سلام  

دوباره سلام به تو که بهترینی...
توکه باعث طپش شدیدقلبم..شدی ووقتی باهات حرف میزنم یه طپش غیرقابل وصف سراغ قلبم میاد....
توکه پاکترینی...
توکه عزیزترینی...
اسرین عزیزم میخام یه چیزی بگم که خیالتو تاآخر راحت کنم...
داشتن بکارت دلیل نجابت ...ونداشتنش دلیل بي عفتی وهرزگی یه دختر نیست..
درخیلی از کشورها دردوران کودکی ونوزادی به عمد پرده بکارت دختر را  بادست وعمدا برمیدارند تا در بزرگسالی محدود نشه..
ازنظر من تو گلی هستی پاک ...دختری هستی نجیب...که جبر وقه

ادامه مطلب  

مث همیشه ....  

صفحشو باز میکنی ... مث همیشه ، بالا پایین میکنی ... بازم دست میذاری رو همون چندتا عکسِ همیشگی ... هی زوم میکنی ... هی بک میزنی ، یکی دیگه ... ميري ب پنجاه و شش هفته پیش ، اولین چتتون ک پیش اومد این آخرین پستش بود ... میای ماشین حسابو باز میکنی مث همیشه ... چهارده ماه ... هر یه ماهی که اضافه میشه یه نفس عمیق میکشی ، مث قلبت ، که عمیق تر حسش میکنه .. گوشی رو میندازی اونطرف و دراز میکشی ... نميدوني چ آهنگیه ، فقط ميدوني از هموناس ک اون فرستاده ... هرچی ک ب اون وصل بش

ادامه مطلب  

 

خدایا وقتی تنهام کمکم کن بهم آرامش بده هیچوقت دوس ندارم شب بشه چون شبا آقام میره سرکار تنهامیمونم اگه همه هم کنارم باشن ولی اون نباشه دلم خیلی میگیره دوس دارم پیشم باشه باخیال راحت بخوابم ولی حالاکه نیست نمیخوابم عوضش بهش زنگ میزنم کلی باهاش میحرفم ولی وقتی قطع میکنم کلی گریه میکنم تاخواب میرم مثل بچه ای که مادرشومیخواد خیلی دوسش دارم. کاش کارش راحتتربود خیلی اذیت میشه هرشب میره سرکار میدونم برای اونم سخته که شباپیشم نیست ولی به روی خودش ن

ادامه مطلب  

#1-بغض لعنتی  

این بغض لعنتی بدجوری چنگ زده گلوم..هرچی ام که اشک ميريزم تمومی نداره...دلتنگتم دیگه دلتنگی که شاخ و دم نداره..مگه میشه ببينم داري ميري و بغض نکنم ..حالا توهرچی بگی عزیزک فقط سه هفته است هر چی من  بگم درس می خونیم این روزا می گذره..هرچی من قول بدم خوشحالت کنم...
مگه میشه از کنار پارک لاله گذشت و بغض نکرد...مگه عاشقی دختر که اشتباه پیاده شدی...
صبح که بيدار شدم گفتم امروز مثل دیروز نیست میشینم  درس می خونم و دیگه بهش فکر نمی کنم ولی مگه صدای بارون میزار

ادامه مطلب  

می خرم!  

می خرم!
گفتی احساس به یغما برده داري، می خرم
باغبانی و گل پژمرده داري، می خرم
گفتی از ترس فلک، یک عالم احساس نجیب
گوشه ی پیراهنت افسرده داري، می خرم گفتی انگار از نبرد خویش با دل می رسی
نوجوان کشته ای بر گُرده داري، می خرم
گفتی از بي عاشقی در تیر باران غزل
یک بغل مصراع پیکان خورده داري، می خرم
جای فریاد و سرور کودکانه در دلت
گفته بودی عندلیب مرده داري، می خرم
گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان، یادگار
بي نهایت شعر سرما خورده داري، می خرم
عمر کوتاه من

ادامه مطلب  

گیلاسیالوگ/17  

زندگی متاهلی خیلی سخته  :(
مثلا شب ميري خونه میبينی خانمت از اینکه گوجه و هویج های سالاد رو نتونسته مثل گل رز دربياره,ناراحته!!
اونوقت باید بشینی دلداريش بدی و از دلش دربياری!!!
نحوه این دلداري دادن هم خودش یه پروسه سنگین و طاقت فرساست که حالا بعدا بهتون یاد میدم !!

ادامه مطلب  

حالم بده واقعا  

من میدونستم باید انما بشم.میدونستم هرچی بخورم اثر ملین نداره و برعکس جمع میشه.اما گوش ندادن.الان گرفتار شدم.دارم میمیرم. اگه همون جمعه مث ادم انما میکردند این بساط نبودالان دارم میمیرم.الان هم غذا خوردم بد شد حالم.منباید روده هام تخلیه میشد بعد غذا خوردنو شروع میکردم.یا حداقل دفع های مکررم جلوش. گرفته میشد با خیال راحت اب میخوردم.اب کم خوردم :(((((کلافه ام.این چه مصیبتیه اخه

ادامه مطلب  

فقط فقططططط ماللل منه  

وای وای واییییییی چرا اینطوری میشه اه اهههه زورم ب هیچی نمیرسه دیه
اه از شبا میترسم‌بخدا میترسم‌اه مثلا مرد هستم چ وضعشه شبيه بچه شدم
هر شب در اتاقو میبندم میشینم گریه میکنم وای خدا بسه
تورو قران بسه نمیتونم دیه نمیکشم طاقت ندارم‌تحمل این‌همه مشکل رو ندارم
وایییی چرا‌ زندگیم اینجوریه اخه
راحت دارن تیکه تیکه میشم 
خدایا این همه التماس پس کو کمکت بابا من چیکار کنم دارم میمیرم
خدایااااااااا با تو امممممم من فقط اونو میخوام فقط فقط اونننن


ادامه مطلب  

دارم روانی میشم  

مسیله ساده رو.پیچوندن.من یبوستم عادی نبود.بعد هفت روز به انسداد رسید.من همورویید داشتم.هر پنج دقیقه دفع.لعنتی ها.گوش ندادنالان باز حالم بد شده.دارم میمیرملعنت بهشون.نفرین بهشونکثافتا بيچاره ام کردنمنو از بين بردن.لعنتی ها من خیر سرم با وضع خرابم رفتم اورژانس.درد و ناله.هر پنج دقیقه دفع.منو.نفله کردندارم میزاونشب اگه دفع کامل بود.این وضعم نبوداگه جمعه جمعم میکردندارم میمیرمدارم تلف میشم.نمیدونم.چه کنم.اگه ن

ادامه مطلب  

دوشنبه دیِ ای دوست داشتنی  

امروز بعد چندین مدت یکی از اون دوشنبه های دوست داشتنی بود از اونایی که با شکست و حس منفی نمیگذره و برعکس هی فراتر ميري و حس خوبت بيشتر میشه از اونا که دراوج ناامیدی که داري بيخیال میشی همه چی درست میشه
امروز از همون ساعت 11وخرده ای تا همون ساعت 6وخرده ای و تاالانش خوب بوده
من خوبي این دوشنبه رو از دی میدونم و منتظر روزای خوبتری م ازش

ادامه مطلب  

موفقیت  

حتما بخونید. 
درست همون لحظه که افکارت به بن بست رسیده
درست همون لحظه که فکر میکنی حال ادامه دادن نداري
درست همون لحظه
یک قلم وکاغذ بردار
همه اولویت های زندگیت رو بنویس
همه خواسته هاتو بریز رو کاغذ
حالا پاشو بزن توخیابون
راه برو
من اگه جای توباشم میدوئم!!
یک جوری بدو که انگار دارن دنبالت میکنن
بااسترس.....باترس....
خوب به صدای قدم هات گوش کن
به صدای قلبت
توداري حرکت میکنی!!
این یعنی زنده ای....
از یک جایی به بعد دیگه استرس و ترس ازبين میره
چون ازشون

ادامه مطلب  

ابی - پیچک  

Bm                F#    Em              B                  Bm                F#       Em            B              Bm
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله  دل اسیره آرزوهای محاله.غبار پشت شیشه میگه رفتی ولی هنوز دلم باور نداره
Bm                A           G        A                Bm             A     Bm         A       
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره ... كاشكی بودیو میدیدی زندگیم چه سوت و كوره
Bm           A       Bm          C            Bm             A         Bm          C          
آسمون از

ادامه مطلب  

هانگ !  

یه جیمیل داشتم اسم دختر بود 
کلش بازی میکردم بازم اسمم دختر بود 
یه پسرس انقد گیر داد ...
به خودم گفتم اذیتش نکن ولی ازین حرصم میگرفت فکر میکرد زرنگه
خلاصه توی بازی انقد هوای منو داشت تا اینکه گفت شماره بده و ....
منم گفتم فقط برنامه هانگ ...
مثلا مخ منو میزد
به جایی رسید که گفتم این باید خوب ادب بشه
حالا بماند که چقدر از خنده دل درد گرفتم 
یهو وسط حرفاش به طعنه حرفهای مورد دار میزد و منم حجب و حیا و اینا !
یه روز وسط چت کردن و ایشون لاو میترکوند دیگه

ادامه مطلب  

دلتنگی  

یه روزی یه اسمی رو تو اینترنت سرچ میکنی با وبلاگش مواجه میشی پستاشو میبين و میخونی میبينی یه وبلاگ قدیمیه از سال 89 تا حالا داره توش مینویسه یادت میاد خودتم وبلاگ بازِ قهاری بودی اما آنچنان روزگار چرخید که حتی آدرس وبلاگتو فراموش کردی سه ساعت به مغزت فشار میاری تا آدرسش یادت میاد ميري تو سایت بلاگفا تا واردش بشی مسلما پسورد یادت نیست  پس رفتم سراغ ریکاووری پسورد، ایمیلی که اون دوران داده بودم رو پاک کرده بودم نا امید بودم و در اوج نا امیدی ر

ادامه مطلب  

دلنگرانی  

سلام خدمت همه بزرگواران و سلام مخصوص واس ابجی محسام
خب بعد از مدتی دیگه وبلاگ تولد محسا فعالیت نخواهیم کرد و فقط اونجا واسه تولد ابجیم بودش
خب پست مربوطه که نوشتم دلنگرانیه ولی چ دلنگرانی؟؟؟
روزای سخت پشت روزای سخت میان واسم امشب که این پست رو میزارم یه مسابقه مهم دارم و پامم دیروز پیچ خورده و کلی دردسر واس امشب
خب جریان دلنگرانیم فقط همینه؟؟؟نه اینا که چیز خاصی نیستن
دلنگرانی من بابت ابجی محساس
ابجی محسای گلم من زیاد فکر میکنم بهت
چن وقتیه

ادامه مطلب  

اردی بهشت  

نمی دونم چی شد که حالا، این موقع شب یادت کردم .. قدیمی عزیز من ..:)
حالا که اومدم، می خوام بگم از کلیشه های اینستایی و تلگرامی که جای تو و بقیه ی وبلاگا رو گرفتن خسته ام و روز به روز کمتر دوسشون دارم.
از کپشن ها و پستای یکی در میون عین هم که معلوم نیست چقدرشون از ته دل اومده باشن.
بابا البته میگه تو آدم گریزی ! نمی دونه که حقیقی و مجازی هم نداره :)
 نمی دونم . شاید حالا که اینجا خلوت شده و اون جاهای دوست نداشتنی شلوغ، بيشتر بيام پیشت . خانه ی روزهای نو

ادامه مطلب  

160  

بعضی وقت ها خیلی احساس تنهایی می کنم.
مثل حالا.
حالا که "میم" را از دست داده ام و "ش" تا چند وقت دیگر می رود شهرستان .
و همین دو نفر بودن که برایم سنگ صبور بودن .
و حالا دیگر هیچ کس نیست که من غصه هایم را برایش بگویم و با بودنش احساس دلتنگی نکنم.
احساس می کنم همه یک دوست صمیمی دارند به جز من.
منم و وبلاگم.
که احساس می کنم وبلاگم خیلی ساکته و هیچ حرفی نداره برای دلداري دادنم.
تنها به چه کسی می گویند؟
کسی که هیچ کس را نداشته باشد یا کسی که کسانی که باید دا

ادامه مطلب  

 

تو !قول داده بود که باشد کنار مندر روز های سخت به عشق وطن وطندر روزهایِ بعد تو مکاره تر شدوتا قول های تازه که در اوج پر زدنحالا برو نمان تو کنارِ منی که نیستدیگر میانِ کالبدی کهنه در کفن
من باد می شود که بياید به باغ توتا در بياورد که دماراز دماغ توباید میان ِ خانه ی من درس عبرتی...باید که بشکند همه جا آن چماق توحالا کلاغ قصه ی من منتظر بمانمن زاده می شود که بياید سراغ تو
من زاده شد که بعد...ولی حیله گر ترستآن تو که هست بنده ی دستی که پر زر ستاما نقا

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم.سلام نفسم.خوبي فاطمه؟از خدا میخوام همیشه خوب باشی فدات بشم.من خیلی دلتنگم...آره دلتنگ تو...کاش دیشب پیشم بودی و میدیدی که چطور دارم گریه میکنم فقط به خاطر تو.ميدوني دیشب چه دعایی کردم عزیز دلم؟از خدا خواستم که همیشه سلامت باشی.هیچوقت ناراحت نباشی غم توی زندگیت نیاد...و آخر دعا از خدا خواستم که مال من باشی.خدا تو خودت ميدوني من تحمل دیدن دستاش رو توی دستای کسی دیگه ای ندارم...خدایا قلب من زخم خوردس و درد میکشه خدایا مراقبش باش...خدایا تو

ادامه مطلب  

 

- برام نوشتی:
" لاف عاشقی با عاشقی فرقش زیاده!من نودساله حست میكنم وتورنج این حس طاقتم تاخ شده! "
- جواب من به تو:
" هرموقع، وقتی شب خوابيدی از حس لمس تنت با نوازش های اونی که دوسش داري از خواب پریدی...
هرموقع، وقتی داري رانندگی میکنی از حس استشمام عطر تن اونی که دوسش داري کوبيدی روی ترمز و دور و برت رو نگاه کردی که نکنه اون نزدیکی ها باشه...
هرموقع، وقتی روی کاناپه نشستی و حس سنگینی نگاه اونی که دوسش داري رو روبروی خودت تصور کردی که داره با لبخند بهت

ادامه مطلب  

من  

سلام به روی ماه همتوون عاشق تک تک شما دوستانم با اون دلای مهربون وپاکتون
امیدوارم هر جا هستین روی این کره خاکی سالم وموفق باشین
دلم می خواد از دل تنگیام واستون بگم
ااز یه سری از دوستام که حالا حالا معلوم نیس ببينمشون ودلم براشون تنگ شده
از یه سری آدمایی که در زمانهای مختلف وارد زندگیم شدند و الان نیستن ومن خیلی اذیتشون کردم
والان به کارای خودم میخندم
بعضی مواقع آدم کارای احمقانه انجام میده دست خودشم نیس بعد میگه آخ کاش اینجور نمیگفتم نبودم 

ادامه مطلب  

من یک دختر پاییزم . . .  

دختر پاییز که باشی شاید زودتر عاشق شوی با اینکه سخت دل می بندی ! و شاید سخت تر از قبل رها کنی هر آنچه که تو را اسیر کرده . دختر پاییز که باشی مهربان تر می شوی به یمن دلدادگی ، به پاس برگ ریزان های بي وقفه . دختر پاییز که باشی کافیست ، که عشق محصورت کند در تنهایی،درهذیانهای نفس گیر!!!درهذیانهای نفس گیر!!!درهذیانهای نفس گیر!!! دختر پاییز که باشی می ميري با سر سنگینی های عمدی ، می ميري با نگاههای سرد، می ميري ساده تر از همه !!! دختر پاییزکه باشی باران ب

ادامه مطلب  

حالا سوسکم نکنه خوبه!  

تو کتم نمیره که لحظه به لحظه داره میبينه ما چه جوری زجر می کشیم و هیچ کاری نمی کنه! دنیا رو گوه ورداشته بعد این به روی مبارکش هم نمیاره!!
مگه میشه منو دوست داشته باشه و این همه غم و درد منو ببينه و روشو کنه اونور؟؟؟ مگه خدا نیست؟ مگه قدرت  مطلق نیست؟ مگه حتی افتادن برگ درخت به اراده ی اون نیست؟ پس چرا با اینکه میگه توان انجام هر غیرممکنی رو داره ولی بازم هر جا دلش بخواد مهربونه و هرجا دلش بخواد سنگدل؟؟!!! یه جا کمک می کنه و یه جا که دارم میمیرم، زحم

ادامه مطلب  

شوالیه ...  

 
     همون اوایل رابطه، در مورد تو شنیده بود ... آدمی که قبلاً توی زندگی من بود، یه جوری باهاش رابطه برقرار کرده بود و به قول خودش زهر خودش رو ریخته بود ... ولی از ظن خودش گفته بود و من همون اوایل رابطم مسائل را کامل براش توضیح دادم. خب زندگی من انقدر فراز و نشیب داشت که این مسئله براش زیاد پر رنگ نباشه ... .
    هیچوقت داستان منو ایشون رسمی نشد ... و من تمام طول این سالها فقط دویدم ... دنبال خودم و تمام دنیایی که ازش فاصله گرفته بودم ،درس، کار، هنر ... ا

ادامه مطلب  

تو نمی‌میری  

.
تو نمی‌ميري؛ همچون پرچمی که سربازان بسیاری در آن شلیک کرده باشند هرشب به هنگام باد ماه را از خود عبور می‌دهی در تو سر گوزنی را دیدم که هنوز شاخ‌هایش به سمت کوهستان کج بود چشمه‌ای که پرندگان زیادی را شیر می‌داد چطور می‌تواند مرگ از تو تنها گودالی را پر کند؟ . غلامرضا بروسان .
یادشان به خیر
 

ادامه مطلب  

همین حالا...  

خستگی یعنی همین الان
بي حوصلگی یعنی همین الان
اضطراب یعنی همین الان
از چی میترسی سارا؟
نگران چی هستی دختر؟
آینده؟پسرت؟آیندش؟زندگیش؟
مگه آینده اومده یا ازش خبر داري؟
از رضا میترسی؟
از آبروت؟
از بي پولی ؟
از تنهایی؟
آخ ....خودم جان حالا بهت میگم سارا از چی میترسه فقط فقط فقط از پسرش و آیندش همین.......
.
.
پینوشت:
اعصابم به بازی گرفته میشود 
یه بازی جدیده؟؟؟
من همین الان اینها هستم ....همین الان با یه ذهن شلوغ و درهم که فکرها و حرفا افتادن به جون هم و

ادامه مطلب  

اخ که دلم  

بي معرفت خوب دلم تنگ شده برات..
اینقد میتونستی بي رحم بشی و من خبر نداشتم..
تو اینهمه سنگ نبودی..
چیکار کنم برای دلت..
قلبم داره میترکه..
ای خدا
خودت یکاری کن..
یه راهی تو این همه تاریکی برام روشن کن
که مقصدم خودش باشه..
دلم برای نگاه مهربونت تنگ شده
برای خوب بودنت
ميدوني چندوقته باهام بدی؟
داري جور اون سالها رو میکشی؟
هنگم بخدا
باورم نمیشه باهام بتونی اینقد بد بشی
بمون،بمون و نذار بهت برچسب بزنن
من تنها زورم کمه، زورم نمیرسه..
چیکار کنم ثابت بشه ب

ادامه مطلب  

تو کنار منی...  

از معدود شبهایی است که حداقل توی این چند سال گذشته بي خوابي به سرم زده است..اینکه حالا کجا هستم و به چه فکر میکنم بماند.اما ته همه ی حرفهایم با خدایی است که با همه وجود بهش اعتقاد دارم. نه مثل متدینین خدایی است که شداد و غلاظش جرات حرف زدن با او را از من گرفته و نه مثل متفکرین روشنفکر که لابد از سر شکم سیری کم مانده او را انکار کنند..خدای من هملن خدای کودکی من است و حالا مطمئنم درست مثل همان روزها هم مرا می بيتد و هم حواسش به من هست..و من برایش میخوا

ادامه مطلب  

تو کنار منی...  

از معدود شبهایی است که حداقل توی این چند سال گذشته بي خوابي به سرم زده است..اینکه حالا کجا هستم و به چه فکر میکنم بماند.اما ته همه ی حرفهایم با خدایی است که با همه وجود بهش اعتقاد دارم. نه مثل متدینین خدایی است که شداد و غلاظش جرات حرف زدن با او را از من گرفته و نه مثل متفکرین روشنفکر که لابد از سر شکم سیری کم مانده او را انکار کنند..خدای من هملن خدای کودکی من است و حالا مطمئنم درست مثل همان روزها هم مرا می بيتد و هم حواسش به من هست..و من برایش میخوا

ادامه مطلب  

بالاخره دلبرانه یا دل بی‌دل؟  

دنیای غریبي است، عجیب و غریب. پیش از این خیالم آمده بود که دنیا یعنی دو ضرب در دو، چهار. حالا اما نه. دو ضرب در دو، پنج، صد، هزار، هر چه. مثلا؟ مثلا تهرانِ مِه‌آلودِ امروز، مثلا پلّه‌ی آخر پلِ عابر پیاده، مثلا بادامِ دربسته‌ی توی کیف، مثلا پلّه‌ی خاموش پّله‌برقی که هر چه بالا می‌رفتی پایین می‌آمد، مثلا حال خوشِ امروز ظهر، بعدازظهر، همین حالا

ادامه مطلب  

روش کار پیدا کردن در استرالیا  

چون اوضاع اقتصادی چندسال گذشته خراب بوده یکمی شرکتها در انتخاب کارمندهای جدیدشون سختگیریهای بيشتری میکنن. اونطوری که نقل میکنن در سالهای 2007 تا 2013 و حتی قبل از اون سالها اینقدر تعداد انسانها نسبت به مشاغل موجود کم بوده که با کمترین تجربه نسبت به اون کار میتونستی تو یک شرکت بزرگ و معروف با حقوق عالی کار کنی ولی حالا یکمی شرایط عوض شده اوضاع اقتصادی ار 2014 بد شد و شرکتها بيشتر تعدیل نیرو داشتن (بقول خارجیها داون سایزینگ) داشتند تا جذب نیرو داشت

ادامه مطلب  

فقط بخاطر تو  

نقد و شکایت می کنم فقط بخاطر توجان را فدایت می کنم فقط بخاطر تو
با این همه بيگانگی با قصه و شعر و غزلگاهی روایت می کنم فقط بخاطر تو
حرفای تازگی همه ش نفی نبودن منهدل را حکایت می کنم فقط بخاطر تو
حتی اگر از تشنگی مثل سرابي جون بدماز تو حمایت می کنم فقط بخاطر تو
این گفتگوی ساده هم مثل خیالات منهنذر وفایت می کنم فقط بخاطر تو
می خوام بگم گل گلاب دلم پر از شکایتهبازم رعایت می کنم فقط بخاطر تو
حالا دیگه هر طور شده من دلمو پیش می برمبا این وضع عادت می کن

ادامه مطلب  

 

حالم خیلی بذه خیلی
همه ی وجودم درد میکنه بند به بند...
گلوم یا بهتر بگم سینه مم داغونه سرفه میکنم خشکه هوارو حس میکنم...
همه خوابن 
نمیدونم دلیل این حالم بيداري یکسره از ساعت ده صبح تا سه. صبه و سرپا وایسادنم سر کلاس از 2 تا 5 بعدشم خرید تا 7...
یا مریض شدمممم:(((((
قرص سرما خوردگی خوردم ولی دارم میمیرم
الان ترجیح میدم امپول میزدم:((((

ادامه مطلب  

60  

طوطی جون با این ک خیلی بدجنس بودی
با این ک خیلی اون یکی طوطی جونو زدی
با این ک باعث شدی پاش قطع ش
با این ک کلی گازم گرفتی
با این ک خیلی تخس بودی
با این ک ن خودت از دستم غذا میخوردی ن میذاشتی اون بخوره
با این ک همیشه بهم اخم میکردی و سرم داد میزدی
با این ک حتی حالا ک داري میميري هم نمیذاری کمکت کنم
با تمام اینا دوست دارم
با تمام اینا دارم برات گریه میکنم
منو ببخش طوطی جون
ببخش ک پامو توو ی کفش نکردم ک بيارمتون توو
ببخش ک پامو توو ی کفش نکردم ک ببرمت د

ادامه مطلب  

 

سلام...نمیدونم چرا! اما روز به روز بيشتر عاشقت میشم...بيشتر...بيشتر از قبل...ميدوني چیه فاطمه؟تازگیا فکرای جدیدی به ذهنم میرسه...که اگه من یک روز بمیرم...کی اولین اشک رو واسم ميريزه؟...یا اصلا به خاطرم گریه میکنی؟ سر مزارم میای؟ یادی از من میکنی؟ یاد اون زمونا میوفتی..که...که یه پسره بود...اسمش جواد بود...یا اصلا یادت میوفته که یه عاشق بودم؟...عاشق تو بودم...که همه فکرو ذکرم تو بودی؟حاظر بودنم جونمم فدات کنم...اون روزی که بهت گقتم دوست دارم فکر کردی دارم

ادامه مطلب  

بدون شرح  

 
پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!
دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟
پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟
دختر : واااای... از دست تو!!!
پ: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟ ...
د: اه... اصلا باهات قهرم.
پ: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟
د: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟
پ: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .
د: ... واقعا که...!!!
پ: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟
د: لوووووووس...
پ: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه ق

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1