خواهرم یک بار بهارنارنج دم کرده بود، خیلی غلیظ. بعد خورده و خوابش برده، اما یک خواب خیلی عميق. خوابی که هرچقدر ميخواسته بیدار شود نميتوانسته، و ترسیده؛ فکر کرده دارد ميميرد.حسرت ميخورم به چنین خوابی.خواب من مثل خواب مگس سبک است.

ادامه مطلب  

خواب ِ من  

چند وقت پیش خوابت دیدم .خواب چی بود؟؟!! خیره .نه خوب نبود،واست صدقه دادم، کنجکاو تر شدم بدونم خواب چی بوده....بگو دیگه چی خواب دیدی؟؟خواب دیدم این چهره زیبا و قشنگت ،از غصه شکسته و پیر شده :(بهامين،خبر بدی نشنیدی؟؟یاده نگار و خبر قبول نشدنم افتادم و گفتم‌چرا..تعبیرخوابت اینه ،من دوشب پیایی و پشت سر هم ،تا صبح اشک ریختم و توخواب بودی،ناراحتیم اینجور متوجه شدی.

ادامه مطلب  

. جهل و خرافات . خالق فرعون ها می شوند .  

پایه هاي حکومت فرعون ها . . بر جهل و خرافات توده ها استوار است 
. "سينوهه"
شبي را به مستي کنار نيل به خواب مي رود و صبح روز بعد يکي از برده هاي مصر که گوش
ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش ميبیند، در ابتدا ميترسد،
اما وقتي به بی آزار بودن آن برده پی مي برد، با او هم کلام ميشود.
 
برده از سينوهه
خواهش ميکند او را سر قبر يکي از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سينوهه با سواد
بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را

ادامه مطلب  

. جهل و خرافات . خالق فرعون ها می شوند .  

پایه هاي حکومت فرعون ها . . بر جهل و خرافات توده ها استوار است 
. "سينوهه"
شبي را به مستي کنار نيل به خواب مي رود و صبح روز بعد يکي از برده هاي مصر که گوش
ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش ميبیند، در ابتدا ميترسد،
اما وقتي به بی آزار بودن آن برده پی مي برد، با او هم کلام ميشود.
 
برده از سينوهه
خواهش ميکند او را سر قبر يکي از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سينوهه با سواد
بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را

ادامه مطلب  

. جهل و خرافات . خالق فرعون ها می شوند .  

پایه هاي حکومت فرعون ها . . بر جهل و خرافات توده ها استوار است 
. "سينوهه"
شبي را به مستي کنار نيل به خواب مي رود و صبح روز بعد يکي از برده هاي مصر که گوش
ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش ميبیند، در ابتدا ميترسد،
اما وقتي به بی آزار بودن آن برده پی مي برد، با او هم کلام ميشود.
 
برده از سينوهه
خواهش ميکند او را سر قبر يکي از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سينوهه با سواد
بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را

ادامه مطلب  

. جهل و خرافات . خالق فرعون ها می شوند .  

پایه هاي حکومت فرعون ها . . بر جهل و خرافات توده ها استوار است 
. "سينوهه"
شبي را به مستي کنار نيل به خواب مي رود و صبح روز بعد يکي از برده هاي مصر که گوش
ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش ميبیند، در ابتدا ميترسد،
اما وقتي به بی آزار بودن آن برده پی مي برد، با او هم کلام ميشود.
 
برده از سينوهه
خواهش ميکند او را سر قبر يکي از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سينوهه با سواد
بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را

ادامه مطلب  

غلط کردی  

برایش از کرم‌هاي خودم زدم. دور چشم و کرم صورت. کرم دست. کرم‌ها رفت توی ریشش. ساکت و سیخ و جدی بود. لبخند نمي‌زد، تشکر و اعتراض هم نمي‌کرد.  به‌اش قرص تقویتی قبل از خوابش را دادم. نشست خوردش و لیوان آب را دادم دستش ..قلپ..قلپ ازش خورد..بعد نشستم و لای انگشت‌هايش را دیدم که دیگر سفیدک نزده بود و خشک هم نبود..پیشانی و نوک بینی‌اش را یک بوس کوچولو کردم که لب‌هايم کِرمي نشود.پتو کشیدم ..هنوز بلند نشده بودم که چراغ را خاموش کنم که خوابش برد. توی خواب

ادامه مطلب  

غلط کردی  

برایش از کرم‌هاي خودم زدم. دور چشم و کرم صورت. کرم دست. کرم‌ها رفت توی ریشش. ساکت و سیخ و جدی بود. لبخند نمي‌زد، تشکر و اعتراض هم نمي‌کرد.  به‌اش قرص تقویتی قبل از خوابش را دادم. نشست خوردش و لیوان آب را دادم دستش ..قلپ..قلپ ازش خورد..بعد نشستم و لای انگشت‌هايش را دیدم که دیگر سفیدک نزده بود و خشک هم نبود..پیشانی و نوک بینی‌اش را یک بوس کوچولو کردم که لب‌هايم کِرمي نشود.پتو کشیدم ..هنوز بلند نشده بودم که چراغ را خاموش کنم که خوابش برد. توی خواب

ادامه مطلب  

غلط کردی  

برایش از کرم‌هاي خودم زدم. دور چشم و کرم صورت. کرم دست. کرم‌ها رفت توی ریشش. ساکت و سیخ و جدی بود. لبخند نمي‌زد، تشکر و اعتراض هم نمي‌کرد.  به‌اش قرص تقویتی قبل از خوابش را دادم. نشست خوردش و لیوان آب را دادم دستش ..قلپ..قلپ ازش خورد..بعد نشستم و لای انگشت‌هايش را دیدم که دیگر سفیدک نزده بود و خشک هم نبود..پیشانی و نوک بینی‌اش را یک بوس کوچولو کردم که لب‌هايم کِرمي نشود.پتو کشیدم ..هنوز بلند نشده بودم که چراغ را خاموش کنم که خوابش برد. توی خواب

ادامه مطلب  

غلط کردی  

برایش از کرم‌هاي خودم زدم. دور چشم و کرم صورت. کرم دست. کرم‌ها رفت توی ریشش. ساکت و سیخ و جدی بود. لبخند نمي‌زد، تشکر و اعتراض هم نمي‌کرد.  به‌اش قرص تقویتی قبل از خوابش را دادم. نشست خوردش و لیوان آب را دادم دستش ..قلپ..قلپ ازش خورد..بعد نشستم و لای انگشت‌هايش را دیدم که دیگر سفیدک نزده بود و خشک هم نبود..پیشانی و نوک بینی‌اش را یک بوس کوچولو کردم که لب‌هايم کِرمي نشود.پتو کشیدم ..هنوز بلند نشده بودم که چراغ را خاموش کنم که خوابش برد. توی خواب

ادامه مطلب  

 

باید آرایش چشمهايم را پاک کنم. دلم  خواب ميخواهد، خواب و خواب و خواب.دو بشقاب استانبولی خوردم و هنوز احساس گرسنگی دارم.امشب زن عموی شوهرم گفت لاغر شدی و گونه هايت رفته داخل. گفتم دندان درد داشتم و سرما خورده بودم.به آدم لاغر ميگویند لاغر شدی و به چاق ميگویند چاق شدی... 

ادامه مطلب  

ای وای بر منننن  

هرچقدر بیشتر فکر ميکنم یمبینم بیشتر هی وای بر من داره ميشهپسرک من توی اتاق ما ميخوباه کنار من و خودمم دوست دارم شبا توی بغلم بگیرمش، الان هم جدای از سخت بودنش واسه پسرم، دل خودم ميگره از اینکه بخوام ببرمش توی ی اتاق دیگه بخوابونمش، دلم اون نفسای کوچولوش رو ميخواد کنار صورتم، دلم لمس کردن تن نازنیننش رو یمخواد شبا وقتي از خواب بیدار یمشم، دلم تماس هاي موچولوی سرش رو ميخواد وقتي دنبالم یمگرده و خودش رو ميچسبونه بهم، دلم اون پهلو به پهلو شدناش

ادامه مطلب  

معنی تعبیر خواب کشته شدن | تعبیر خواب آدم کشی در خواب چه می شود؟  

معنی تعبیر خواب کشته شدن


معنی تعبیر خواب کشته شدن
تعبیر خواب آدم کشی
انواع تعبیر خواب در مورد کشته شدن در خواب توسط فردی دیگر و تعبیر خواب آدم کشی در خواب و تعبیر خواب کشتن فرزند را در اینجا بخوانید.
تعبیر خواب آدم کشی به روایت آنلی بیتون
اگر در خواب دیدید به دست كسى كشته شده ‏اید، معنى آن این است كه عمرى طولانى و پر ثمر خواهید داشت.
تعبیر خواب کشته شدن توسط فردی دیگر
بیتون مى‌گوید: اگر در خواب دیدید به دست كسى كشته شده‌اید، معنى آن این ا

ادامه مطلب  

 

از ساعت دوازده خوابم گرفت. سعی کردم بخوابم.دو خوابم برد. چند دقیقه بعد بیدار شدم، ساعت ۳ و ساعت ۴ چرتهاي کوتاهی زدم.الان کاملا خواب از سرم پریده.خیلی گرسنه هستم. شاید بروم یک کم غذاهاي ناسالم بخورم.خوابهای کوتاه دیدم خین چرت زدن.یک جا داشتم ميخندیدم که با صدای خنده ام از خواب بیدار شدم.یک بار با صدای نفسهاي منظم شوهرم که تازه خوابش برده بود بیدار شدم.یک بار همينطوری بیدار شدم.دلم خیلی گرفته. الان باید من خواب ميبودم و صبح بیدار ميشدم.دوست دارم

ادامه مطلب  

خواب امام زمان...  

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب ميدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مينوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...![ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

خواب امام زمان...  

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب ميدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مينوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...![ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت  

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت:

ادامه مطلب  

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت  

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت:

ادامه مطلب  

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت  

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت:

ادامه مطلب  

دیشب خواب دیدم با هواپیمای 2 نفره سقوط کردم و محکم به زمین خوردم  

دیشب خواب دیدم با هواپیمای 2 نفره سقوط کردم و محکم به زمين خوردم اما این  هواپیمای  کوچک جمبوجت هیچ سرنشینی  نداشت و فقط من داخلش بودم خواب رو تعریف کردم برای يکي خندید و گفت خواب  زن  کجه و هی مي  خندید  و  مي  گفت حالا با این  هواپیما  کجاها  رفتی و چه چیزی دیدی؟ گفتم  اولش هواپیما نبود  با ماشین  داشتم  در  خیابانی که  خلوت بود و جاده ای که رانندگی  مي  کردم شیبش به  سمت  بالا بود و وقتي 

ادامه مطلب  

دیشب خواب دیدم با هواپیمای 2 نفره سقوط کردم و محکم به زمین خوردم  

دیشب خواب دیدم با هواپیمای 2 نفره سقوط کردم و محکم به زمين خوردم اما این  هواپیمای  کوچک جمبوجت هیچ سرنشینی  نداشت و فقط من داخلش بودم خواب رو تعریف کردم برای يکي خندید و گفت خواب  زن  کجه و هی مي  خندید  و  مي  گفت حالا با این  هواپیما  کجاها  رفتی و چه چیزی دیدی؟ گفتم  اولش هواپیما نبود  با ماشین  داشتم  در  خیابانی که  خلوت بود و جاده ای که رانندگی  مي  کردم شیبش به  سمت  بالا بود و وقتي 

ادامه مطلب  

دیشب خواب دیدم با هواپیمای 2 نفره سقوط کردم و محکم به زمین خوردم  

دیشب خواب دیدم با هواپیمای 2 نفره سقوط کردم و محکم به زمين خوردم اما این  هواپیمای  کوچک جمبوجت هیچ سرنشینی  نداشت و فقط من داخلش بودم خواب رو تعریف کردم برای يکي خندید و گفت خواب  زن  کجه و هی مي  خندید  و  مي  گفت حالا با این  هواپیما  کجاها  رفتی و چه چیزی دیدی؟ گفتم  اولش هواپیما نبود  با ماشین  داشتم  در  خیابانی که  خلوت بود و جاده ای که رانندگی  مي  کردم شیبش به  سمت  بالا بود و وقتي 

ادامه مطلب  

ستاره 119: بیداری  

چند شب پیش وقتي عميقا در خواب بودم یه حسی از خواب بیدارم کرد،  یه حرارت عجیب، انگار بجز من و همسر يکي تو اتاق بود، هرچند این بیداری کامل نبود و چشمام بسته بود و عملا بین خواب و بیداری بودم، یه دفعه صدای اميدو شنیدم که ميگفت ببین ستاره اومدم پیشت، خیلی ترسیده بودم، گفتم دروغ ميگی تو اميد نیستی، گفت اگر ميخوای مطمئن شی دستاتو بیار جلو، همونطور که طاق باز بودم و چشمام بسته بود دستامو یکم آوردم بالا، دستم خورد به یه چیزی، دستش بود، دستاشو گرفت

ادامه مطلب  

ستاره 119: بیداری  

چند شب پیش وقتي عميقا در خواب بودم یه حسی از خواب بیدارم کرد،  یه حرارت عجیب، انگار بجز من و همسر يکي تو اتاق بود، هرچند این بیداری کامل نبود و چشمام بسته بود و عملا بین خواب و بیداری بودم، یه دفعه صدای اميدو شنیدم که ميگفت ببین ستاره اومدم پیشت، خیلی ترسیده بودم، گفتم دروغ ميگی تو اميد نیستی، گفت اگر ميخوای مطمئن شی دستاتو بیار جلو، همونطور که طاق باز بودم و چشمام بسته بود دستامو یکم آوردم بالا، دستم خورد به یه چیزی، دستش بود، دستاشو گرفت

ادامه مطلب  

۱۳ساعت خواب  

دیروز تنها بودم و عموجونم رفته بود سرکار.شب تصميم گرفتم زود بخوابم.بشمارم: یک دو... ها. پنجتا قرص دیکلوفناک۱۰۰ خوردم که دکتر برای درد دندان تجویز کرده بود، و یک قرص سرماخوردگی برای درمان آبریزش بینی.بعد توی اتاق خوابم جا پهن کردم، کنار گلدانهاي آلووراها و لیندا، و نخل مرداب و برگ بیدیها و آلومينیومي که توی آب دارند رشد ميکنند.برای امتحان دستگاه بخور سرد را روشن کردم که ميگویند برای حساسیت و آسم و آبریزش بینی خوب است؛ دستگاهش نور LED رنگارنگی ه

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

روز سوم  

سلام بر روز سومصبح ها مراقبه مي کنم.بعد از نماز آرام مي نشینم و سعی مي کنم در زمان حال بمانم. فکرم پرواز مي کند به گذشته، به آینده ، به اتفاقهاي دور و نزدیک هر بار مثل بره ای که از گله جدا شده باشد برش مي گردانم. آرامش مي کنم.حالا بعد از مدتی مراقبه کردن ذهنم زودتر بر مي گردد و دیرتر فرار مي کند. اینطوری از فکر و خیالات رها مي شوم. انگار ذهنم استراحت مي کند انگار هوای تازه مي خورد و وقت مي کند نفس بکشد.تا قبل از این مثل کارخانه ای بود که از صبح تا شب

ادامه مطلب  

بی خواب ترین مردم جهان  

به گزارش اسپوتنیک
با استناد به پژوهش‌هاي «Evening News»، بیش از 60 درصد جوانان چینی متولد
شده در دهه 1990 خواب کافی ندارند؛ علاوه بر اینکه این افراد بی‌خواب‌ترین
مردم جهان نیز به شمار مي‌آیند.
ميانگین ساعت خواب این افراد از 7 ساعت کمتر است؛ علاوه بر این، بالغ بر
60 درصد آنها در خوابیدن مشکل دارند و حدود 13 درصد نیز کاملاً دچار
بی‌خوابی هستند.
این پژوهش‌ها همچنین نشان داده است،‌ نیم ساعت طول مي‌کشد تا حدود 31
درصد مردم جوان چین به خواب بروند؛ همچ

ادامه مطلب  

خواب حضرت ام البنین (س) چگونه تعبیر شد؟  

خواب گاهی رویای صادقه یا گذری از اتفاقات روزمره است، که اعتنا کردن به آن امری صحیح نیست، چه رسد به اینکه براساس یک خواب زندگی آینده خود را رقم بزنیم و از آن راهنمایی و نشانه‌ها را بجویم. اما اگر بیننده خواب فردی مطهر، دارای عصمت باشد، خوابهاي او تعبیری روشن خواهد داشت.  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

بردگی مدرن !  

یک جا در زندگی ات ناگهان ميبینی بیشتر از آنکه رسیدن را یاد گرفته باشی ، گذشتن را یاد گرفتیبیشتر از آنکه طعم رسیدن برایت خوشایند باشدگذاشتن و گذشتن و فراموش کردن مي شود نوستالژی زندگی اتتمام آینه ها را ميشکنیتمام دوستت دارم ها ، دوست داشتن ها ، با هم و به خاطر هم ماندن ها و با هم خندیدن ها را ميشکنیآرزوهاي گاه خیلی ساده و منطقی ات را ميشکنیو این شکستن ، بی صدا و آرام ، ميشود حقیقت تلخ زندگی اتغرورت را ميشکنی ، به دستان خودتمي اندازی دوربرده مي

ادامه مطلب  

بردگی مدرن !  

یک جا در زندگی ات ناگهان ميبینی بیشتر از آنکه رسیدن را یاد گرفته باشی ، گذشتن را یاد گرفتیبیشتر از آنکه طعم رسیدن برایت خوشایند باشدگذاشتن و گذشتن و فراموش کردن مي شود نوستالژی زندگی اتتمام آینه ها را ميشکنیتمام دوستت دارم ها ، دوست داشتن ها ، با هم و به خاطر هم ماندن ها و با هم خندیدن ها را ميشکنیآرزوهاي گاه خیلی ساده و منطقی ات را ميشکنیو این شکستن ، بی صدا و آرام ، ميشود حقیقت تلخ زندگی اتغرورت را ميشکنی ، به دستان خودتمي اندازی دوربرده مي

ادامه مطلب  

بردگی مدرن !  

یک جا در زندگی ات ناگهان ميبینی بیشتر از آنکه رسیدن را یاد گرفته باشی ، گذشتن را یاد گرفتیبیشتر از آنکه طعم رسیدن برایت خوشایند باشدگذاشتن و گذشتن و فراموش کردن مي شود نوستالژی زندگی اتتمام آینه ها را ميشکنیتمام دوستت دارم ها ، دوست داشتن ها ، با هم و به خاطر هم ماندن ها و با هم خندیدن ها را ميشکنیآرزوهاي گاه خیلی ساده و منطقی ات را ميشکنیو این شکستن ، بی صدا و آرام ، ميشود حقیقت تلخ زندگی اتغرورت را ميشکنی ، به دستان خودتمي اندازی دوربرده مي

ادامه مطلب  

بردگی مدرن !  

یک جا در زندگی ات ناگهان ميبینی بیشتر از آنکه رسیدن را یاد گرفته باشی ، گذشتن را یاد گرفتیبیشتر از آنکه طعم رسیدن برایت خوشایند باشدگذاشتن و گذشتن و فراموش کردن مي شود نوستالژی زندگی اتتمام آینه ها را ميشکنیتمام دوستت دارم ها ، دوست داشتن ها ، با هم و به خاطر هم ماندن ها و با هم خندیدن ها را ميشکنیآرزوهاي گاه خیلی ساده و منطقی ات را ميشکنیو این شکستن ، بی صدا و آرام ، ميشود حقیقت تلخ زندگی اتغرورت را ميشکنی ، به دستان خودتمي اندازی دوربرده مي

ادامه مطلب  

شکر نعمت نعمتت افزون کند !!  

دیروز از لحاظ ذهنی بسیار آشفته و پریشان بودم (کلا چند وقتي است مشغولیت ذهنی علاوه بر ضعف جسمانی کلافه م کرده) اما اینها مهم نیست ! مهم این است که من دیشب ، برای اولین بار در این مدت ، تقریبا ۱۲ ساعت شیرین خوابیدم ! یک خواب خوش دوازده ساعته ! بسیار عالی بود ؛ کیميایی کمياب همچون یک نعمت اختصاصی که خدایان تقدیمت مي کنند !! پس قدرش را مي دانم و اميدوارم در شب هاي آتی تکرار شود . من خواب را دوست دارم ، خصوصا اگر با رؤیاهاي شیرین همراه باشد ...

ادامه مطلب  

شکر نعمت نعمتت افزون کند !!  

دیروز از لحاظ ذهنی بسیار آشفته و پریشان بودم (کلا چند وقتي است مشغولیت ذهنی علاوه بر ضعف جسمانی کلافه م کرده) اما اینها مهم نیست ! مهم این است که من دیشب ، برای اولین بار در این مدت ، تقریبا ۱۲ ساعت شیرین خوابیدم ! یک خواب خوش دوازده ساعته ! بسیار عالی بود ؛ کیميایی کمياب همچون یک نعمت اختصاصی که خدایان تقدیمت مي کنند !! پس قدرش را مي دانم و اميدوارم در شب هاي آتی تکرار شود . من خواب را دوست دارم ، خصوصا اگر با رؤیاهاي شیرین همراه باشد ...

ادامه مطلب  

یک عاشقانه  

دیشب همسرم و شوهر خواهرم رفتن مشهد، برای مراسم پدر شوهر خواهر بزرگه ، برای همين من و پسرم رفتیم خونه ی خواهرم و شب خوابیدیم، پسرم از صبح کمي بیقرار بود و بی خواب ، شب هم تا صبح چندبار حالش بهم خورد و احساس خفگی بهش دست ميداد.برای اولین بار دیشب توی خواب پسرم دمر شد و از حدود ساعت ٤ تا صبح روی شکم خوابید.البته بیشتر از دوهفته است که مي چرخه و دمر ميشه ولی توی خواب نه!صبح که بیدار شد حجم زیادی شیر بالا اورد و ظهر بود که حس کردم تب داره، و تبش مدام دا

ادامه مطلب  

یک عاشقانه  

دیشب همسرم و شوهر خواهرم رفتن مشهد، برای مراسم پدر شوهر خواهر بزرگه ، برای همين من و پسرم رفتیم خونه ی خواهرم و شب خوابیدیم، پسرم از صبح کمي بیقرار بود و بی خواب ، شب هم تا صبح چندبار حالش بهم خورد و احساس خفگی بهش دست ميداد.برای اولین بار دیشب توی خواب پسرم دمر شد و از حدود ساعت ٤ تا صبح روی شکم خوابید.البته بیشتر از دوهفته است که مي چرخه و دمر ميشه ولی توی خواب نه!صبح که بیدار شد حجم زیادی شیر بالا اورد و ظهر بود که حس کردم تب داره، و تبش مدام دا

ادامه مطلب  

۱۰۴۷-خواب  

دیشب تا همين یکساعت پیش بین جامعه ای از شغل همسر گرامي گیر افتاده بودم!یک لوپی بود که بسته نميشد!!تازه خودش هم معلوم نبود کجاس:-|اونوسط امتحان هم داشتم ميدادم و قرا بود برم سفر شهر موردبحث و....یعنی تمااااام اتفاقاتی که دیروز بصورت گذری از ذهنم عبور کرده بود.تمام اتفاقاتی که به رشته تحریر دراومده بود... همه همه همه اینها دیشب در خواب من جولان ميدادن و الان منو با سردرد تنها گذاشتن:-)مثلا دیروز از ذهنم گذشته بود که ماشینم فلان...توی خواب دقایقی با

ادامه مطلب  

۱۰۴۷-خواب  

دیشب تا همين یکساعت پیش بین جامعه ای از شغل همسر گرامي گیر افتاده بودم!یک لوپی بود که بسته نميشد!!تازه خودش هم معلوم نبود کجاس:-|اونوسط امتحان هم داشتم ميدادم و قرا بود برم سفر شهر موردبحث و....یعنی تمااااام اتفاقاتی که دیروز بصورت گذری از ذهنم عبور کرده بود.تمام اتفاقاتی که به رشته تحریر دراومده بود... همه همه همه اینها دیشب در خواب من جولان ميدادن و الان منو با سردرد تنها گذاشتن:-)مثلا دیروز از ذهنم گذشته بود که ماشینم فلان...توی خواب دقایقی با

ادامه مطلب  

۱۰۴۷-خواب  

دیشب تا همين یکساعت پیش بین جامعه ای از شغل همسر گرامي گیر افتاده بودم!یک لوپی بود که بسته نميشد!!تازه خودش هم معلوم نبود کجاس:-|اونوسط امتحان هم داشتم ميدادم و قرا بود برم سفر شهر موردبحث و....یعنی تمااااام اتفاقاتی که دیروز بصورت گذری از ذهنم عبور کرده بود.تمام اتفاقاتی که به رشته تحریر دراومده بود... همه همه همه اینها دیشب در خواب من جولان ميدادن و الان منو با سردرد تنها گذاشتن:-)مثلا دیروز از ذهنم گذشته بود که ماشینم فلان...توی خواب دقایقی با

ادامه مطلب  

۱۰۴۷-خواب  

دیشب تا همين یکساعت پیش بین جامعه ای از شغل همسر گرامي گیر افتاده بودم!یک لوپی بود که بسته نميشد!!تازه خودش هم معلوم نبود کجاس:-|اونوسط امتحان هم داشتم ميدادم و قرا بود برم سفر شهر موردبحث و....یعنی تمااااام اتفاقاتی که دیروز بصورت گذری از ذهنم عبور کرده بود.تمام اتفاقاتی که به رشته تحریر دراومده بود... همه همه همه اینها دیشب در خواب من جولان ميدادن و الان منو با سردرد تنها گذاشتن:-)مثلا دیروز از ذهنم گذشته بود که ماشینم فلان...توی خواب دقایقی با

ادامه مطلب  

من و یادت  

خیلی وقته حرف نزدیم باهات؛ حواست هست؟ یادت رفته ما رو، مي دونم. شبا کنار سپیدار خشک حیاط مي شینیم، ساکت ساکت، انگار که مرده باشیم. نگاه مي کنیم به ماه که غرق شده تو حوض لجن گرفته. ماه گریه مي کنه، ما گریه مي کنیم، گنجیشکا مي آن مي شینن رو شاخه هاي خشک سپیدار، آواز مي خونن، آواز دشتی غمگین. سخت مي گذره شبا. دکتر دیگه قرص نمي ده، گفته خوب نمي شم، گفته بیان منو ببرن. کی بیاد منو ببره؟ من با کسی نمي رم که، غیر تو. توئم که نمي خو

ادامه مطلب  

پروژه خواب و مرگ و مقایسه‌ی آن دو از نگاه روان شناسی  

/**/

پروژه خواب و مرگ و مقایسه‌ی آن دو از نگاه روان شناسی

                نوع فایل: word قابل ویرایش 60 صفحه   چکیده: در این تحقیق به بررسی خواب و مرگ و مقایسه‌ی آن دو پرداخته شده است. خواب : حالتی است که در اثر از کار افتادن موقتي بعضی از مراکز عصبی و دفاعی در بدن پدید مي‌آید و در این هنگام تنها یک قسمت از مراکز دفاعی از فعالیت باز مي‌ماند و بقیه‌ی قسمت‌هاي دفاعی و سایر دستگاه‌هاي بدن به کار مشغولند ولی حواس پن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >