گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

گفته بودم چشم شهلايت ، مرا شبگرد کرد ؟ .... خواب زچشمانم ربود و  

گفته بودم چشم شهلایت ، مرا شبگرد کرد ؟خواب زچشمانم ربود و ، مرا ولگرد کرد ؟هرچه می خواهی بگو ، این دل خراباد تو استجزوایی ازدرس تکراری ، عشق تو استکشته دل پای بند تو ، ازخود مران دلداده رابا اسیر رسم مدارا ، نیست  چرا ؟وزچه میگیری رخ ، که میسوزی دلمآه غرورم شکستی ، دراین بازارچرا ؟ قصد سوختن کرده ایی ، دل دیوانه را ؟  من زخواهشهای دل ، اصرار به ما ندن کردامگه صدایم میزنی ، گه می کشُی با ناز غلاماین غزل افسانه نیست ، عاشق کُشی رسم شماست&nb

ادامه مطلب  

فیل نوشت...  

آدمه دیگه... پیش میاد... یه وقتا خسته میشه از همه چی... از همه چی! از دنیا خسته میشه... از قرمزیِ رنگ پریده ی سیبایِ باغچه یِ همسایه... از جدولای بلند و کوتاه کنار خیابون...از "لِمولینِ آمِلی"...  از گلدونِ همیشه بهارِ دمِ پنجره ... از شیب تند پله هاى ورودى دانشکده... از "گریه های امپراطور" ...از شب... از  ماهِ آسمون ... از ماهِ گرفته ى آسمون... خسته میشه! با دلیل یا بی دلیل ...خسته میشه! کم و زیادش مهم نیست... ماهیَتِش حَرفه... که بشه تَهِ داستان یا ن

ادامه مطلب  

آدمها و گنجشگها  

می‌ گفت آدم‌ها گنجشک‌های حیاط پشتی‌ خانه‌تان نیستند که برایشان دانه بپاشی، به هر‌روز آمدنت عادتشان بدهی‌، گاه و بیگاه روی پله‌ها بنشینی برایشان درد دل کنی‌ یا چشم‌هایت را ببندی و در خلسه‌ی مالیخولیایی خودت به جیک جیکشان گوش کنی‌...و بعد یک‌ روز حوصله‌‌ات سر برود، خسته از شلوغی، خسته از بودنشان، راهت را بکشی بروی... آدم‌ها مثل گنجشک‌ها نیاز به کیش کیش ندارند، می‌‌روند اما با دلی‌ شکسته...#نیکی_فیروزکوهی

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

از خسته بودن خسته ام  

خوش به حال نهنگهابه جای اینکه هر جا میرن و با هر کی میشینن، از وضع موجود گلایه بشنون و شکایت کنن، وقتی میبینن اوضاع داغونه و کاری ازشون برنمیاد یه بارکی دسته جمعی خودشونو میکشن که راحت بشن. با هم که هستن چند تا حسن داره، اولا بهشون اَنگ ضعف نمیزنن، ثانیاً کمتر از مرگ میترسن، ثالثاً یه سری نهنگ دیگه سعی نمیکنن نجاتشون بدن...نهنگ هم نشدیم. پوفففف

ادامه مطلب  

 

یه بی حالیه خلصه وار داره سرما خوردگی. چند فصل می خونم. چشمام خسته میشه. به صدا های بیرون گوش میدم. به سکوت خونه.یه نور نارنجی از لای پرده  سر خورده رو فرش آشپز خونه.صدای تلفن بلند میشه. مهمونی آخر هفته موکول شد به هفته دیگه. چند فصل دیگه می خونم. چشمام خسته میشه. خوابم میبره. وقتی بیدار میشم از نور نارنجی خبری نیست. همه جا تاریکه. بخش دوم امروز شروع شد.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >