تظاهرات!  

ماها آدمای تظاهر کردنیمماها موجوداتی هستیم که نمیتونیم بدون تظاهر زندگی کنیمماها تظاهر رو می پذیریم و قبولش داریمماها فکر میکنیم که یه ادم، هر زندگی ای هم که داشته باشه، تا وقتی تظاهر کنه کنه که آدم خوبیه همه چی اوکیهکسی که تظاهر نمیکنه، کسی که بده و میدونه که بده و میگه که بدهکسی که میدونه که یه کاری رو کرده و میگه که کردهکسی که میدونه که چی میخواد و میگه که چی میخوادکسی که میدونه چه حسی داره و به زبون میاره که چه حسی دارهتو دیدگاه ما ادما ق

ادامه مطلب  

تظاهرات!  

ماها آدمای تظاهر کردنیمماها موجوداتی هستیم که نمیتونیم بدون تظاهر زندگی کنیمماها تظاهر رو می پذیریم و قبولش داریمماها فکر میکنیم که یه ادم، هر زندگی ای هم که داشته باشه، تا وقتی تظاهر کنه کنه که آدم خوبیه همه چی اوکیهکسی که تظاهر نمیکنه، کسی که بده و میدونه که بده و میگه که بدهکسی که میدونه که یه کاری رو کرده و میگه که کردهکسی که میدونه که چی میخواد و میگه که چی میخوادکسی که میدونه چه حسی داره و به زبون میاره که چه حسی دارهتو دیدگاه ما ادما ق

ادامه مطلب  

آرامش نیمه شب  

نمی دونم چه فلسفه ایی داره شب 13 به در ، که حتی اگه نه استرس سرکار  رفتن رو داشته باشی نه حتی دانشگاه و مدرسه و هیچ کار دیگه ایی ، باز 13 به در که تموم میشه دلم میگیره. شاید فکر میکنم خوشی های عید تموم شد و یک سال گذشت.برای عیدمون خیلی برنامه داشتیم ولی همون 2-3 روز اول عید به این نتیجه رسیدیم که همه اشو بذاریم کنار و فقط استراحت کنیم. هر روزمون به عید دیدنی و خرید گذشت. اصلاً بعضی روزها وقت نمی شد استراحت کنیم :)) چند شب پیش دوستهام اومدن دیدن پسرم و

ادامه مطلب  

آرامش نیمه شب  

نمی دونم چه فلسفه ایی داره شب 13 به در ، که حتی اگه نه استرس سرکار  رفتن رو داشته باشی نه حتی دانشگاه و مدرسه و هیچ کار دیگه ایی ، باز 13 به در که تموم میشه دلم میگیره. شاید فکر میکنم خوشی های عید تموم شد و یک سال گذشت.برای عیدمون خیلی برنامه داشتیم ولی همون 2-3 روز اول عید به این نتیجه رسیدیم که همه اشو بذاریم کنار و فقط استراحت کنیم. هر روزمون به عید دیدنی و خرید گذشت. اصلاً بعضی روزها وقت نمی شد استراحت کنیم :)) چند شب پیش دوستهام اومدن دیدن پسرم و

ادامه مطلب  

ساعت هاي هم زمان پخش  

مدتی است که برام سئوال شده که چرا سخنرانی های مذهبی که صبح ها از شبکه های دو، سه و قرآن پخش می شه، همزمان با هم روی آنتن می ره. جالب اینجاست که در بعضی روزها سخنران ها هم بعضا در دو شبکه یکی هستند و یا گاهی همه سخنران ها متبحر و شناخته شده و گاهی همه ناشناس و کم تجربه اند.گویا اصلا هماهنگی لازم درباره پخش این برنامه انجام نمیشه و مشخص نيست که چرا اینگونه سخنرانی ها در زمان هایی مثل ساعت6 تا 6:15 صبح پخش میشه که خیلی ها در حال آماده شدن برای رفتن به س

ادامه مطلب  

دروغها و جلب ترحم ها  

ته دلم راضی نيست به رفتن همسر. به زبون هم بهش گفتم می خوای بری برو ولی من خوشم نمیاد بری. به مادر و پدرشم زنگ زدم و دیدم حالشون خوبه. پدرش گفت که خوبیم و مامان خوبه. تعجب کرد که به همسر گفتن مامان مریضه و مامانه گفته مریضم بیا دیدنم. وقتی هم فهمید دخترش به همسر گفته مامان مریضه از صداش پیدا بود خسته شده از دردسرایی که این دخترناخلف درست می کنه.به مادرش زنگ زدم دیدم شاد و شنگوله. حالش از همیشه بهتر. (همیشه زنگ می زنی پشت تلفن ناله می کنه عوض حرف ز

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام زخم زبون  

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام زخم زبون با کیفیت اورجینالDownload New Music By Mohsen Chavoshi | Zakhme Zaboonدانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام زخم زبونMohsen Chavoshi , Zakhme Zaboon , دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی , دانلود آهنگ زخم زبون از محسن چاوشی , دانلود آهنگ زخم زبون محسن چاوشی , دانلود آهنگ محسن چاوشی زخم زبون , دانلود آهنگهای محسن چاوشی , زخم زبون , متن آهنگ زخم زبون از محسن چاوشی , محسن چاوشی

ادامه مطلب  

بنداز بندازه  

فقط بعضی فروشندگان عزیز نيستن که جنسهای بنجلشونو با زبون بازی به خریدار بخت برگشته دولا پهنا میندازن این شادونه عزیز و دلبند ما هم اینروزا بنداز بنداز داره با کمی تفاوت قبلا به چهار تا دونه کرم ضدافتاب و مرطوب کننده و یه رژ لب بیچاره و بی پناه که روی دراور میزارم گیر داده بود و این طفلکی ها رو مینداخت پایین حالا بچه ام پیشرفت کرده تابلو رو میندازه  و خودش جیغ زنان مویه کنان زلف فشان در میره میاد رو شونه ام عجب گیری افتادیم یعنی دل بی صاحبمو

ادامه مطلب  

پراکنده  

امروز رسما نامه ی انصراف از کارمو تحویل دادم به فیلیکس. با لبخند  تاسف باری گرفت ازم، گذاشت جلوش، یه نگاه بهش کرد، خوندش. آروم دستگاه پانچ روی میزشو ورداشت؛ برگه رو پانچ کرد؛ با صندلیش دور زد؛ از کمد پشت سرش یه پرونده رو درآورد؛ برگه رو گذاشت لاش؛ برگشت بقیه ی کارشو کرد.یه حس بدی بهم دست داد؛ حس تموم شدن؛ حس اینکه پرونده ام بسته شد و من برای همیشه برای این شرکت بایگانی شدم. نمی دونم چرا تموم شدن هیچ وقت خوب نيست. همیشه آخرش که میشه، آدم تمام ا

ادامه مطلب  

پراکنده  

امروز رسما نامه ی انصراف از کارمو تحویل دادم به فیلیکس. با لبخند  تاسف باری گرفت ازم، گذاشت جلوش، یه نگاه بهش کرد، خوندش. آروم دستگاه پانچ روی میزشو ورداشت؛ برگه رو پانچ کرد؛ با صندلیش دور زد؛ از کمد پشت سرش یه پرونده رو درآورد؛ برگه رو گذاشت لاش؛ برگشت بقیه ی کارشو کرد.یه حس بدی بهم دست داد؛ حس تموم شدن؛ حس اینکه پرونده ام بسته شد و من برای همیشه برای این شرکت بایگانی شدم. نمی دونم چرا تموم شدن هیچ وقت خوب نيست. همیشه آخرش که میشه، آدم تمام ا

ادامه مطلب  

پراکنده  

امروز رسما نامه ی انصراف از کارمو تحویل دادم به فیلیکس. با لبخند  تاسف باری گرفت ازم، گذاشت جلوش، یه نگاه بهش کرد، خوندش. آروم دستگاه پانچ روی میزشو ورداشت؛ برگه رو پانچ کرد؛ با صندلیش دور زد؛ از کمد پشت سرش یه پرونده رو درآورد؛ برگه رو گذاشت لاش؛ برگشت بقیه ی کارشو کرد.یه حس بدی بهم دست داد؛ حس تموم شدن؛ حس اینکه پرونده ام بسته شد و من برای همیشه برای این شرکت بایگانی شدم. نمی دونم چرا تموم شدن هیچ وقت خوب نيست. همیشه آخرش که میشه، آدم تمام ا

ادامه مطلب  

روزگار (اولین جلسه کلاس سوئدی)  

‫چو گویی که وام خرد توختم / همه عمر هرچه بایستم آموختمیـکـی نـغـز بـازی کـند روزگـار / کـه بنشاندت پیــش آموزگـار‬‫حال و احوال این روزای ماست...‬امروز وقتی نشسته بودم بلند بلند واسه خودم دست و پا شکسته زبون سوئدی تمرین میکردم، مامانم در اتاقو باز کرد و این شعرو واسم خوند. منظور مامانم این بود که خودت یه عمر زبان انگلیسی به این و اون درس دادی، حالا یکی دیگه باید به خودت سوئدی یاد بده. ولی منظور شعر به طور کلی اینه که اگه ادعا کردی همه چی بل

ادامه مطلب  

روزگار (اولین جلسه کلاس سوئدی)  

‫چو گویی که وام خرد توختم / همه عمر هرچه بایستم آموختمیـکـی نـغـز بـازی کـند روزگـار / کـه بنشاندت پیــش آموزگـار‬‫حال و احوال این روزای ماست...‬امروز وقتی نشسته بودم بلند بلند واسه خودم دست و پا شکسته زبون سوئدی تمرین میکردم، مامانم در اتاقو باز کرد و این شعرو واسم خوند. منظور مامانم این بود که خودت یه عمر زبان انگلیسی به این و اون درس دادی، حالا یکی دیگه باید به خودت سوئدی یاد بده. ولی منظور شعر به طور کلی اینه که اگه ادعا کردی همه چی بل

ادامه مطلب  

خاله وزی  

خب از اتاق فرمان اشاره کردن که قرار شد به تاگس موتره بگیم خاله وزی.خاله وزی چند روز پیش برام پیام گذاشته بود که یه مشکلی پیش اومده و ممکنه نتونیم از اول آپریل پسر شما رو قبول کنیم. بعد که زنگ زدم و صحبت کردیم، فهمیدم که اصلا ایشون خودش پنج تا بچه شو داشته و قصدش این بوده که بچه ی ما رو برای پسرش برداره. حالا مدارک پسرشو هم گفتن باید بره برلین تایید بشه و اگر تا آخر این هفته (فکر کنم هفته ی پیش بود) مدارکشو تحویل بده، حداقل دو هفته اونا لازم دارن و

ادامه مطلب  

خاله وزی  

خب از اتاق فرمان اشاره کردن که قرار شد به تاگس موتره بگیم خاله وزی.خاله وزی چند روز پیش برام پیام گذاشته بود که یه مشکلی پیش اومده و ممکنه نتونیم از اول آپریل پسر شما رو قبول کنیم. بعد که زنگ زدم و صحبت کردیم، فهمیدم که اصلا ایشون خودش پنج تا بچه شو داشته و قصدش این بوده که بچه ی ما رو برای پسرش برداره. حالا مدارک پسرشو هم گفتن باید بره برلین تایید بشه و اگر تا آخر این هفته (فکر کنم هفته ی پیش بود) مدارکشو تحویل بده، حداقل دو هفته اونا لازم دارن و

ادامه مطلب  

۱۰۵۰-خب دلم میخاد...  

ی عالمه حرف همینجا(اشاره به گلو)قلمبه شده که بگم...البته همهههه اش چرت و پرته‌ها!!همه‌اش به قول مینا ور ور و زر زر الکی!ولی خب دوس دارم بگم^_^بعد که این حرفها رو گفتم.تااازه بگم:خب حالا بین نفسهای من.تو هم حرف بزن:-))دریغ از چهارتا کلمه درست حسابی که بخام به زبون بیارم:-))سرم سنگینه؟سرم گیجه؟یک حس روی هوایی دارم...الان دوست دارم برم روی یک بهارخوابی.تراسی..پشت بومی..بالکنی..کرسی هم باشه..یک جایی فقط که سررررد باشه.بعد زیر پتو مچاله بشم و بگم:خب حرف بز

ادامه مطلب  

۱۰۵۰-خب دلم میخاد...  

ی عالمه حرف همینجا(اشاره به گلو)قلمبه شده که بگم...البته همهههه اش چرت و پرته‌ها!!همه‌اش به قول مینا ور ور و زر زر الکی!ولی خب دوس دارم بگم^_^بعد که این حرفها رو گفتم.تااازه بگم:خب حالا بین نفسهای من.تو هم حرف بزن:-))دریغ از چهارتا کلمه درست حسابی که بخام به زبون بیارم:-))سرم سنگینه؟سرم گیجه؟یک حس روی هوایی دارم...الان دوست دارم برم روی یک بهارخوابی.تراسی..پشت بومی..بالکنی..کرسی هم باشه..یک جایی فقط که سررررد باشه.بعد زیر پتو مچاله بشم و بگم:خب حرف بز

ادامه مطلب  

۱۰۵۰-خب دلم میخاد...  

ی عالمه حرف همینجا(اشاره به گلو)قلمبه شده که بگم...البته همهههه اش چرت و پرته‌ها!!همه‌اش به قول مینا ور ور و زر زر الکی!ولی خب دوس دارم بگم^_^بعد که این حرفها رو گفتم.تااازه بگم:خب حالا بین نفسهای من.تو هم حرف بزن:-))دریغ از چهارتا کلمه درست حسابی که بخام به زبون بیارم:-))سرم سنگینه؟سرم گیجه؟یک حس روی هوایی دارم...الان دوست دارم برم روی یک بهارخوابی.تراسی..پشت بومی..بالکنی..کرسی هم باشه..یک جایی فقط که سررررد باشه.بعد زیر پتو مچاله بشم و بگم:خب حرف بز

ادامه مطلب  

۱۰۵۰-خب دلم میخاد...  

ی عالمه حرف همینجا(اشاره به گلو)قلمبه شده که بگم...البته همهههه اش چرت و پرته‌ها!!همه‌اش به قول مینا ور ور و زر زر الکی!ولی خب دوس دارم بگم^_^بعد که این حرفها رو گفتم.تااازه بگم:خب حالا بین نفسهای من.تو هم حرف بزن:-))دریغ از چهارتا کلمه درست حسابی که بخام به زبون بیارم:-))سرم سنگینه؟سرم گیجه؟یک حس روی هوایی دارم...الان دوست دارم برم روی یک بهارخوابی.تراسی..پشت بومی..بالکنی..کرسی هم باشه..یک جایی فقط که سررررد باشه.بعد زیر پتو مچاله بشم و بگم:خب حرف بز

ادامه مطلب  

۱۰۵۰-خب دلم میخاد...  

ی عالمه حرف همینجا(اشاره به گلو)قلمبه شده که بگم...البته همهههه اش چرت و پرته‌ها!!همه‌اش به قول مینا ور ور و زر زر الکی!ولی خب دوس دارم بگم^_^بعد که این حرفها رو گفتم.تااازه بگم:خب حالا بین نفسهای من.تو هم حرف بزن:-))دریغ از چهارتا کلمه درست حسابی که بخام به زبون بیارم:-))سرم سنگینه؟سرم گیجه؟یک حس روی هوایی دارم...الان دوست دارم برم روی یک بهارخوابی.تراسی..پشت بومی..بالکنی..کرسی هم باشه..یک جایی فقط که سررررد باشه.بعد زیر پتو مچاله بشم و بگم:خب حرف بز

ادامه مطلب  

The third knuckle from the top of my right index finger’s story  

امروز صبح به یه دلیلی*، روی بند سوم از سمت نوک انگشت اشاره دست راستم (بند اول از سمت پشت دست) زخم شد. هیچوقت فکرشو‌ نمیکردم این نقطه از بدن انقدر به جاهای مختلف بخوره. نمونش اینکه وقتی از دستشویی عمومی پاساژ پالادیوم میخواستم بیام بیرون، واسه اینکه دستم کثیف نشه، با این نقطه از دستم در دسشت‌شویی رو باز کردم.یا وقتی خواستم بزنم به شیشه ماشین که شیشیرو بکشن پایین، با همین نقطه از بدنم تاق تاق تاق زدم به شیشه و آی سوخت!یا مثلاً میخواستم قولنج

ادامه مطلب  

The third knuckle from the top of my right index finger’s story  

امروز صبح به یه دلیلی*، روی بند سوم از سمت نوک انگشت اشاره دست راستم (بند اول از سمت پشت دست) زخم شد. هیچوقت فکرشو‌ نمیکردم این نقطه از بدن انقدر به جاهای مختلف بخوره. نمونش اینکه وقتی از دستشویی عمومی پاساژ پالادیوم میخواستم بیام بیرون، واسه اینکه دستم کثیف نشه، با این نقطه از دستم در دسشت‌شویی رو باز کردم.یا وقتی خواستم بزنم به شیشه ماشین که شیشیرو بکشن پایین، با همین نقطه از بدنم تاق تاق تاق زدم به شیشه و آی سوخت!یا مثلاً میخواستم قولنج

ادامه مطلب  

نون‌خامه‌ای  

همیشه یکی از تفریحات سالمم این بوده که برم شیرینی فروشی، دو سه تا دونه نون خامه‌ای بگیرم (اسمش شیرینی نون‌خامه‌ایه، نارنجک و خمپاره و اینا سوسول بازیه تهرونیاس). آقا سه تا بگیرم، هر کدومشو به یه مدل سامورائی بخورم حال کنم. یکیشو اول نونشو سعی کنم بخورم، بعد خامه‌هاشو لیس بزنم، یکیشو اول خامه‌هاشو فشار بدم تو دهنم بعد نونوشو گاز بزنم بخورم، یکیشو نصف کنم، یکم نگاش کنم و بخورم!ولی موازی با این داستان، همیشه دغدغه اینو داشتم که شیرینی‌خامه

ادامه مطلب  

نون‌خامه‌ای  

همیشه یکی از تفریحات سالمم این بوده که برم شیرینی فروشی، دو سه تا دونه نون خامه‌ای بگیرم (اسمش شیرینی نون‌خامه‌ایه، نارنجک و خمپاره و اینا سوسول بازیه تهرونیاس). آقا سه تا بگیرم، هر کدومشو به یه مدل سامورائی بخورم حال کنم. یکیشو اول نونشو سعی کنم بخورم، بعد خامه‌هاشو لیس بزنم، یکیشو اول خامه‌هاشو فشار بدم تو دهنم بعد نونوشو گاز بزنم بخورم، یکیشو نصف کنم، یکم نگاش کنم و بخورم!ولی موازی با این داستان، همیشه دغدغه اینو داشتم که شیرینی‌خامه

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  

مادر ....  

در     آن     سرا    که    نشان    از      وجود      مادر  نيستامید    نيست   ،   صفا   نيست   ،  مهرپرور            نيستز     چشمه سار      محبت       نمی شود             سیرابکسی    که         مادر     دریا دلیش    &nb

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >