه داشتکاش بود این دردها،اما گلو بغضی نداشت
بغض همچون ریسمان دور گلو پیچیده بودآنچنان محکم که دیگر دست و پا بیهوده بود
بغض از شب تا س

ادامه مطلب  

نارنجی‌پوشان، آن شیرآهن‌کوه مردان  

چه کنیم؟؟؟؟؟؟؟
پلاسکو روی نبض تهران افتاده و آخرین نفس‌هايش را مي‌کشد.. شاید هم آن خط نوار قلبش ساعت‌هاست ایستاده و این دود، این دود نفرت‌انگیز سفید تسلیم را بیرق کرده است. آتش گرفته‌ام، خانه‌ام آتش گرفته ... آن نارنجی‌پوشان، آن شیرآهن‌گوه مردان را بگو... اشکم مجاری نمي‌دهد. خوابی نه و دلهره و هراس است که بختک دهشتناک لحظه‌هايم شده است. 
دلم مي‌خواهد بخوابم. ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها. ناگهان دستی بر شانه‌ام بنشیند و تکان تک

ادامه مطلب  

عشقم ببخش اذیتت کردم  

روزی که فهميدم دوسم نداره تصميم گرفتم بیشتر دوسش داشته باشم
به خیال خودم با دوست داشتن ميتونستم بدستش بیارم
صبح قبل از اینکه از خواب بیدار شه بیدار ميشدم و شبا بعد از اون ميخوابیدم تا ثابت کنم مراقبشم
یادمه وقتي که فهميده بودم دوسم نداره به خودم قول دادم جای صدا کردن اسمش از کلمه هاي عاشقانه استفاده کنم 
به خیال خودم با این کارا ميتونستم دلشو بدست بیارم.
بین همه ی این کارا من هروز عاشق تر ميشدم و یادم ميرفت محبتم به کسیه که حتی تو تنهايش بهم

ادامه مطلب  

ماوی  

علاقه‌یِ هميشه‌ام
نگران نباش خوبم
فقط دلم برایِ تو تنگ شده
چشمم، دل‌به جاده زده وُ
راهی‌ِ راه شده
نگران نباش خوبم.‌‌..
راستی تو مي‌دانی خوبی یعنی چی؟
کجاست و با که‌ها مي‌گردد؟
مي‌دانی شب‌ها با کدام بالش ميخوابد وُ
روزها، آفتابِ کدام سمت مي‌شود؟
مي‌دانی خوب یعنی چه؟ 
چی کجا دَم مي‌گیرد وُ
دَمش، کجا گرم است؟
نگران نباش خوبم علاقه جان
تو خوبِ من باشی، من خوبم
خیالِ خوبی دارم وُ
خوابی، واویلا
خیال بهخواب مي‌زند و خواب به‌خیال
بیخی

ادامه مطلب  

دار تنهایی  

کوچه هاي تنگ این دنیا
دل شکسته از گلی تنها
خانه ای سرد و گلین و تار
دختری نشسته پشت دار
....
قالی زیبای تنهايی
نقش بسته است بر دیوار
دست هاي پینه بسته او
مي زند گره به تار و پود دار
خلسه ای ميان خواب و بیداری
قصه ها خوانده مي شود رج وار
........
هر گره ز تاب خستگی اش
پلک مي افتد از نگاه خدا
مي زند گره به کوری خواب
باز مي گشاید دو چشمش را
مي چکد ز چشم تب آلود
قطره قطره عطش از آن لب ها
.......
بوسه هاي برنده بر دستش
خنده هاي اميد بر قلبش
یک گره به رنگ مجنونان
لی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >