قلبم را ....  

قلبم را لب طاقچه قدیمی با اون گچ بری ها و بوته جغه هاش که تا چراغش رو روشن میکردی هر کدوم به یه رنگی در میومدند جا گذاشته ام ...
قلبم را کنار حوض شش گوشه وسط حیاط  با اون کاشی های آبی رنگش جا گذاشته ام ، همانجا کنار همان ماهی های قرمز ... کنار همان گلدان های شمعدانی صورتی و سفید ...
قلبم را زیر آسمان پرستاره آن شب های کودکی ام جا گذاشته ام ، همان شبها که زیر سقف پرستاره آسمان دراز کش میخوابیدم و تا صبح نگران که مبادا ستاره آرزوهایم گم شود !
قلبم را کنا

ادامه مطلب  

امید  

دچار چند گانگی شده ام.هنوز وقتی ((پل چوبی)) را نگاه میکنم بغض میکنم، اشک از چشمانم جاری میشود و این حس ها را با خواندن اشعار حمید مصدق و حسین پناهی و همچنین گوش کردن به موزیک ((خوشبختیت آرزومه)) دارم.هنوز حس میکنم قلبم زنده است. قلبم میتپد و عشق را در وجودم پمپاژ میکند. در این سرمای غیر قابل انکار شب ها هنوز دستانم گرم است. تنم بوی وصال میدهد. پاهایم استوار قدم بر میدارد.کرخت شده ام؛ بی حس؛ بی تفاوت؛ مثل کبک که سرش را در برف فرو میکند تا مرگ اش را نب

ادامه مطلب  

رمان ایرانی تقاص این روز ها  

رمان ایرانی تقاص این روز ها.......( عاشقانه و باز هم از نظر من چرت و پرته رمان فقط اساطیری)
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون

ادامه مطلب  

خبری ازتو ندارم  

غروب پنجشنبه هم ک خبر ندارم ازت انگار دیگه قلبم نمیزنه انگار نفس دیگه نمیشه کشید،بغض بغض بغض امون ادمو میبره،بخدا قلبم داره تیر میکشه دستام جون نداره و حس میکنم برای اولین بار تو زندگیم نمیتونم به اینده و ادامه زندگی فکر کنم،دارم از پا میفتم خدا،کمکم کن

ادامه مطلب  

غزل  

خاك بر سر میكند این دم كه خزان امده استاز دوریت ای یار،مصراع به فغان امده استچو به قلبم نگرى،راز او را افشا كن نازنینز بویت اى یار،خون قلبم به فشان امده استچو گلى زیبا،به بهار تو سفر میكنی ای یاردست مرا دوست ندارى كه خزان امده استمن آمده ام از تو بگویم،كه مرا یار دگر نیستمن خسته و افسرده ام،قلب به زبان امده است اى مسعود بیگانه،به تو صد بار كه گفتم اورفت،تو تكیه به دیوار مكن كه خزان امده است

ادامه مطلب  

بلندی های بادگیر  

بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است.*و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گی

ادامه مطلب  

رمان تعقیب سایه ها  

دانلود رمان تعقیب سایه ها
دانلود رمان تعقیب سایه ها . کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس، در اولین ماموریت کاری متوجه
وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود؛ اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند، مجبور
می‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.
 
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.apk اندروید
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.pdf کامپیوتر
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.epub ایفون
 
 

ادامه مطلب  

ترس  

خیلی‌ ترسیدممممم
یعنی‌ حاضرم برم جهنم ولی‌ نه سوسک ببینم نه عنکبوت.....بدجور میترسم ازشون
ی عنکبوت دیدم قلبم داشت میومد تو دهنم!! بد جور ترسیده بودم...مامانمو با هزار بدبختی بیدار کردم به دادم رسید...... 
یه آب قندم درست کردم خوردم....
آبجیم  دید آب قند میخورم ترکید....
خیلی‌ میترسم شانس گند ما هم اتاقمون بالکن داره از اونجا میان....
راستشو بخوای هنوز‌م قلبم داره تند تند می‌زنه...

ادامه مطلب  

7 دیِ 96  

قلبم داره منفجر میشه..
من میگم قلبم داره منفجر میشه و لبم به خنده وا نمیشه و تو نمیفهمی منظورم رو
من میگم دلم میخواد تا ابد بخوابم و تو نمیفهمی چرا
من میگم دلم میخواد چن روز هیچکس رو نبینم و تو نمیفهمی چمه
من میگم دلم میخواد لال شم.. لال شم چن روز و هیچی نگم
من میگم دردای من گفتنی نیس.. نه! هست اما من نمیتونم بگم و تو معنی نتونستن من رو درک نمیکنی..
من میگم فک کنید من بی دلیل غمگینم و بذارید من رو به حال خودم.. نمیشه؟
محمد عزیزم کاش ی مدت بیخیال من شی..

ادامه مطلب  

جین اوستین...  

از اینکه طرفدار رمان های جین اوستین بودم و هستم نمیتونم خودم تبرئه کنم، اما فیلم گم شدن اوستین خیلی زیباست، مگه میشه کسی بینه و عاشق دارسی نشود...!؟
سر فرصت حتما ً تیکه هایی از کتاب ها رو که خوندم اینجا میگذارم...
رمان هاش شخصیت پردازی های عالی، نشان دادن اشرافیت به گونه ای خاص، اشرافیت فقط زرق و برق لباس ها و تجملات خانگی نبوده،کتاب، موسیقی، ادب و تشخص و حتی رقص هم به گونه ای خاص پرداخته شدند...

ادامه مطلب  

ملکوت  

 ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان نویسان ایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید. جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلف در زندگی نویسنده (مانند صادق هد

ادامه مطلب  

 

سلام
اصلا از هیچ کدومتون انتظار نداشتم!
من پی خوش گذرونیم؟! من وب رو ول کردم؟!
فکر می کردم حداقل شماها درکم می کنید
باشه پس خوب گوش کنید ببینید دلیل این چندروز نیومدنم چیه!
قضاوت هم بکنین از خدا می خواهم سر هر کی قضاوت نابجا کرد بیاره
زنگ ورزش توی مدرسه امتحان دراز نشست داشتیم
من بعد دراز نشست حالم بد شد
قلبم تند میزد...نفس هام نامنظم بود...سرگیجه داشتم و...
تا اینکه اهمیت ندادم 
دوباره به اون حال دچار شدم...
ولی فرقش این بود کل بدنم یک جا خواب می رف

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه داستان نویسی در کتابخانه شهید باهنر شمیرانات  

جلسه داستان نویسی با موضوع آشنایی با مکاتب ادبی در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان شمیرانات، به همت مسئول و  کتابداران کتابخانه عمومی شهید باهنر شمیرانات، کلاس داستان نویسی روز چهار‌شنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۳۹۶ به سرپرستی مهسا پیروزفر و با حضور اعضا کلاس خانم ها مریم رحمانی، فرزانه فولادی، توران محمد پور، هایده مرعشی، نسرین عزیزی، عرفا جعفری ، هستی سرتیپی، فرزانه پیراهنچی، فریبا اکبری و آ

ادامه مطلب  

مدیتشن عشق  

آرام می نشینم ، گردن، پشت و کمر صاف
چشمانم را می بندم
چندین نفس عمیق آگاهانه می کشم
با چشم دل نور عشق الهی را بالای سرم می بینم
که از آسمانها، ار عرش الهی پائین می آید و بر جسم من جاری می شود
تمام اندام هایم را در بر می گیرد
و وارد قلبم می شود
با چشم دل به قلبم نظاره می کنم
خورشید از نور سبز، از عشق الهی در آن می درخشد
و به تمام اطرافم عشق می گستراند
در تجسمم پسرم یاسین را می بینم که جلوی من آرام نشسته
او را غرق انرژی عشق می کنم
و برای او امواج عشق ،

ادامه مطلب  

رمان «شب بخیر ترنا» نوشته "جمال الدین اکرمی" در مرکز علوم و نجوم زنجان نقد و بررسی شد  

رمان "شب بخیر ترنا" نوشته "جمال الدین اکرمی" با حضور مربی و اعضای مرکز فرهنگی‌هنری علوم و نجوم استان زنجان نقد و بررسی شد.به گزارش طلعت آقاجانلو مسئول مرکز، اعضای نوجوان مرکز علوم و نجوم زنجان، به نقد و بررسی رمان "شب بخیر ترنا" پرداختند.
اعضا از مدت ها قبل کتاب را مطالعه کرده و بی صبرانه منتظر جلسه نقد صمیمانه بودند. فاطمه قشمی نویسنده و مربی ادبی مرکز در آغاز سوالاتی را مطرح کرد تا اعضا در صحبت های خود به این مسایل اشاره کنند. وی همچنین بیان د

ادامه مطلب  

مصاحبه  

مصاحبه ای دربارة رمان شکوه زندگی با خبرگزاری کتاب ایران
در ابتدا توضیحی مختصر راجع به قصه رمان «شکوه زندگی» بیان کنید و بفرمایید دلیل شما برای انتخاب این رمان برای ترجمه چه بوده است؟«شکوه زندگی» را می‌توان در زمره رمان‌های زندگی‌نامه‌ای فرض کرد. رمان حول محور زندگی فرانتس کافکا و رابطه عاشقانه‌اش در آخرین سال عمرش با دورا دایامانت می‌گردد. «شکوه زندگی» را از بین چندین رمان مطرح در ادبیات معاصر آلمان انتخاب کردم. صادقانه باید عرض کنم ک

ادامه مطلب  

رمان ایرانی عاشقانه او مرا کشت  

مقدمه: گذشته در چشمانم مانده است. گذر ثانیه‌ها‌ در نگاهم مشهود است. چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی. صبور می‌مانم و بی تفاوت می‌گذرم، تا نفهمی که هنوز هم دوستت دارم.
 
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون
 

ادامه مطلب  

باران  

باز باران  با ترانه 
                                     می زند بر بام قلبم
باز گریه عاشقانه میکنم یاد تو هر دم 
                     با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت 
 گر تو هم از من گریزی 
                                واااای بر احوال من

ادامه مطلب  

دلتنگی وغم  

شب وتنهایی وبی تار وغمواین دل بیمارمو این حال خرابم
منو بی خوابی وبی تابیو ودلتنگی وحسی که میده بی توعذابم
تو لبات خندون وتو چشم من اشکه،بی خیال کی به کیه ،فدای سر تو
عشـــــــــــــــــقم بعده تو چقدر بده حالم
به دیونگی رسید کارم ولی باز هواتو دارم
دنیـــــــــــــــــــا اون یه جایه دور ومنم تنها
خیلی قلبم را شکست اما ،هنوزم هواشو دارم
هیچ گس جز من نتونست که تو رو درک کنه
یه کاری کردی که قلبم تا ابد درد کنه
من که هیچ کاری نکردم که تورو سرد

ادامه مطلب  

رمان ایرانی هستی ام را نگیر  

هستی که با امیدی بی‌انتها برای آینده؛ روزگار میگذرونه،به طور تصادفی با پسری به نام مهیار آشنا میشه که تصمیم به ازدواج می گیرن؛ اما روز ازدواج اتفاقی میفته که چهار سال از زندگی هستی رو تحت تاثیر قرار میده، حالا چهار سال از زندگی هستی می‌گذره و اون رویدادهای جدیدی رو پیش رو می‌بینه…
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20

ادامه مطلب  

خواب_2  

شب خواب جدی رو دیدم
قاطی پاتی بود
جدی محمد بود نمیدونم محمد جدی بود
داداشم خواهرم بود
قاطی پاطی بود
همه بودن
ولی جدی همش میگفت تو منو داری
تو توی کانادا تنها نیستی و من خیلی تلاش میکردم که بتونم خوب کار کنم.
همش قول میداد
همش میگفت اکی پس هفته دیگه میبینیم همو!

میدونین
اون روزا گذشت
من دیگه نیازی بهش ندارم
ولی اون حس ها هنوز گوشه ذهنم مونده
اون دروغهاش هنوز گوشه ذهنم مونده
اینکه مثل موش آزمایشگاهی با من رفتار کرد هنوز از قلبم نمیره
رفته ته قلب

ادامه مطلب  

خواب_2  

شب خواب جدی رو دیدم
قاطی پاتی بود
جدی محمد بود نمیدونم محمد جدی بود
داداشم خواهرم بود
قاطی پاطی بود
همه بودن
ولی جدی همش میگفت تو منو داری
تو توی کانادا تنها نیستی و من خیلی تلاش میکردم که بتونم خوب کار کنم.
همش قول میداد
همش میگفت اکی پس هفته دیگه میبینیم همو!

میدونین
اون روزا گذشت
من دیگه نیازی بهش ندارم
ولی اون حس ها هنوز گوشه ذهنم مونده
اون دروغهاش هنوز گوشه ذهنم مونده
اینکه مثل موش آزمایشگاهی با من رفتار کرد هنوز از قلبم نمیره
رفته ته قلب

ادامه مطلب  

خواب_2  

شب خواب جدی رو دیدم
قاطی پاتی بود
جدی محمد بود نمیدونم محمد جدی بود
داداشم خواهرم بود
قاطی پاطی بود
همه بودن
ولی جدی همش میگفت تو منو داری
تو توی کانادا تنها نیستی و من خیلی تلاش میکردم که بتونم خوب کار کنم.
همش قول میداد
همش میگفت اکی پس هفته دیگه میبینیم همو!

میدونین
اون روزا گذشت
من دیگه نیازی بهش ندارم
ولی اون حس ها هنوز گوشه ذهنم مونده
اون دروغهاش هنوز گوشه ذهنم مونده
اینکه مثل موش آزمایشگاهی با من رفتار کرد هنوز از قلبم نمیره
رفته ته قلب

ادامه مطلب  

خواب_2  

شب خواب جدی رو دیدم
قاطی پاتی بود
جدی محمد بود نمیدونم محمد جدی بود
داداشم خواهرم بود
قاطی پاطی بود
همه بودن
ولی جدی همش میگفت تو منو داری
تو توی کانادا تنها نیستی و من خیلی تلاش میکردم که بتونم خوب کار کنم.
همش قول میداد
همش میگفت اکی پس هفته دیگه میبینیم همو!

میدونین
اون روزا گذشت
من دیگه نیازی بهش ندارم
ولی اون حس ها هنوز گوشه ذهنم مونده
اون دروغهاش هنوز گوشه ذهنم مونده
اینکه مثل موش آزمایشگاهی با من رفتار کرد هنوز از قلبم نمیره
رفته ته قلب

ادامه مطلب  

خواب_2  

شب خواب جدی رو دیدم
قاطی پاتی بود
جدی محمد بود نمیدونم محمد جدی بود
داداشم خواهرم بود
قاطی پاطی بود
همه بودن
ولی جدی همش میگفت تو منو داری
تو توی کانادا تنها نیستی و من خیلی تلاش میکردم که بتونم خوب کار کنم.
همش قول میداد
همش میگفت اکی پس هفته دیگه میبینیم همو!

میدونین
اون روزا گذشت
من دیگه نیازی بهش ندارم
ولی اون حس ها هنوز گوشه ذهنم مونده
اون دروغهاش هنوز گوشه ذهنم مونده
اینکه مثل موش آزمایشگاهی با من رفتار کرد هنوز از قلبم نمیره
رفته ته قلب

ادامه مطلب  

مفهوم و خلاصه من پیش از تو جوجو مویز  

رمان من پیش از تو نوشته ی جوجو مویز
جوجو مویز از جمله زنانی است که اهمیت بسیار به حقوق زنان می دهد و علاوه بر آن تاکید شدید در ارزشمند جلوه دادن زنانی دارد که خودساخته اند و برای پیشرفت از جنس مذکر به عنوان نردبان استفاده نمیکنند، دارد
من پیش از تو با رمان پس از تو دنبال می شود
در تمام مدت داستان لوییزا کلارک به عنوان دختری از قشر متوسط رو به پایین در استورت فلد تمام تلاش خود را برای مطلوب کردن شرایط و خروج از بحران ها به کار میبندد و در این بین

ادامه مطلب  

خوب شد...  

شب غریبیست.فین فین دماغم را بالا میکشم...بالا میکشم و یاد خنده هایت می افتم ک بی صدا بود.یاد صدایت ک دیگر توی گوشهایم نیست.یاد سفرم ب روستایی غریب ک انگار گوشه ای از قلبم بود.گوشه ای از قلبم ک خالی و تاریک و آوار شده بود.هربار ک توی کوچه پس کوچه های آوار روستا راه میرفتم خودم را میدیدم ک تنها چند قدم از من جلوتر بود.پریشان بود.نه اندوه!اندوه از قلبش بالا رفته بود رسیده بود ب چشمهایش.اندوه را مثل دود سپند روی میله ای اهنی داغ کرده بود و توی کوچه های

ادامه مطلب  

خواب.......  

چهارشنبه بعدازظهر یه خوابی دیدم..........
اولای خواب  خوب بود 
............
 
اما بعدش یه اتفاقی افتاد......
که تو خواب لرزش قلبم رو حس کردم...........
 
از دیروز تا حالا اون خواب تو ذهنمهه.......
......
نمیتونم فراموشش کنم.............
.....
اون خواب درباره تو بود.....
 

ادامه مطلب  

بـــــراے من همــــین خوبه...  

برای من همین خوبه که با رویات میشینم
تو رو از دور می بوسم تو رو از دور می بینم
برای من همین خوبه بگیرم قد دنیاتو
ببینم هر کجا میرم از آنجا رد شدم با تو
همین که حاله من خوش نیست همین که قلبم آشوبه
تو خوش باشی برای من همین بد بودنم خوبه
به اینکه بغضم از چی بود به این که تو دلم چی نیست
تمامه عمر خندیدم تمامه عمر شوخی نیست
برای من همین خوبه بدونی بی تو نابودم
اگه جایی ازت گفتن بگم من عاشقش بودم
برای من همین خوبه که از هر کی تو رو دیده
شبی صد بار می پرسم

ادامه مطلب  

 

زندگی با تو انگار
از میان تک تک جویبارهای تنم
با هزاران شوق و امیدواری میگذرد
 می گذرد تا
 در خوشایندی یک تلاقی ابدی
به سرمنزل تپش های قلبم برسد
قلب من اما 
دیگر لحظه جدایی از تو را نمی شناسد
چرا که به روحم پیوند خورده ای
و تنهای تنها
با من  می روی 
تا در قطعیتی به وسعت ابدیت 
معشوقه جاودانه من باشی.

ادامه مطلب  

دلم تنگه...  

حکایت اون معلمی که ب شاگردش گفته بود ی گونی بردار و به تعداد ادمایی که ازشون متنفری سیب زمینی بنداز داخلش و همه جا همراه خودت ببر رو شنیدین؟
یه کوه رو دوشمه...
هیچ وقت!هیچ وقت تصور نمیکردم یه روزی این حجم از تنفر رو بتونم تو قلبم جا بدم‌...
تلخه خیلی تلخ... دلم برا تنهایی خودم تنگ شده...

ادامه مطلب  

 

بر کرانه ناامید غروب قلبم
تابوتی از جنس عشق را
 به گورستان زندگی ام می بردی
تو آرام و بی تفاوت می رفتی و حتی نپرسیدی
که این آسیمه سر کیست
که بر مزار جوانی اش
سالیانی است به سوگ نیامدنت پیر می شود.
من از گریزتمام حقایق عمرم
باقی مانده یک حقیقت تلخ را چشیدم
که چنین مرگی بی وصال
ننگ ترین داغ بردگی بر پیشانی سرنوشتم بود.

ادامه مطلب  

دلتنگي  

علیرضای مهربان من ❤️
دلتنگى قوى ترین ، واقعى ترین و زیباترین حس دنیاست. خوش بخت ترین آدمها كسانى هستند كه كسی را در زندگى و جایی در قلبشان دارند برای دلتنگ شدن.
هر بار كه قلبم در سینه مى لرزد. هر بار كه عطش دیدار دوباره تو نفسگیرتر از روزهاى قبل مى شود. هر بار كه مست لحظه های با تو هستم فكر مى كنم چقدر خوشبختم
 

ادامه مطلب  

روز 3 - بعد از طوفان دیدار  

سلام . تله دارم ... تله عاطفی
دیروز داغون بودما . صبحی میخائیل را در حیاط دیدم و سلام و رفت . اصلن داغون شدم . و بعدش احمدی .. قلبم درد می کرد . می دونستی نباشی شاید داغون بشم . می خواهم فکر کنم همونقدر که من فکر میک نم تو من را نمی بینی .. من را میبینی ..می بینی .. پر رنگ و...قوی .من آویزون تو هستم ؟ قراره به هم اضافه کنیم . میخائیل چی شد ؟ ما چی شدیم
دلم می خواد باشی ...یک کار مشترک
یک بودن
زیاده این
شاید دارم موج منفی بتو می فرستم ... باش
شادان باش
دلبر دیروز ت

ادامه مطلب  

کیمیا  

این تغییر فاز من و کیمیا داره دیوونم میکنه. نمیدونم چیکار کنم. انگار که قلبم رو از توی سینه‌م دراوردن و جلوی چشمم دارن آتش میزنن و کاری از من برنمیاد.
قلب چیه اصلا! انگار تمام خاطراتمون رو با جوهری نوشتیم که الان آب داره اون جوهر رو میشوره و میبره.

ادامه مطلب  

شروع تنهایی های شیرین  

صبح مثل همیشه با طلوع خنده هات صبحم به خیر شد. بعد کارها باهات تماس گرفتم از تعجب  پرسیدی چطور شده یاد فقیر و فقرا کردی گفتم من که همیشه یادتم چقد حرف زدیم امروز اروم و بی دغدغه  تنها بودم و بقیه رفته بودن مهمونی صدای ارومت مثل همیشه موسیقی ملایمی بود برای ارامش قلبم بعد کلی حرف و خنده  رفتیم  تو دنبال کارهات .من ناهار بعد نماز  و  ناهار برگشتیم پیش هم باز حرف تا غروب انگار این روزا دلمون نمی خواد  ازهم جدا بشیم  امروز باز انگشتر هدیه ا

ادامه مطلب  

❤️❤️:❤️❤️  

❤️❤️:❤️❤️دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است... ببار ای آسمان امشب، که قلبم باز بی تاب است... نه روز آرامشی در دل، نه شب در چشم من خواب است... برایت شعر می گویم، که امشب شام مهتاب است.. من امشب با تو می گویم، همه ناگفته هایم را... دمی با تو به سر بردن، خودش آرامشی ناب است...
#فریدون_مشیری

ادامه مطلب  

دوباره ...  

باز از تو دور افتادم ...
دوباره من موندم و خاطرات و عکس ها و تنهایی ...
نمیدونم تا کی میشه اینطوری ادامه داد و تحمل کرد ...
اما میدونم تا زنده ام به یاد تو و برای تو هستم ...
و دوباره فریاد خواهم زد؛ یگانه قلبم، عاشقانه دوستت دارم ...
خدایا آرامشی از جنس خودت به قلب های ما عطا فرما ... الهی آمین
 

ادامه مطلب  

خوشه های خشم  

سر کلاس شیمی بودم که خانم پاپری(دبیر شیمیمون!همون عشق معروف بنده)یه اشاره خیلی کوچیک به این کتاب کرد!آخر کلاس طبق معمول دنبالش راه افتادم(دو جلسس دیگه راه نمیوفتم) و در مورد کتاب پرسیدم گفت حتما بخونمش عصرش رفتم کتابخونه و کتابو گرفتم؛اولاش کسل کننده بود برام ولی چون حضرت عشق1(بین منو فریبا ایشون حضرت عشق یکه و دبیر ادبیاتمون حضرت عشق2)دوستش داشت منم خواستم بدونم چیه این کتاب!توی تموم کارکترای رمان از کیسی خیلی بیشتر خوشم اومد!بیشتر حرفاشو چ

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1