غرور  

غــــــــــــﺮور ﯾـــُﻌـــﻨــــــــــــــﯽ: ﺗـــــــــــــو آنلاین باشی⇙اوﻧـــــــــــو نگاه کنی⇘اوﻧــــــــــﻢ آنلاین باشه ⇙ تورو نگاه کنه⇘غـــــــــــــﺮور ﯾـــُﻌـــﻨـــــــــــــــﯽ:✬ دلت ﯾـــــــــــــﻪ چـــــــــــیز بگه و زبونت …" ﯾـــــــــــﻪ چـــــــــز دیگه✬ غــــــــــــــﺮور ﯾـــُﻌـــﻨـــــــــــــــﯽ: ☜ اگه اون میگه ﺑـــــــــــــﺮو توام بگی ﻣــــﯿـــــــــــــﺮم ِ غافل از این که ☞ ✘

ادامه مطلب  

طعم شب  

هنوز نتوانسته ام خاطرات پاره پاره شده ی آن روز را از روحم پاک کنم. يک تکه از نگاه تو در چشم های من جا مانده است و من در تمام طول این هزار و سی صد روز با آن تکه از نگاه تو به جهان اطرافم نگریسته ام. باید روزی فرابرسد که بتوانم خودم را از تو رها کنم. در کوچه هایِ بی پایانِ این شهر بدون تو قدم بزنم و دستم در دست هیچ کس...
+هنوز لبخند هایت بوی بهار نارنج می دهند و طعم شب...

ادامه مطلب  

کاش خلیل کبابی بودم..  

امشب وقتی خلیل کبابی میگفت که هوای دلم پائیزیه..یه نگاه به دل خودم انداختم..وقتی نگاه به موهای سفیدش ميکنم و حالش؛یاد موهای سفید خودم میفتم و حالم..هوای دلم دیگه پائیزی نیست..اون ۳دفعه (نه)شنید؛ولی من یه بار (نه)شنیدم و از زندگی گذشتم..امشب چقدر دلم میخواست خلیل کبابی بودم...

ادامه مطلب  

حق حیات  

حیات و رسیدن از عدم به وجود،از جمله حقوق گسترده دیگر در زندگی انسان است که او بیش از سایر امور دارای مسئولیت در قبال آن خواهد بود.در نگاه قرآن،حیات به دو بخش حیات دانی و حیات ممتد تقسیم می گردد.تعبیر لطیف موصوف و صفتی قرآن کریم در خصوص بهره وری مادی محض از فرصت حیات،نشان دهنده سقوط و عدم درک این حقیقت اساسی در وجود انسان است؛«الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ»(ابراهیم،آیه 3).
از این روی،حقوق حیات بر دوش انسان از

ادامه مطلب  

پیچک نگاه  

پایان گرفته حادثه در ردپای تو دردا نگاه ما که نشد آشنای تو امنیتی ست از تو که پیچیده بر تنم با بازوان پیچکی چشم های تو لبخند تو شروع غزلهاست،پس بخندبگذار شعر تازه بگوید صدای تو پیداست بی بهانه تو را دوست دارمت با این بهانه باز  بمیرم برای تو ؟با قطره قطره اشک،به باران رسیده ام جاریست در بهانه ی باران هوای تو رفتی و زخم فاصله پیداست بر تنم .جامانده است روی تنم ردپای تو ...قاسم قاسمی اصل

ادامه مطلب  

روزهایی که می‌رفت  

صدای رفتن و نماندن هنوز هم دهلیز آواز می‌شود روی انگشتانم
بگذار بگذرد
این را هنگامه پریشان مویرگ‌ها می‌گوید
چشم‌ها چشم‌ها بی هیچ سویی
به هر سویی پرواز می‌کنند
سراسر نگاه شده بودی و هیچ چشمی نداشتی
سردت بود
دست‌هایم
دست‌هایم
لبه تیز حسرت بر حاشیه ساز شیار داغی می‌نوازد
دستم‌هایم
دست‌هایم
روی آخرین نگاه سر می‌خورند
سردشان بود
سردت است؟
چرا نمی‌لرزید اما گونه‌ کلماتش کبود بود
گونه واژه‌ها
گونه‌ هوا روی قلبش افتاده بود و نمی‌زد و چ

ادامه مطلب  

بهترین لحظات زندگی  

چند تا از بهترین لحظه های زندگی:
 
-عاشق شدن
-دادن آخرین امتحان
-تماس از کسی که دلتون براش تنگ شده
-به شخصی که دوسش دارین نگاه کنین و ببینین اونم داشته به شما نگاه ميکرده
-دوستای قدیمی خوبت رو ببینی و بفهمی هیچی بینتون تغییر نکرده
-لمس انگشتای یه نوزاد تازه متولد شده
-از خواب بیدار شی و ببینی هنوز وقت اضافی برا خوابیدن داری
-یه شب قشنگ تو خیابون تنها قدم بزنی و خاطرات قشنگ و خوبت رو مرور کنی
-وقتی تنهایی یه پیام یا تماس از کسی که دوسش داری دریافت ک

ادامه مطلب  

سقوط و ...  

دیروز رفتم روستا 
همون روستا که دو سال قبل 
از درخت انجیر افتادم 
و
کمرم شکست 
رفتم زیر همون درخت 
البته هر وقت میرم همین کار را می‌کنم 
درخت را نگاه می‌کنم 
به زمین نگاه می‌کنم 
به جایی که خوردم زمین 
جایی که بین يک سنگ بزرگ و يک تنه ی تیز درخت 
فرود آمدم 
که اگر روی سنگ 
یا 
تنه ی تیز قطع شده ی درخت 
افتاده بودم 
مرگ من حتمی بود 
و
همون سال و دیگر سالها 
در منطقه ی مازندران 
خیلی ها از درخت گردو و انحیر 
افتادند و می‌افتند 
مردند و می‌میرن

ادامه مطلب  

دار تنهایی  

کوچه های تنگ این دنیا
دل شکسته از گلی تنها
خانه ای سرد و گلین و تار
دختری نشسته پشت دار
....
قالی زیبای تنهایی
نقش بسته است بر دیوار
دست های پینه بسته او
می زند گره به تار و پود دار
خلسه ای میان خواب و بیداری
قصه ها خوانده می شود رج وار
........
هر گره ز تاب خستگی اش
پلک می افتد از نگاه خدا
می زند گره به کوری خواب
باز می گشاید دو چشمش را
می چکد ز چشم تب آلود
قطره قطره عطش از آن لب ها
.......
بوسه های برنده بر دستش
خنده های امید بر قلبش
يک گره به رنگ مجنونان
لی

ادامه مطلب  

عید شما مبارک - تولدم مبارک  

سال نو مبارککککک!!!
امیدوارم امسال يکی از بهترین سال ها باشه برامون و به هرچه میخواهیم برسیم !!!! هورااااا!
من که خیلی خوشحالم که عید شده البته هر سال این اتفاق میافتاد ولی دو سال پیش راستش زیاد نه ولی امسال دوبارهههه خیلی خوشحالممممم. برای من نوروز و عید یعنی کلی خاطره و خوشحالی و کیف اصلا زندگی به طمع خوشبختی. چون اولا خیلی همه چیز نو و تازه و قشنگه دومم تولدم هم هست دقیقا روز نوروز... ما اینجور آدمی هستیم. تولدم رو به خودم خیلی خیلی تبريک میگم ب

ادامه مطلب  

یه نگاه تو برام خاطره شده...:)  

یه نگاه تو برام خاطره شده خاطر من جمعه به خدا دل منم معنی تو و عشقتو میفهمه تو اتاق خودمم فکر توئمو حالمو میدونی تو که میدونی فقط چی ميکشه این عاشق زندونی زندونی..
  ♫♫♫
تو باعث شدی حواسم بره خودم حالم از خودم بدتره تا دلت از همچی با خبره بمیرم برات که هر ثانیه چشمای تو به دره هوا ابریه دل ِ تنگ تو اینهمه منتظره..
یه نگاه تو برام خاطره شده خاطر من جمعه به خدا دل منم معنی تو و عشقتو میفهمه تو اتاق خودمم فکر توئمو حالمو میدونی تو که میدونی چی ميکش

ادامه مطلب  

محبت  

در يک اتاق نیمه بزرگ همان متوسط خودمان میز پنج استاد با رشته های متفاوت ولی با حضور چهار استاد همیشه حاضر پشت میز و يک نفر که بعد از دو سال رفت و آمد ما، تازه امروز حضورش را حاضر دیدیم، این يک توصیف کوچک از فضا بود ولی آن چیز که ذهن من را شیفته حضورش می کند استادی مهربان یا فراتر از مهربان هست که با دیدنش یادم می آید که هنوز از انسان بودن آدم ها کم نشده است و من را امیدوار می کند امروز ایرادهای دانشجو را آن قدر با خنده ای بدون تمسخر بیان می کرد که

ادامه مطلب  

ماه رمضان و‌ روزه ....  

هر کسی از زاویه ای به ماه رمضان و فواید و اثرات آن نگاه ميکند 
من از زاویه ی دیگری به فلسفه ی روزه و نخوردن و‌نیاشامیدن و ... نگاه ميکنم 
وقتی چندین ساعت طولانی خصوصا  در گرما ی تابستان خود را از خوردن و ...محروم می‌کنی و با عطش فراوان و گرسنگی مفرط منتظر افطار هستی 
فکر می‌کنی موقع افطار چقدر خواهی خورد و نوشید ....
ولی وقتی يک لیوان آب خوردی و مقداری غذا ...
کاملا سیر و سیراب خواهی شد
بعد هر چه آب و شربت و‌غذا و گوشت و‌میوه و‌....باشد نمی‌خوری
یع

ادامه مطلب  

با من نگاه کن  

                                

ادامه مطلب  

 

چرا من هر موقع کاملا صادقانه حرف های دلمو میزنم بعدش یه اتفاق بدی میفته؟! و بد برداشت میشه که مثلا شخص مقابل درخواست محبت کرده و موضوعاتی ازین دست...؟من خودم دلم میخواد با اراده و اختیار خودم عشق بریزم به پای این معشوق نازنین.
دلیل حرفمم اینه که خیلی محدود کرده ابراز احساساتو. اصلا ممنوع کرده.احساسات من صادقانه همیناییه که میگم، مهرو رو همینقدر عالی و بی همتا میبینم؛ بدون هیچ دروغ و اغراقی.
بهش گفتم نگاه دروغ نمیگه. بیا نگاه منو ببین، متوجه می

ادامه مطلب  

یادم تورا فراموش  

سلام همیشه یادمه میگفتی اگر ازهمم جداشدیم تو این وبلاگ همیشه بنویسیم که دوران عاشقیمون جاودانه بمونه اما بعد گذشت نه سال دیشب گفتی این وبلاگ قدیمیه آدم باید به چیزای جدید فکر کنه و زندگیشو از نو بسازه وبمن گفتی تو قدیمی فکر ميکنی یدم تو گذشته ای خانمم اینو بدون گه گذر از گذشته همیشه آیندرو محکمترو جاودانه تر میسازه خوبه با موروری بر گذشته بدونیم کی بودیم چی شدیم و برای چه خوایم شدمون تصمیم بگیریم نگاه به گذشته آدمو پرقدرت ميکنه اما اگر فقط

ادامه مطلب  

یادم تورا فراموش  

سلام همیشه یادمه میگفتی اگر ازهمم جداشدیم تو این وبلاگ همیشه بنویسیم که دوران عاشقیمون جاودانه بمونه اما بعد گذشت نه سال دیشب گفتی این وبلاگ قدیمیه آدم باید به چیزای جدید فکر کنه و زندگیشو از نو بسازه وبمن گفتی تو قدیمی فکر ميکنی یدم تو گذشته ای خانمم اینو بدون گه گذر از گذشته همیشه آیندرو محکمترو جاودانه تر میسازه خوبه با موروری بر گذشته بدونیم کی بودیم چی شدیم و برای چه خوایم شدمون تصمیم بگیریم نگاه به گذشته آدمو پرقدرت ميکنه اما اگر فقط

ادامه مطلب  

زیبا  

ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡﮐﻪ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﻋﺸـﻖ نگاﻩ ﻣﻬﺮباﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺍﺳﺖ!
ﺯﻧـﺪﮔﯽ ﺭﺍ به ﺍﻭ ﺑﺴـﭙﺎﺭﻭ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﺖﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ؛ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺮﺍﺱ ﻫﺎﯼ ﺩنیاﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ...
شب خوش

ادامه مطلب  

وصیت 5  

و هرگز عاشق کسی نبوده ام 
و سخن هیچ رهگذری را به خود نگرفته ام 
 
تنها به یاد نداشته ها سروده ام 
در نگاه ماه ترین دریا 
و سخن را خاصیت این است 
که هر که در او خود را می نگرد 
 
و بر احدی حرجی نیست 
سخن آیینه است 
بنگرید و بگذرید 
 

ادامه مطلب  

واسه تکرار امروز، 19 اردیبهشت، یه غم کهنه ....  

همیشه دلم میخواسته عاشق باشم، از وقتی که خودم و جنسیتم و شناختم و نیازم رو برای دوست داشتن و دوست داشته شدن... از وقتی که تو پشت بوم به سهیل گفتم من عشق و تو نگاه آدما میشناسم و باور دارم نه رو زبونشون و اون و بقیه پسرای کوچه به من خندیدن، تا وقتی که تو پونزده سالگی سخت دنبال یه حس عجیب و نگاه خاص گشتم تا به هاشم خوردم که در مقابلش تسلیم و بی سلاح بودم... تا همین امروز، که به خیال خودم بالا و پایین زیادی شاید نخورده باشم، ولی ترس ها و دلواپسی ها و غص

ادامه مطلب  

بوسۀ خدا  

تو را می‌گشایم
می‌شوی دهان خدا،
تو را می‌خوانم
می‌شوی صدای خدا،
واژگانت را ادا می‌کنم
می‌شوند چشمان خدا،
معنایت را در می‌یابم
می‌شود نگاه خدا،
تو را می‌بندم 
می‌شوی بوسۀ خدا
در میان دستانم. 
 
پیشکش به قرآن، 8 رمضان 96 
 

ادامه مطلب  

بیخیالی یا حماقت شما جواب بدین لطفا  

الان سه ترم هست که درس و دانشگاه و ول کردم به امون خدا
نه میرم سر جلسه و نه میرم سر کلاس
این حماقته یا بیخیالی؟شایدم خود بیخیالی حماقته؟نمیدونم
میخوام شروع کنم ولی نمیشه , خودم و درگیر کارم کردم و فکر ميکنم کارم مهم تر از درس و دانشگاهه
هیچوقت سعی نکردم دنبال مدرک برم ! الانکه نگاه ميکنم مدرک داشتن بد هم نیست ولی آدم اگه یجایی گیر باشه و دلش بخاد بره جلو و نشه خیلی سخته .
دقیقا اگه مثل آدم درس میخوندم و دبیرستان درس و دانشگاه و کنار نمیزدم و نمیر

ادامه مطلب  

154  

اتفاقات زیادی تو این چند روز افتاد که حس ِ ش نبود تا بیام ُ بنویسم
امروز ی امتحان داشتیم که خیلی زیاد و سخت بود همه تو گروه با هم هماهنگ کردیم که ديکشنری ببریم
چون استاد مجاز نکرده بود
منم شب ساعت 3 خوابیدم صبح هم دیر بیدار شدم ساعت 10 شروع کردم به خوندن ُ خوندن
بعد يکم تو ديکشتری م تقلب نوشتم که ازش استفاده کنم از ی تیچر بعیده ولی خب چه میشه کرد
قبل از امتحان بابام ُ تا جایی رسوندم و خودم رفتم
هوا هم که اینقد گرم ، بابا میگه کولر ُ روشن نکنیآ
من با

ادامه مطلب  

دل افسرده  

دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی، سخت مهنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد
شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته، جامش شکسته
گل وگلزار را چین بر جبین است
نگاه گل نگاه واپسین است
پرستوهای وحشی، بال در بال
امید مبهمی را کرده دنبال
نه در خورشید نور زندگانی
نه در مهتاب شور شادمانی
فلق ها خنده ی بر لب فسرده
شفق ها خنده ی در هم فشرده!
کلاغان می خروشند از سر کاج


ادامه مطلب  

گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله من ... !  

 
هر وقت يکی از مردم عادی حرفی میزنن فوری میان و میگن در شرایط کنونی اتحاد مهمترین چیز و نیاز کشوره
هر وقت کسی چیزی میگه يک حدیث از حضرت علی میگن که "نگاه کن چه چیزی گفته می شود ، نگاه نکن چه کسی می گوید" و یا امام باقر "سخن خوب را از از هر که گفت بگیرید، اگرچه او خود به آن عمل نکند"
 
حالا میبینم رئیس جمهور يک جور رفتار می کنه و مقابل مسئولین کشور می ایسته، بقیه مسئولین با صدای بلند و از رسانه های مختلف جلوش می ایستن و اشتباهش رو فریاد میزنن و تخری

ادامه مطلب  

روش تدریس فارسی  

 
 
تدریس فارسی با کاربرد کلمات مشکل :
1. درس را بخوانید( معلم درس را بخواند) 
2. کلمات مشکل درس را پیدا کنید( املایی، تلفظی، معنایی)
3. کلمات مشکل درس را در تابلو بنویسید از دانش آموزان بخواهید نگاه کنند.( شکل و املای کلمه را می بینند.)
4. کلمات مشکل درس را از روی تابلو بخوانید دانش آموزان گوش کنند.( تلفظ )
5. کلمات روی تابلو را بخوانید معنا کنید دانش آموزان گوش کنند. 
6. ازدانش آموزان بخواهید متن کتاب را به صورت گروهی نگاه کنند و کلمات مشکل درس را که در

ادامه مطلب  

ما در عکس ها زندگی می کنیم  

در واقع تیتر بالا،اسم یه کتابه که در اینده ای نزديک خواهم خوند!! اما قصد امشبم این نیست که کتاب حرف بزنم،میخوام از يکی دیگه از موضوعات مورد علاقه ام،یعنی عکس و عکاسی (گرچه استعداد خاصی درونش ندارم!-_-) حرف بزنم...
به عکس ها تاحالا دقت کردی؟مخصوصا اون عکسه که توی یه جمع خانوادگی،یا یه جمعی که توش حسابی خندیدی و  خوشگذشته و اتفاقا عکس های یهویی که گرفته شد دماغتو گنده تر از همیشه نشون داده یا تو نابودترین تیپ بودی یا شایدم نه! شایدم برگه آس مجلس بو

ادامه مطلب  

ماوی  

داشتم تو را می‌دیدم
به تو سلام می‌کردم
با تو حال می‌کردم
 داشتی تو رد می‌شدی و 
من دست ظریف‌َت را غرق بوسه
تو نگاه و من لبخند 
من نگاه و تو خنده
تو نگاه و من حسرت...
هوا گرم بود وُ
خواب خلوت بود
 تو رد می‌شدی وُ خواب
خلوت شده بود
 
-سلام علاقه جان،بیا سوار شو برویم
این‌جا هوا شلوغ است وُ
خواب خلوت
 -نه می‌ترسم!
 -ای‌بابا بی‌خیال
علاقه‌‌یِ دل نازکِ قشنگ
خیال که ترس ندارد
انگار حواست نیست، ما
هر دو
خوابیم
داریم هم را خواب می‌بینیم
باور کن

ادامه مطلب  

 

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫رفت دل من رفت مگه از دست نگاهت میشه در رفت♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫هست یه نفر هست که میترسه تو رو اخر بده از دست♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫بارونه با تو ارومه دل دیوونه بگو میمونی پیش من♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫اخه دوست دارم عاشقتم رفتی تو قلبم♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫تو همون نیمه گم شدمی تو بمون واسم♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫همه مید

ادامه مطلب  

اکورد اهنگ تنهاییام شادمهر عقیلی  

ریتم 4/4
 
 C#m       F#                         B      G#m تنهاییات تنهاییات رویِ دوشم ، تنهاییام غمت نیست G#m              C#m   D#m           E بهترینِ تو بمونم ، امیدی به بودنت نیست C#m           F#                            B      G#m نگاه کن ، نگاه کن توو نگاهِ من چه بارونی توو راهه G#m    C#m      D#m               E همیشه بستنِ يک دَر ، تولدِ یه دیواره D#m                      F#    B                     G#m نمیخواستم توو این خونه ، یه لحظه رو ب

ادامه مطلب  

نومید نرفته هیچ کس از در تو  

بر شوکت جاودانی تو صلواتبر عصمت آسمانی تو صلواتنومید نرفته هیچ کس از در توبر رأفت و مهربانی تو صلواتسلام ای غریب غریبان سلامسلام ای طبیب طبیبان سلامالا ماهتاب شبستان توسالا حضرت نور! شمس الشموسامام‌ثامن و‌ضامن،رضا که برحرمشنهاده‌اند شهان، روی إلتجا اینجاستبه خضر کز پی آب بقاست سرگرداندهید مژده‌که سرچشمه‌بقا اینجاستبه سرم غیر هوای تو تمنایی نیستبطلب تا که فقط سیر نگاهت بکنم حسرت برند خیل تمام فرشتگان بر آن فرشته ای که به صحنت کبوتر ا

ادامه مطلب  

تا همین‌جا بس است  

باید يک دکمه‌ی اِستاپی بود بعضی اوقات توی زندگی برای چیزهایی حوادثی روزهایی لحظاتی اوقاتی که می‌زدیش می‌رفتی زیر پتو/ سر کوه/ توی توالت/ توی خودت/ توی بغل يکی دیگر يک‌جایی، باید دکمه‌ی استاپ و توقفی بود، يک‌جاهایی که آدم کم که می‌آورد، و نمی‌توانست حجم بعضی چیزها را توی خودش جا بدهد، دکمه‌ رامیشد فشارداد و گفت بس است برای من بس است کافی است، همه‌چیز را نگه داشت و رفت يکم از دورتر نگاه‌شان کرد یا اصلا نگاهشان نکرد پشت کرد و رفت و هی رفت

ادامه مطلب  

روزه  

فردا اول ماه رمضان هست ...
یعنی میتونم روزه بگیرم سرکارم برم ؟؟؟
اونشب خودمو جم و جور کردم و به فرهاد ( رفیقم ) گفتم : من دیگه نماز خون شدم .....
دیگه میخوام نمازام رو بخونم .....
وای خدا .... هیچوقت نگاه عمیقه فرهاد یادم نمیره ....
برگشت گفت : که چی بشه ؟؟؟؟
گفتم : خودم دوس دارم بخونم .... برای خودم .. برای خدای خودم ....
فرهاد از صفحه ی گوشیش نگاهش رو چرخوند سمت من و گفت : کدوم خدا ؟؟؟
خدایی که تورو توی این همه مشکل قرار داده ؟؟؟؟ خدایی که این همه سال صدات رو نشنی

ادامه مطلب  

سپیدِ به دست آمده  

همه جا سفید بود، غرق در سکوتی که هم با حس خوب همراه بود هم با ترس !وسط پارک ایستادم و قطعه "چرخ" را پلی کردم، چرخیدم و چرخیدم و همه جا را از بالا تا پایین نگاه کردم... چه چیز بهتر از این هوا میتوانست باشد؟ روی برفها نشستم و بوتهایم را نگاه کردم و به سکوت گوش کردم...هنوز هم مانند سوزن میبارید و به صورتم میخورد...هیچ حس بدی و حتی حس سرما نداشتم... تنها بخاطر پیاده روی زیاد پاهایم کرخت و بی حال شده بودند اما باز هم جان داشتم تمام خیابان های شهر را راه برو

ادامه مطلب  

بی دست و پا  

نماز هم شد برام یه مشکل
حالا همش دغدغه ی اینو دارم که خدایا نمازم قضا نشه .....
سرکار تا صدای اذان گوشیم در میومد که دیگه واویلا بود ......
متلک ... تيکه و گوشه کنایه ای بود که بارم میشد .... حالا چه مستقیم چه غیره مستقیم ....
نمیدونم شاید نماز خوندنه کسی مثه من واسه مردم زیاد قابل درک نیست ....
همش حواسم به اومدن و رفتن آفتاب هست که نکنه یادم بره ....
با همکارا نشسته بودیم ( میلاد . محمدرضا . نسترن . یاسمین . پرویز . مهرداد ) که میلاد برگشت گفت : تو که نماز نمیخون

ادامه مطلب  

...!!!  

 
...!!!
به چشمان پریرویان این شهر،
یه صد امید می بستم نگاهی ،
   مگر يک تن ازین نا آشنایان ،
  مرا بخشد به شهر عشق
راهی به هر چشمی -
به امیدی که این اوست –
نگاه بیقرارم خیره می ماند ،
 يکی هم ، زین همه ناز آفرینان ،
امیدم را به چشمانم نمی خواند !
 غریبی بودم و گم کرده راهی ،
مرا با خود به هر سویی کشاندند ،
 شنیدم بار ها از رهگذاران
که زیر لب مرا دیوانه خواندند !
 ولی من ، چشم امیدم نمی خفت .
 که مرغی آشیان گم کرده بودم 
ز هر بام و دری سر می کشیدم
به هر ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1