جانا  

من زمستانم و تو فصل بهاری جانا
ظلمتم من، تو چراغ شب تاری جانا

من پر کاه و به هر سو ببرد باد مرا
استواری تو و چون کوه وقاری جانا

هر دو هستیم کنار هم اگر چه همه عمر
من چو خار و تو گل باغ اناری جانا

نغمه هایت بنوازد همه دم گوش مرا
به سر شاخه ی گل مرغ هزاری جانا

سرو نازی و تویی زینت هر باغ و چمن
من ولی شاخه ی خشکیده چناری جانا

برده ای دل تو ز خوبان جهان ای گل ناز
دل و دلدار توهستی و نگاری جانا

هر کجا گام نهادم سخن از حسن تو بود
غیر وصفت نشیندم به دیاری

ادامه مطلب  

جانا  

من زمستانم و تو فصل بهاری جانا
ظلمتم من، تو چراغ شب تاری جانا

من پر کاه و به هر سو ببرد باد مرا
استواری تو و چون کوه وقاری جانا

هر دو هستیم کنار هم اگر چه همه عمر
من چو خار و تو گل باغ اناری جانا

نغمه هایت بنوازد همه دم گوش مرا
به سر شاخه ی گل مرغ هزاری جانا

سرو نازی و تویی زینت هر باغ و چمن
من ولی شاخه ی خشکیده چناری جانا

برده ای دل تو ز خوبان جهان ای گل ناز
دل و دلدار توهستی و نگاری جانا

هر کجا گام نهادم سخن از حسن تو بود
غیر وصفت نشیندم به دیاری

ادامه مطلب  

جانا  

من زمستانم و تو فصل بهاری جانا
ظلمتم من، تو چراغ شب تاری جانا

من پر کاه و به هر سو ببرد باد مرا
استواری تو و چون کوه وقاری جانا

هر دو هستیم کنار هم اگر چه همه عمر
من چو خار و تو گل باغ اناری جانا

نغمه هایت بنوازد همه دم گوش مرا
به سر شاخه ی گل مرغ هزاری جانا

سرو نازی و تویی زینت هر باغ و چمن
من ولی شاخه ی خشکیده چناری جانا

برده ای دل تو ز خوبان جهان ای گل ناز
دل و دلدار توهستی و نگاری جانا

هر کجا گام نهادم سخن از حسن تو بود
غیر وصفت نشیندم به دیاری

ادامه مطلب  

جانا  

من زمستانم و تو فصل بهاری جانا
ظلمتم من، تو چراغ شب تاری جانا

من پر کاه و به هر سو ببرد باد مرا
استواری تو و چون کوه وقاری جانا

هر دو هستیم کنار هم اگر چه همه عمر
من چو خار و تو گل باغ اناری جانا

نغمه هایت بنوازد همه دم گوش مرا
به سر شاخه ی گل مرغ هزاری جانا

سرو نازی و تویی زینت هر باغ و چمن
من ولی شاخه ی خشکیده چناری جانا

برده ای دل تو ز خوبان جهان ای گل ناز
دل و دلدار توهستی و نگاری جانا

هر کجا گام نهادم سخن از حسن تو بود
غیر وصفت نشیندم به دیاری

ادامه مطلب  

دل می ستاند از من و جان می دهد به من  

دل می ستاند از من و جان می دهد به منآرام جان و کام جهان می دهد به مندیدار تو طلیعه ی صبح سعادت استتا کی ز مهر طالع آن می دهد به مندلداده ی غریبم و گمنام این دیارزان یار دلنشین که نشان می دهد به منجانا مراد بخت و جوانی وصال توستکو جاودانه بخت جوان می دهد به منمی آمدم که حال دل زار گویمتاما مگر سرشک امان می دهد به منچشمت به شرم و ناز ببندد لب نیازشوقت اگر هزار زبان می دهد به منآری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترستمستی ببین که سحر بیان می دهد به منافسرده

ادامه مطلب  

دل می ستاند از من و جان می دهد به من  

دل می ستاند از من و جان می دهد به منآرام جان و کام جهان می دهد به مندیدار تو طلیعه ی صبح سعادت استتا کی ز مهر طالع آن می دهد به مندلداده ی غریبم و گمنام این دیارزان یار دلنشین که نشان می دهد به منجانا مراد بخت و جوانی وصال توستکو جاودانه بخت جوان می دهد به منمی آمدم که حال دل زار گویمتاما مگر سرشک امان می دهد به منچشمت به شرم و ناز ببندد لب نیازشوقت اگر هزار زبان می دهد به منآری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترستمستی ببین که سحر بیان می دهد به منافسرده

ادامه مطلب  

دل می ستاند از من و جان می دهد به من  

دل می ستاند از من و جان می دهد به منآرام جان و کام جهان می دهد به مندیدار تو طلیعه ی صبح سعادت استتا کی ز مهر طالع آن می دهد به مندلداده ی غریبم و گمنام این دیارزان یار دلنشین که نشان می دهد به منجانا مراد بخت و جوانی وصال توستکو جاودانه بخت جوان می دهد به منمی آمدم که حال دل زار گویمتاما مگر سرشک امان می دهد به منچشمت به شرم و ناز ببندد لب نیازشوقت اگر هزار زبان می دهد به منآری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترستمستی ببین که سحر بیان می دهد به منافسرده

ادامه مطلب  

جانا جوراب گرم یادم هست:)  

از اونروز که پست همیلا رو دیدم دلم خواست جوراب بخرم.زمستونی :(رفتم پیج هپی ساکس یه جفت جوراب ۳۰ تومن.
گفتم فقط جنس ایرونی رفتم کارای گره رو ببینم دیدم قیمتای گره هم ۳۰ تومنه.
منصفانه اس قیمتش؟دو روز دیگه هم پاره میشه ها.
از اونجایی که سال پیش بسته ی ۴ جفت جوراب نااز السی وایکیکی رو ۲۶ تومن خریدم(حراج بود)رفتم کاراشو دیدم.
مردم براشون
حالا منتظرم ی سر و سامونی ب اوضاع زندگیم بدم برم جوراب بخرم

ادامه مطلب  

جانا جوراب گرم یادم هست:)  

از اونروز که پست همیلا رو دیدم دلم خواست جوراب بخرم.زمستونی :(رفتم پیج هپی ساکس یه جفت جوراب ۳۰ تومن.
گفتم فقط جنس ایرونی رفتم کارای گره رو ببینم دیدم قیمتای گره هم ۳۰ تومنه.
منصفانه اس قیمتش؟دو روز دیگه هم پاره میشه ها.
از اونجایی که سال پیش بسته ی ۴ جفت جوراب نااز السی وایکیکی رو ۲۶ تومن خریدم(حراج بود)رفتم کاراشو دیدم.
مردم براشون
حالا منتظرم ی سر و سامونی ب اوضاع زندگیم بدم برم جوراب بخرم

ادامه مطلب  

جانا جوراب گرم یادم هست:)  

از اونروز که پست همیلا رو دیدم دلم خواست جوراب بخرم.زمستونی :(رفتم پیج هپی ساکس یه جفت جوراب ۳۰ تومن.
گفتم فقط جنس ایرونی رفتم کارای گره رو ببینم دیدم قیمتای گره هم ۳۰ تومنه.
منصفانه اس قیمتش؟دو روز دیگه هم پاره میشه ها.
از اونجایی که سال پیش بسته ی ۴ جفت جوراب نااز السی وایکیکی رو ۲۶ تومن خریدم(حراج بود)رفتم کاراشو دیدم.
مردم براشون
حالا منتظرم ی سر و سامونی ب اوضاع زندگیم بدم برم جوراب بخرم

ادامه مطلب  

جانا جوراب گرم یادم هست:)  

از اونروز که پست همیلا رو دیدم دلم خواست جوراب بخرم.زمستونی :(رفتم پیج هپی ساکس یه جفت جوراب ۳۰ تومن.
گفتم فقط جنس ایرونی رفتم کارای گره رو ببینم دیدم قیمتای گره هم ۳۰ تومنه.
منصفانه اس قیمتش؟دو روز دیگه هم پاره میشه ها.
از اونجایی که سال پیش بسته ی ۴ جفت جوراب نااز السی وایکیکی رو ۲۶ تومن خریدم(حراج بود)رفتم کاراشو دیدم.
مردم براشون
حالا منتظرم ی سر و سامونی ب اوضاع زندگیم بدم برم جوراب بخرم

ادامه مطلب  

عاشقی کارِ سری نیست که بر بالین است...  

بسم الله
یا عزیز
درخت، سنگینیِ میوه اش را حس نمی کند. اصلاً یک عمر سنگینی تحمل می کند تا سنگینیِ میوه اش را حس کند. حس می کند و حس نمی کند. درخت، عاشقانه بار می دهد؛ عاشقانه بار می کِشد.
دیشب در جواب بزرگواری نوشتم که "مُشت های رحمانیِ امتحان الهی، همیشه خوب و محکم و دقیق بر نقاط ضعف آدم فرود می آید." که باید عاشقانه مشت ها را تحمل کرد. که عاشق، مشت های معشوق را حس نمی کند. اصلاً عاشق همه چیز را تحمل می کند تا سنگینیِ مشت های معشوق را حس کند. چه حکایت

ادامه مطلب  

عاشقی کارِ سری نیست که بر بالین است...  

بسم الله
یا عزیز
درخت، سنگینیِ میوه اش را حس نمی کند. اصلاً یک عمر سنگینی تحمل می کند تا سنگینیِ میوه اش را حس کند. حس می کند و حس نمی کند. درخت، عاشقانه بار می دهد؛ عاشقانه بار می کِشد.
دیشب در جواب بزرگواری نوشتم که "مُشت های رحمانیِ امتحان الهی، همیشه خوب و محکم و دقیق بر نقاط ضعف آدم فرود می آید." که باید عاشقانه مشت ها را تحمل کرد. که عاشق، مشت های معشوق را حس نمی کند. اصلاً عاشق همه چیز را تحمل می کند تا سنگینیِ مشت های معشوق را حس کند. چه حکایت

ادامه مطلب  

آتشِ خُفته  

          سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است ؛ که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

          تمام روز ، اگر بی تفاوتم، اما ؛ شبم قرین شکنجه، دچار بیداری است (حسین منزوی)

کلامِ من، قرارِ من، ای که دلم برای توست
سفر کُنم در پیِ تو، آه که دلم برای توست
ز عشقِ تو جانم بسوخت، روحم بتن پروانه شد
کاین آتش خُفته به‌‌دل، هر جا روم برای توست
ز حسرتت، چشمانِ من، متروک‌ترین ویرانه است
بنگر به من، گریهِ عاشقانه‌ام برای توست
گر من به شوقِ دیدنت، ز خود ب

ادامه مطلب  

آتشِ خُفته  

          سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است ؛ که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

          تمام روز ، اگر بی تفاوتم، اما ؛ شبم قرین شکنجه، دچار بیداری است (حسین منزوی)

کلامِ من، قرارِ من، ای که دلم برای توست
سفر کُنم در پیِ تو، آه که دلم برای توست
ز عشقِ تو جانم بسوخت، روحم بتن پروانه شد
کاین آتش خُفته به‌‌دل، هر جا روم برای توست
ز حسرتت، چشمانِ من، متروک‌ترین ویرانه است
بنگر به من، گریهِ عاشقانه‌ام برای توست
گر من به شوقِ دیدنت، ز خود ب

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

چرا دشمنی!؟  

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
       چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان               که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
    شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما               بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
  عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است               خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال               چو نسرین صد

ادامه مطلب  

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ...  

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم / یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس / گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی / جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود / از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنه

ادامه مطلب  

به مناسبت یک سالگی پیش‌رو  

یک سال است که تحقق یافته‌ایم،شانه به شانه همچشم در چشم همپا به پای همدست در دست همسایه به سایه همنفس به نفس هماز رویا و آرزوبودن  به واقعی بودن سرازیر شده‌ایم.برای اولین بار است که شیرین‌تر از رویاییم،و خواستنی‌تر از هر آرزویی.چنان در تمام لحظاتم تنیده‌ای که انگار از اول بوده‌ای،جانان من،باش. همینقدر زیبا، شکیبا، با صلابت و تکیه گاه من،همینقدر پر از بودن باش.همینقدر پر از خواستن و بودن و شدن.هم نفسم باش، همه کسم باش.به عبارتی: «تو چنا

ادامه مطلب  

به مناسبت یک سالگی پیش‌رو  

یک سال است که تحقق یافته‌ایم،شانه به شانه همچشم در چشم همپا به پای همدست در دست همسایه به سایه همنفس به نفس هماز رویا و آرزوبودن  به واقعی بودن سرازیر شده‌ایم.برای اولین بار است که شیرین‌تر از رویاییم،و خواستنی‌تر از هر آرزویی.چنان در تمام لحظاتم تنیده‌ای که انگار از اول بوده‌ای،جانان من،باش. همینقدر زیبا، شکیبا، با صلابت و تکیه گاه من،همینقدر پر از بودن باش.همینقدر پر از خواستن و بودن و شدن.هم نفسم باش، همه کسم باش.به عبارتی: «تو چنا

ادامه مطلب  

به مناسبت یک سالگی پیش‌رو  

یک سال است که تحقق یافته‌ایم،شانه به شانه همچشم در چشم همپا به پای همدست در دست همسایه به سایه همنفس به نفس هماز رویا و آرزوبودن  به واقعی بودن سرازیر شده‌ایم.برای اولین بار است که شیرین‌تر از رویاییم،و خواستنی‌تر از هر آرزویی.چنان در تمام لحظاتم تنیده‌ای که انگار از اول بوده‌ای،جانان من،باش. همینقدر زیبا، شکیبا، با صلابت و تکیه گاه من،همینقدر پر از بودن باش.همینقدر پر از خواستن و بودن و شدن.هم نفسم باش، همه کسم باش.به عبارتی: «تو چنا

ادامه مطلب  

لاف عشق  

مجنون ترین لیلى شدم مجنون کجا رفتى بگو
از هجر جانا من شدم دلخون کجا رفتى بگو
دل بر تو بستم نازنین یک دم تو بازآ و ببین
در کلبه ى احزان شدم محزون کجا رفتى بگو
یوسف تو باشی عشق من همچون زلیخا می شود
امشب ز بتخانه روم بیرون کجا رفتى بگو
از عقل تا دیوانگى تنهاى تنها مى روم
صد ساله ره یک شب روم اکنون کجا رفتى بگو
 
دریاى بى آبى شدم آن دم که شورآبى شدم
مرگى بیامد بد تر از هامون کجا رفتى بگو
اى عاشقان اشک مرا لبخند یارم پاک کرد
اشکم ز آن لبخند شد مفتون کج

ادامه مطلب  

لاف عشق  

مجنون ترین لیلى شدم مجنون کجا رفتى بگو
از هجر جانا من شدم دلخون کجا رفتى بگو
دل بر تو بستم نازنین یک دم تو بازآ و ببین
در کلبه ى احزان شدم محزون کجا رفتى بگو
یوسف تو باشی عشق من همچون زلیخا می شود
امشب ز بتخانه روم بیرون کجا رفتى بگو
از عقل تا دیوانگى تنهاى تنها مى روم
صد ساله ره یک شب روم اکنون کجا رفتى بگو
 
دریاى بى آبى شدم آن دم که شورآبى شدم
مرگى بیامد بد تر از هامون کجا رفتى بگو
اى عاشقان اشک مرا لبخند یارم پاک کرد
اشکم ز آن لبخند شد مفتون کج

ادامه مطلب  

لاف عشق  

مجنون ترین لیلى شدم مجنون کجا رفتى بگو
از هجر جانا من شدم دلخون کجا رفتى بگو
دل بر تو بستم نازنین یک دم تو بازآ و ببین
در کلبه ى احزان شدم محزون کجا رفتى بگو
یوسف تو باشی عشق من همچون زلیخا می شود
امشب ز بتخانه روم بیرون کجا رفتى بگو
از عقل تا دیوانگى تنهاى تنها مى روم
صد ساله ره یک شب روم اکنون کجا رفتى بگو
 
دریاى بى آبى شدم آن دم که شورآبى شدم
مرگى بیامد بد تر از هامون کجا رفتى بگو
اى عاشقان اشک مرا لبخند یارم پاک کرد
اشکم ز آن لبخند شد مفتون کج

ادامه مطلب  

سلام جانا :)))  

جان جانمسلام عرض می کنم باید عرض کنم که لیلی روزهاش می گذره با تمام خوبی های که از نبود تو حاصل شده می گذرونه این روزگار رو :)))مرد من نبودت لیلی رو صبور کردهچشماش رو به زیبای ها باز کردهشکر گزار داده هاش کردهامااااااااااادلتنگ ترش کردهبرای مردی که با یک کت و شلوار خردلی توی پارک پا به پاش برقصه :))) مرد جانمجان جانانمعشوه گر روزهای نبودتتتو همانی که نیستی اما با من می رقصیمردانه می رقصیو من دختر شوریده ای هستم که رقصی را که بلد

ادامه مطلب  

سلام جانا :)))  

جان جانمسلام عرض می کنم باید عرض کنم که لیلی روزهاش می گذره با تمام خوبی های که از نبود تو حاصل شده می گذرونه این روزگار رو :)))مرد من نبودت لیلی رو صبور کردهچشماش رو به زیبای ها باز کردهشکر گزار داده هاش کردهامااااااااااادلتنگ ترش کردهبرای مردی که با یک کت و شلوار خردلی توی پارک پا به پاش برقصه :))) مرد جانمجان جانانمعشوه گر روزهای نبودتتتو همانی که نیستی اما با من می رقصیمردانه می رقصیو من دختر شوریده ای هستم که رقصی را که بلد

ادامه مطلب  

سلام جانا :)))  

جان جانمسلام عرض می کنم باید عرض کنم که لیلی روزهاش می گذره با تمام خوبی های که از نبود تو حاصل شده می گذرونه این روزگار رو :)))مرد من نبودت لیلی رو صبور کردهچشماش رو به زیبای ها باز کردهشکر گزار داده هاش کردهامااااااااااادلتنگ ترش کردهبرای مردی که با یک کت و شلوار خردلی توی پارک پا به پاش برقصه :))) مرد جانمجان جانانمعشوه گر روزهای نبودتتتو همانی که نیستی اما با من می رقصیمردانه می رقصیو من دختر شوریده ای هستم که رقصی را که بلد

ادامه مطلب  

سلام جانا :)))  

جان جانمسلام عرض می کنم باید عرض کنم که لیلی روزهاش می گذره با تمام خوبی های که از نبود تو حاصل شده می گذرونه این روزگار رو :)))مرد من نبودت لیلی رو صبور کردهچشماش رو به زیبای ها باز کردهشکر گزار داده هاش کردهامااااااااااادلتنگ ترش کردهبرای مردی که با یک کت و شلوار خردلی توی پارک پا به پاش برقصه :))) مرد جانمجان جانانمعشوه گر روزهای نبودتتتو همانی که نیستی اما با من می رقصیمردانه می رقصیو من دختر شوریده ای هستم که رقصی را که بلد

ادامه مطلب  

سلام جانا :)))  

جان جانمسلام عرض می کنم باید عرض کنم که لیلی روزهاش می گذره با تمام خوبی های که از نبود تو حاصل شده می گذرونه این روزگار رو :)))مرد من نبودت لیلی رو صبور کردهچشماش رو به زیبای ها باز کردهشکر گزار داده هاش کردهامااااااااااادلتنگ ترش کردهبرای مردی که با یک کت و شلوار خردلی توی پارک پا به پاش برقصه :))) مرد جانمجان جانانمعشوه گر روزهای نبودتتتو همانی که نیستی اما با من می رقصیمردانه می رقصیو من دختر شوریده ای هستم که رقصی را که بلد

ادامه مطلب  

سلام جانا :)))  

جان جانمسلام عرض می کنم باید عرض کنم که لیلی روزهاش می گذره با تمام خوبی های که از نبود تو حاصل شده می گذرونه این روزگار رو :)))مرد من نبودت لیلی رو صبور کردهچشماش رو به زیبای ها باز کردهشکر گزار داده هاش کردهامااااااااااادلتنگ ترش کردهبرای مردی که با یک کت و شلوار خردلی توی پارک پا به پاش برقصه :))) مرد جانمجان جانانمعشوه گر روزهای نبودتتتو همانی که نیستی اما با من می رقصیمردانه می رقصیو من دختر شوریده ای هستم که رقصی را که بلد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1