غم وصال ، شوق وصال  

 
و بمن خندیدند و گفتند :
نترس ، کسی از سر دلتنگی جان نداده
چقدر نادانند ؟!
نمیدانند جان داده ها توان گفتن ندارند که جان داده اند از سر دلتنگی
 
می دانی نازنینم ؟
درد عجیبی ست
گفتی : دلتنگی شوق وصال را شدت می دهد
اما من ،
سرکه ی نقد را به حلوای نسیه نمیفروشم
پیشکش باد طالبان را شوق وصال ...

ادامه مطلب  

نکته 1  

تلاش برای رسیدن به وصال شیرین تر از وصال است 
لدت دراین است انسان همواره در تلاش برای رسیدن باشد 
به قلم :رضا 
من می دانم که نمی دانم اما شما نمی دانید که نمی دانید .(سقراط)
نمی دانم اول با نمی دانم آخر دریای فاصله دارند تفسیرش به عهده مخاطبین عزیز: (رضا

ادامه مطلب  

یلدا...  

آن شب که تو را دیدم ، بیگانه شدم با خواب از فکر وصال تو ، پروانه شدم در باد از پاکی چشمانت ، ویرانه شدم چون خاک از زلف سیاه تو ، آغشته شدم از شب از چهرة چون ماهت ، سرگشته و حیرانم از نور دو چشمانت ، روشن شده است راهم یک شب به جواره تو ، رؤیا شده است برمن سر مشق زبان تو ، ذکره همه شبهایم تردیده دلم در تو ، تنبیه دلم یک عمر از نهی وصال تو ، چون بید هراسانم در بحر هجای تو ، یلدا شده شبهایم
 

ادامه مطلب  

با دلم ...  

 
ناله از درد مکن
که همین درد خوشایند تو را
می کشاند به سحرگاه وصال
می رساند به پرستیدن درد
از تو میخواهم باورش را بپذیری و بسپاری به خدا
به امانتداری باد 
که رساند به بهاری ابدی
و اندر این شوق به غایت، سالها
در رگ و جان تو جاری گردد.

ادامه مطلب  

هر كسي يك دلبر جانانه دارد، من تو را :)  

هر صبح كه از خواب بیدار میشم..
با چشمای پر از اشك و گلویی كه از شدت بغض درد میكنه...
رو میكنم بهش و میگم:
صنما! نگفته بودی كه وصال تو را فراقی هست....
من طاقت جدایی ازت رو ندارم..
اما حیف كه اون فقط یه تخت خوابه كه توانایی جواب دادن به ابراز احساسات منو نداره:((
صنم هم به این بی احساسی نوبره والا:))
 
+پست پایین رو هم بخونید:)

ادامه مطلب  

م ح س ن ح ج ج ی  

م ح س ن ح ج ج ی
اگر از پیکره ی نام تو 
حج را کسر کنیم 
تنها از تو یک "نسیم"باقی می ماند...
نسیمی مسیحایی که زنده می کند هر دل مرده ای را
به گمانم تو از ازل تنها برای وصال به اربابت پای در دنیا نهادی...
و چه زیبا رسمِ عاشقی را به جا آوردی
چقدر شبیه محبوبت شدی 
محبوب تو حج را رها کرد تا 
ما راه را گم نکنیم
#دل نوشته افسرمولا

ادامه مطلب  

م ح س ن ح ج ج ی  

م ح س ن ح ج ج ی
اگر از پیکره ی نام تو 
حج را کسر کنیم 
تنها از تو یک "نسیم"باقی می ماند...
نسیمی مسیحایی که زنده می کند هر دل مرده ای را
به گمانم تو از ازل تنها برای وصال به اربابت پای در دنیا نهادی...
و چه زیبا رسمِ عاشقی را به جا آوردی
چقدر شبیه محبوبت شدی 
محبوب تو حج را رها کرد تا 
ما راه را گم نکنیم
#دل نوشته افسرمولا

ادامه مطلب  

 

بر کرانه ناامید غروب قلبم
تابوتی از جنس عشق را
 به گورستان زندگی ام می بردی
تو آرام و بی تفاوت می رفتی و حتی نپرسیدی
که این آسیمه سر کیست
که بر مزار جوانی اش
سالیانی است به سوگ نیامدنت پیر می شود.
من از گریزتمام حقایق عمرم
باقی مانده یک حقیقت تلخ را چشیدم
که چنین مرگی بی وصال
ننگ ترین داغ بردگی بر پیشانی سرنوشتم بود.

ادامه مطلب  

شعر  

داد چشمان تو در کشتن من دست به‌همفتنه برخاست چو بنشست دو بدمست به‌هم
هر یک ابروی تو کافی‌ست پیِ کشتنِ منچه کنم با دو کمان‌دار که پیوست به‌هم؟!
شیخِ پیمانه‌شکن توبه به ما تلقین کردآه از آن توبه و پیمانه که بشکست به‌هم!
عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشتزلف او باز شد و کار مرا بست به‌هم!
مرغِ دل، زیرک و آزادی از این دام، محالکه خَم گیسوی او بافته چون شست به‌هم
«دست بردم که کشم تیر غمش را از دلتیر دیگر زد و بردوخت دل و دست به‌هم»
هر دو ضِد را

ادامه مطلب  

زيبا  

در عشق تو اخر،دیوانه شدم زیبابا رقص سیاه زلفت،مستانه شدم زیباآنروز كه تو را دیدم،ای نور اسمانیاز مردم این دنیا،بیگانه شدم زیباهر لحظه ای این عمر،بخشم به امیدتدر شوق وصال تو،پروانه شدم زیبامن عشق تو را جانا هر لحظه خریدارمدرمجلس عشاق داخل،رندانه شدم زیبایا رب تو مرا دست ده،تا رسم بر دراز بوسه ای دیدارت،یكدانه شدم زیباگر خواهى مرا خضر،دراسمان عشقز شوق او ای مسعود،مستانه شدم زیبا

ادامه مطلب  

زندگی زیباست ...........  

قلمت را بردار ،
بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی ها شیرین است …
.
.
.
.
.Rahimi

ادامه مطلب  

۱۸خرداد۹۵  

بعد از نوشتن متن بالا، نمیدانم چرا، اما سراغ گوشی مادر رفتم، سرچ کردم و...وای! قلبم آنقدر تند می‌زند که حد ندارد. نوشته؛
با من سر معاشقه داری هنوز هم؟
در سر دچار یاد نگاری هنوز هم؟
در جست و جوی من گذر از کوچه می‌کنی؟
هم صحبت درخت چناری هنوز هم؟
وصل من انتهای مسیر مسابقه است
بر مرکب وصال سواری هنوز هم؟
یا رفته‌ی و در پی از یاد بردنی
در جست و جوی راه فراری هنوز هم
قلب من آن ضبط قدیمی و خاکی است
در آن، تو، گیر کرده نواری هنوز هم
از ساوه آن صفای مجسم

ادامه مطلب  

۱۸خرداد۹۵  

بعد از نوشتن متن بالا، نمیدانم چرا، اما سراغ گوشی مادر رفتم، سرچ کردم و...وای! قلبم آنقدر تند می‌زند که حد ندارد. نوشته؛
با من سر معاشقه داری هنوز هم؟
در سر دچار یاد نگاری هنوز هم؟
در جست و جوی من گذر از کوچه می‌کنی؟
هم صحبت درخت چناری هنوز هم؟
وصل من انتهای مسیر مسابقه است
بر مرکب وصال سواری هنوز هم؟
یا رفته‌ی و در پی از یاد بردنی
در جست و جوی راه فراری هنوز هم
قلب من آن ضبط قدیمی و خاکی است
در آن، تو، گیر کرده نواری هنوز هم
از ساوه آن صفای مجسم

ادامه مطلب  

۱۸خرداد۹۵  

بعد از نوشتن متن بالا، نمیدانم چرا، اما سراغ گوشی مادر رفتم، سرچ کردم و...وای! قلبم آنقدر تند می‌زند که حد ندارد. نوشته؛
با من سر معاشقه داری هنوز هم؟
در سر دچار یاد نگاری هنوز هم؟
در جست و جوی من گذر از کوچه می‌کنی؟
هم صحبت درخت چناری هنوز هم؟
وصل من انتهای مسیر مسابقه است
بر مرکب وصال سواری هنوز هم؟
یا رفته‌ی و در پی از یاد بردنی
در جست و جوی راه فراری هنوز هم
قلب من آن ضبط قدیمی و خاکی است
در آن، تو، گیر کرده نواری هنوز هم
از ساوه آن صفای مجسم

ادامه مطلب  

۱۸خرداد۹۵  

بعد از نوشتن متن بالا، نمیدانم چرا، اما سراغ گوشی مادر رفتم، سرچ کردم و...وای! قلبم آنقدر تند می‌زند که حد ندارد. نوشته؛
با من سر معاشقه داری هنوز هم؟
در سر دچار یاد نگاری هنوز هم؟
در جست و جوی من گذر از کوچه می‌کنی؟
هم صحبت درخت چناری هنوز هم؟
وصل من انتهای مسیر مسابقه است
بر مرکب وصال سواری هنوز هم؟
یا رفته‌ی و در پی از یاد بردنی
در جست و جوی راه فراری هنوز هم
قلب من آن ضبط قدیمی و خاکی است
در آن، تو، گیر کرده نواری هنوز هم
از ساوه آن صفای مجسم

ادامه مطلب  

عطر نرگس :)  

این موقع از سال که میشه همه جا پر میشه از عطر نرگس ...
 لطیف و دلچسب ، یه جوری که انگار بوی عشق میده بوی وصال ، بوی خوبی، یا اصلا بوی بهترینای خدا :)
امروز نرگس زار بودم و عجیب حال و هواش آدمو میبرد به این شعر فریدون مشیری اونجا که میگه :
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک 
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد ...
و انگار که توی روزهای آخر پاییز بهار شده بود :)

ادامه مطلب  

گوهرخوب  

زمزم ایمان ماشدنام زیبای غدیر/گوهرخوب ولایت هست اعطای غدیر/سرنوشت خلق ایزد درولایت محوری است/باسعادت هرکه همراه بهر مولای غدیر/سربلند روزگاران شد امیرالمومنین/خوش بحال دوستان سرو رعنای غدیر/باولایت تاشهادت گشته سربند وصال/شیعه داردافتخاری بهرصحرای غدیر/رهبرفرزانه ما درمسیرحیدر است/حضرت مهدی ظهورش هست معنای غدیر/

ادامه مطلب  

گوهرخوب  

زمزم ایمان ماشدنام زیبای غدیر/گوهرخوب ولایت هست اعطای غدیر/سرنوشت خلق ایزد درولایت محوری است/باسعادت هرکه همراه بهر مولای غدیر/سربلند روزگاران شد امیرالمومنین/خوش بحال دوستان سرو رعنای غدیر/باولایت تاشهادت گشته سربند وصال/شیعه داردافتخاری بهرصحرای غدیر/رهبرفرزانه ما درمسیرحیدر است/حضرت مهدی ظهورش هست معنای غدیر/

ادامه مطلب  

گوهرخوب  

زمزم ایمان ماشدنام زیبای غدیر/گوهرخوب ولایت هست اعطای غدیر/سرنوشت خلق ایزد درولایت محوری است/باسعادت هرکه همراه بهر مولای غدیر/سربلند روزگاران شد امیرالمومنین/خوش بحال دوستان سرو رعنای غدیر/باولایت تاشهادت گشته سربند وصال/شیعه داردافتخاری بهرصحرای غدیر/رهبرفرزانه ما درمسیرحیدر است/حضرت مهدی ظهورش هست معنای غدیر/

ادامه مطلب  

گوهرخوب  

زمزم ایمان ماشدنام زیبای غدیر/گوهرخوب ولایت هست اعطای غدیر/سرنوشت خلق ایزد درولایت محوری است/باسعادت هرکه همراه بهر مولای غدیر/سربلند روزگاران شد امیرالمومنین/خوش بحال دوستان سرو رعنای غدیر/باولایت تاشهادت گشته سربند وصال/شیعه داردافتخاری بهرصحرای غدیر/رهبرفرزانه ما درمسیرحیدر است/حضرت مهدی ظهورش هست معنای غدیر/

ادامه مطلب  

 

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.
برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده .
برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن .
برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر .
برای عشق وصال كن ولی فرار نكن .
برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن .
برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش .
برای عشق خودت باش ولی خوب باش

ادامه مطلب  

جانفدای رهبر  

رویای دشمن ما پایان انقلاب است/هر نقشه ای کشیده بهروطن سراب است/با فتنه وهیاهوظلم زیادکرده/فکرپلیددشمن از بهرماخراب است/جنگ وترورهمیشه ابزار دست شیطان/کارش فریبکاری بسیارناثواب است/شددشمن ولایت ابلیس درزمانه/سید علی زشیعه مانند آ فتاب است/اعلام می نماییم ماذوالفقاردینیم/وقت افول دشمن از بهراو عذاب است/مامثل بدروخیبربسیار می خروشیم/روز ظهور مهدی صدمژده در کتاب است/دنیا همه بداند مانفدای رهبر/بهر وصال مولا هرشیعه در شتاب است/

ادامه مطلب  

جانفدای رهبر  

رویای دشمن ما پایان انقلاب است/هر نقشه ای کشیده بهروطن سراب است/با فتنه وهیاهوظلم زیادکرده/فکرپلیددشمن از بهرماخراب است/جنگ وترورهمیشه ابزار دست شیطان/کارش فریبکاری بسیارناثواب است/شددشمن ولایت ابلیس درزمانه/سید علی زشیعه مانند آ فتاب است/اعلام می نماییم ماذوالفقاردینیم/وقت افول دشمن از بهراو عذاب است/مامثل بدروخیبربسیار می خروشیم/روز ظهور مهدی صدمژده در کتاب است/دنیا همه بداند مانفدای رهبر/بهر وصال مولا هرشیعه در شتاب است/

ادامه مطلب  

جانفدای رهبر  

رویای دشمن ما پایان انقلاب است/هر نقشه ای کشیده بهروطن سراب است/با فتنه وهیاهوظلم زیادکرده/فکرپلیددشمن از بهرماخراب است/جنگ وترورهمیشه ابزار دست شیطان/کارش فریبکاری بسیارناثواب است/شددشمن ولایت ابلیس درزمانه/سید علی زشیعه مانند آ فتاب است/اعلام می نماییم ماذوالفقاردینیم/وقت افول دشمن از بهراو عذاب است/مامثل بدروخیبربسیار می خروشیم/روز ظهور مهدی صدمژده در کتاب است/دنیا همه بداند مانفدای رهبر/بهر وصال مولا هرشیعه در شتاب است/

ادامه مطلب  

جانفدای رهبر  

رویای دشمن ما پایان انقلاب است/هر نقشه ای کشیده بهروطن سراب است/با فتنه وهیاهوظلم زیادکرده/فکرپلیددشمن از بهرماخراب است/جنگ وترورهمیشه ابزار دست شیطان/کارش فریبکاری بسیارناثواب است/شددشمن ولایت ابلیس درزمانه/سید علی زشیعه مانند آ فتاب است/اعلام می نماییم ماذوالفقاردینیم/وقت افول دشمن از بهراو عذاب است/مامثل بدروخیبربسیار می خروشیم/روز ظهور مهدی صدمژده در کتاب است/دنیا همه بداند مانفدای رهبر/بهر وصال مولا هرشیعه در شتاب است/

ادامه مطلب  

امید  

دچار چند گانگی شده ام.هنوز وقتی ((پل چوبی)) را نگاه میکنم بغض میکنم، اشک از چشمانم جاری میشود و این حس ها را با خواندن اشعار حمید مصدق و حسین پناهی و همچنین گوش کردن به موزیک ((خوشبختیت آرزومه)) دارم.هنوز حس میکنم قلبم زنده است. قلبم میتپد و عشق را در وجودم پمپاژ میکند. در این سرمای غیر قابل انکار شب ها هنوز دستانم گرم است. تنم بوی وصال میدهد. پاهایم استوار قدم بر میدارد.کرخت شده ام؛ بی حس؛ بی تفاوت؛ مثل کبک که سرش را در برف فرو میکند تا مرگ اش را نب

ادامه مطلب  

 

راستی که بیرون این گودِ عمیق و تمام سنگهای فروریخته اش تمام دردی که برای به چنگ آوردن همان زمزمه‌ی آرامش قدیمی میخواستم بود، تنها باید بیرون می‌آمدم و باور کن که برف می‌آمد و می‌نشست برای روزها و سکوت همه جا را پر میکرد همان سکوت و آرامش بعد از اولین برف زمستان دور تر از اتوبان های تهران تنها باید بیرون می آمدم که ببینم تا کجا پیاده برای رسیدن به آرزوی ۱۰ ساله میروی و من منِ دیوانه تا کجا به دنبال وهمی به عمر غم های مادرم میدویدم چرا که من م

ادامه مطلب  

اسفند...  

در غربت و تنهایی،خرداد چو اسفند است
حال دل تنهایم،به موی تو مانند است
در ندبه ی این جمعه آقا قسمت دادم
سوگند به تنهایی،این آخر سوگند است
بعد از تو نفس هایم جز آه نمی خوانند
کوه غم غربت ها،غم نیست،دماوند است
این عالم پهناور،ارزانی یک دیدار
یک لحظه تو را دیدن،آقا تو بگو چند است؟
امّید وصال تو،روشن شده در قلبم
خورشید امید دل،چون روی تو تابنده است
ای کاش دمی بینم بر چهره ی تو جانا
چون غنچه ی مه رویی،بر روی تو لبخند است
ای کافر خوش جامه،در پوشش اس

ادامه مطلب  

برای عشق...  

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده
برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو
 برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
 برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن 
برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر
 برای عشق وصال كن ولی فرار نكن
 برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن
برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش
 برای عشق خودت باش ولی خوب باش......
 

ادامه مطلب  

وصال : حقانیت عشق  

 
ما برای تو پیروزی آشکاری را فراهم ساختیم.
تا خداوند گناهان گذشته و آینده ای را که به تو نسبت میدادند ببخشد
(و حقانیت تو را ثابت نموده )
و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید.
و پیروزی شکست ناپذیری نصیب تو کند.
او کسی است که آرامش را در دلهای مومنان نازل کرد
تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛
و لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست و خداوند دانا و حکیم است.
  قرآن الکریم آیات 1 تا 4 سوره ی فتح 
 

ادامه مطلب  

من آنِ توام - محرمانۀ نخست  

عزیز، عزیز، عزیز، عزیز دل من...ببین، نگاه کن؛ دیگر همه چیز عوض شده است؛حالا که دارم این واژه ها را می نویسم، هم گرمای آغوشت را چشیده ام و هم شیرینی لبهایت را. حالا شب ها در هم گره می خوریم و صبح ها با بوسه بیدار می شویم. حالا در خیابان که راه می رویم، انگشت هایمان را چفت می کنیم در هم و هرجا که کنارت بایستم خودم را بالا می کشم تا لبهایت را به پیشانی ام برسانی... حالا دیگر، من و تو همه جوره مال همیم... و همه این را می دانند... همه این را می دانند و در تدا

ادامه مطلب  

به عشق تو می نویسم  

به عشق تو مینویسم تا بخوانی و این قلب عاشق مرا باور کنی.با چشمهای خیس مینویسم که دوستت دارم تا تو نیز با چشمهای خیس بخوانی و احساس مرا از ته قلبت درک کنی...با دلی عاشق مینویسم که عاشقانه با تو می مانم ، و مینویسم که اینها تنها یکنوشته نیست بلکه احساس قلبی من است مهربانم ...
می نویسم تا بخوانی و به عشق من افتخار کنی … با دلی پاک ، صادقانه و یکرنگ مینویسم که
 خیلی دوستت دارم.
 می نویسم تا شبها با خواندن درد دلهای عاشقانه ام به خواب روی و خواب فرداها

ادامه مطلب  

چرخ گردون ...  

چرخ گردون با دلم به به چه بازی می کند
با من خسته عجب بنده نوازی می کند
چون نسیمی گه ملایم ،  گه طوفانی مخوف
وای عجب حال وهوایی بی قراری می کند
می شوم مهمان نا خوانده برایت خاطرات
تلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی می کند
مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفر
دیدگان  منتظر  شب  زنده  داری می کند
آب و جارو می کنم من کوچه های بی کسی
بهر دیدارت عزیز ، لحظه شماری می کند
من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشت
از چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری می کند
من که با یادش کنم رو

ادامه مطلب  

چرخ گردون ...  

چرخ گردون با دلم به به چه بازی می کند
با من خسته عجب بنده نوازی می کند
چون نسیمی گه ملایم ،  گه طوفانی مخوف
وای عجب حال وهوایی بی قراری می کند
می شوم مهمان نا خوانده برایت خاطرات
تلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی می کند
مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفر
دیدگان  منتظر  شب  زنده  داری می کند
آب و جارو می کنم من کوچه های بی کسی
بهر دیدارت عزیز ، لحظه شماری می کند
من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشت
از چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری می کند
من که با یادش کنم رو

ادامه مطلب  

چرخ گردون ...  

چرخ گردون با دلم به به چه بازی می کند
با من خسته عجب بنده نوازی می کند
چون نسیمی گه ملایم ،  گه طوفانی مخوف
وای عجب حال وهوایی بی قراری می کند
می شوم مهمان نا خوانده برایت خاطرات
تلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی می کند
مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفر
دیدگان  منتظر  شب  زنده  داری می کند
آب و جارو می کنم من کوچه های بی کسی
بهر دیدارت عزیز ، لحظه شماری می کند
من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشت
از چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری می کند
من که با یادش کنم رو

ادامه مطلب  

چرخ گردون ...  

چرخ گردون با دلم به به چه بازی می کند
با من خسته عجب بنده نوازی می کند
چون نسیمی گه ملایم ،  گه طوفانی مخوف
وای عجب حال وهوایی بی قراری می کند
می شوم مهمان نا خوانده برایت خاطرات
تلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی می کند
مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفر
دیدگان  منتظر  شب  زنده  داری می کند
آب و جارو می کنم من کوچه های بی کسی
بهر دیدارت عزیز ، لحظه شماری می کند
من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشت
از چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری می کند
من که با یادش کنم رو

ادامه مطلب  

غزل ۵۹۵ هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی  

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالیالا بر آن که دارد با دلبری وصالیدانی کدام دولت در وصف می‌نیایدچشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالیخرم تنی که محبوب از در فرازش آیدچون رزق نیکبختان بی محنت سؤالیهمچون دو مغز بادام اندر یکی خزینهبا هم گرفته انسی وز دیگران ملالیدانی کدام جاهل بر حال ما بخنددکو را نبوده باشد در عمر خویش حالیبعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالشوز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالیاول که گوی بردی من بودمی به دانشگر سودمند بودی بی دولت احتیالیسال و

ادامه مطلب  

رفتم  

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
 
رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
 
رفتم ، مگو ، مگو که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده ی خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما
 
رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک ِ گرم
در لابلای دامن

ادامه مطلب  

دووم دی ماه  

امروز بارسا و رئال بازی داشتن من استوری گذاشتم اینستا بخاطر بردمون بعد فرستادم برای خانم غلامی مجبور
بودم بفرستم چون پیجش برام باز نمیکرد و همش هم پرایوت بود-لامصب البته منم از قبلا قفل پیج خانم رو
شکونده بودم و فهمیدم ک داخل اون 13 پست چه خبره بله اینجوریاست 


 


این عکسا دقیقا بعد از چت اپلود شدن خخخخخ
اینم از دووم
 

ادامه مطلب  

مهمانی  

ای دلشدگان یار! مهمان شمایم امشب
این گوشه نشسته سر به سر چشم شده، غرق نگاهم امشب
این حال غریب و عشق سوزان شما بی همتاست
این شمع فروزان و چراغ دل افروخته و درد کشیده
این چهره غمناک و تمنای وصال و از وجود خویش بی خود گشته
این مرده شده ، کشته شده ، ز درد هجر باز هم زنده شده
ای دیده ی من ! ببین ببین رٶیا نیست
سوزی که کشد زنده کند، عشق محالی است ولی ناحق نیست
حقانیتش فهم بلندی است در اعماق دل زنده دلان
ای زنده دلان! فقیر ادراک شماییم، ولی با چه توان
قلب

ادامه مطلب  

بررسي مدل تجارت الكترونيكB2C  

بررسی مدل تجارت الكترونیكB2C حمید سیدقریشی- دنیای كامپیوتر و ارتباطات تجارت الكترونیك واژه‌ای است كه برای تجارت از طریق سیستم‌های اطلاعاتی، ارتباطی به كار می‌رود. شاید تصور این كه در زندگی امروز از اینترنت بی‌بهره باشیم بسیار مشكل و ناممكن به نظر برسد، چرا كه تجارت الكترونیك با وجود این كه مدت زمان زیادی از عمر آن نمی‌گذرد ولی نقش بسزا و چشمگیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفته است به طوری كه اجتناب از آن كار آسانی نیست. یكی از كاربردی‌

ادامه مطلب  

ای نسیم شمال!  

حوصله ام که سر برود گیر میدهم به جناب حافظ :)
دقیقا عین این کلمات را می پرسم: آیا خبری در راه است؟ 
(۱۰۰۱ پرونده در ذهن من باز است و من فقط دلم می خواهد این ۱۰۰۱ پرونده به خیر بسته شود؛ فقط همین؛ چگونگی اش هم دخلی به من ندارد!! )
 می فرماید: 
خوش خبر باشی ای نسیم شمال
که به ما می‌رسد زمان وصال
حتما برایتان پیش آمده که یک زمان هایی؛ یکی هیچ کاری هم برایتان نمی کند ولی جمله ای می گوید که آتش درونتان سرد می شود و حالا جناب حافظ با این غزلش نقش همان دوست

ادامه مطلب  

چایی روضه...  

بسم الله الرحمن الرحیم
خانه پیرزن ته کوچه، پشت تیر برق چوبی بود
پشت فریادهای گل کوچک، واقعاً روزهای خوبی بود
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر منتظر بود در زدنها را
دم در می نشست و با لبخند جفت میکرد آمدنها را
روضه خوان محله می آمد، میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر، مثل هر هفته سینه اش خسته
ای شه تشنه لب، سلامٌ علیک، ای شه تشنه لب
چه آوازی، زیر و بم های گوشه دشتی، شعر های وصال شیرازی...
می نشستیم گوشه مجلس با همان شور و اشتیاقی که
چقدر خوب

ادامه مطلب  

LOVE FOR EVER  

 
Can I say I love you today?
If not , can I ask you again tomorrow? 
And the day after tomorrow? 
And the day after that? 
Because I’ll be loving you every single day of my life..
 
FOR, YOU SEE, EACH DAY I LOVE YOU MORE,
TODAY MORE THAN YESTERDAY AND LESS THAN TOMORROW
 
greatest words : I dun wana los Upleasant words : I care for Usweet words : I admire Uwonderful words : miss Umost important word : YOU
 
D smallest word is I,
 
the sweetest word is LOVE
 
and the dearest person
 
in the world is U.
 
tats y I Love YoU
 

ادامه مطلب  

چای روضه  

خانه پیرزن ته کوچه ، پشت یک تیربرق چوبی بود
پشت فریادهای گل کوچک، واقعا روزهای خوبی بود
پیرزن هر دوشنبه بعد ازظهر، منتظر بود درزدنها را
دم در می نشست و با لبخند، جفت می کرد آمدنها را
روضه خان محله می آمد، میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر، مثل هر هفته اش خسته
ای شه تشنه لب سلام ْعلیک ، ای شه تشنه لب، چه آوازی
زیر و بم های گوشه دشتی، شعرهای وصال شیرازی
می نشستیم گوشه مجلس، با همان شور و اشتیاقی که
چقدر خوب یادمان مانده، در و دیوار آن

ادامه مطلب  

اخبار ، اطلاعیه ها  

دوره های آموزشی عکاسی، گرافیک، معماری
و طراحی مد
استودیو «شهر» با هدف حمایت از علاقمندان و دانشجویان دوره های آموزشی عکاسی، معماری و طراحی مد با تدریس هنرمندان در شاخه های مختلف برگزار می کند. تاریخ شروع این دوره های آموزشی سی ام دی ماه سالجاری است که با تخفیف و شرایط ویژه جهت مشارکت دانشجویان رشته های مختلف، همراه است. آموزش عکاسی پایه، عکاسی خیابانی، آموزش فتوشاپ، اسکیس مقدماتی و … از جمله محورهای آموزشی در این کارگاه های آموزشی است با

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1