709.  

سعی ميکني از خودت بدت نیاد، سعی ميکني حس نکنی کافی نیستی، حوصله سربری، عجیب غریبی، گوشه گیری.
ولی انگار تنهایی نمیتونی. نمیتونی سعی کنی این چیزارو باور نکنی تا وختی که حس ميکني عزیزترین آدمای زندگیتو واسه همین چیزا از دست دادی.
#EL

ادامه مطلب  

نظرات فعال شد :/  

فک کنم بچه شدم!
دارم بچگی میکنم!
منِ بی اعصابـــــ
گنگم ! گنگ! ..دلم میخواد بدونم باید دقیقا چیکار کنم !
من اشتباه کردم! دو تا اشتباه کردم توی یه ماه ..
me  بچه ای بچه!!!!
عقلت متله دختر بچه ها میمونه...
بابا یکم صبور باش! تو غلط ميکني غلط ميکني گریه کنی..
غلط ميکني به اون روز فکر کنی! غلط ميکني که دیوونگی کنی ..
حق نداری جوابشو بدی! فمیدی؟
حق نداری اون روز رو تکرار کنی فهمیدی؟!!
چالش جوابشو ندادن ^روز اول^
مسخرس! اما مهمه ...
 

ادامه مطلب  

بلدی ؟  

اینکه وقتی حالت خیلی بد شده ، میری و برای خودت اسطوخودوس دَم ميکني ، میری جلد های آنی شرلی رو میزاری جلوت و یکی رو انتخاب ميکني که بخونی ، میری و غرق میشی تو موزیکای یان تیرسینگ و آروم رونوک پا میچرخی و فکر ميکني چی میشد اگه یه بالرین بودی ، اینکه بعدش میپری رو تختو با لباس میری زیر دوش ِ اب سردو و بعدشم میگیری سه تا یخو میزاری تویه پلاستیک و هی میزنی به صورتت و بعدشم میخوابی بعدشم که بیدار میشی میبینی چقدر حالت خوب شده و اون روح ِ مسخره وکسل د

ادامه مطلب  

تکون نده  

اخبار و فیلم هایی که از زلزله تهران میخونم و میبینم منو یاد رمان کوری میندازه.همون قدر آخرالزمانی.
+اگه زلزله هفت ریشتری از گسل ری بیاد 55 درصد خونه ها تخریب میشه و 6 درصد جمعیت شهر میمیرن.فکر ميکني وحشتناکه ولی با دقت که نگاه ميکني میبینی این یعنی 94 درصد آدم زنده،94 درصد امیدواری.

ادامه مطلب  

تکون نده  

اخبار و فیلم هایی که از زلزله تهران میخونم و میبینم منو یاد رمان کوری میندازه.همون قدر آخرالزمانی.
+اگه زلزله هفت ریشتری از گسل ری بیاد 55 درصد خونه ها تخریب میشه و 6 درصد جمعیت شهر میمیرن.فکر ميکني وحشتناکه ولی با دقت که نگاه ميکني میبینی این یعنی 94 درصد آدم زنده،94 درصد امیدواری.

ادامه مطلب  

آه نربا...  

یه آهنربا دلش نمی خواد اشیا آهنی که بهش چسبیدن ازش جدا بشن. اگه یه شی آهنی رو ازش دور کنی، جاذبه ش رو حس ميکني
درد دقیقا چنین حسی داره. 
ولی بعد از یه مدت از بس باهاش بازی ميکني دیگه کاراییشو به عنوان آهنربا از دست میده.
دیگه نمیذاره هیچ آهنی بهش بچسبه. نمیتونه.
حالا دیگه این آهنربا به درد دفن کردن می خوره.

ادامه مطلب  

آه نربا...  

یه آهنربا دلش نمی خواد اشیا آهنی که بهش چسبیدن ازش جدا بشن. اگه یه شی آهنی رو ازش دور کنی، جاذبه ش رو حس ميکني
درد دقیقا چنین حسی داره. 
ولی بعد از یه مدت از بس باهاش بازی ميکني دیگه کاراییشو به عنوان آهنربا از دست میده.
دیگه نمیذاره هیچ آهنی بهش بچسبه. نمیتونه.
حالا دیگه این آهنربا به درد دفن کردن می خوره.

ادامه مطلب  

آه نربا...  

یه آهنربا دلش نمی خواد اشیا آهنی که بهش چسبیدن ازش جدا بشن. اگه یه شی آهنی رو ازش دور کنی، جاذبه ش رو حس ميکني
درد دقیقا چنین حسی داره. 
ولی بعد از یه مدت از بس باهاش بازی ميکني دیگه کاراییشو به عنوان آهنربا از دست میده.
دیگه نمیذاره هیچ آهنی بهش بچسبه. نمیتونه.
حالا دیگه این آهنربا به درد دفن کردن می خوره.

ادامه مطلب  

بی پولی  

داری زندگیتو ميکني، درستو میخونی ، یهو به خودت میای و میبینی ای دل غافل! بیست سالم شده و دیگه روم نمیشه از بابام پول بگیرم، بیست سالم شده و هیچ کاری بلد نیستم که بتونم ازش پول دربیارم، هیچی از خودم ندارم. وام دانشجویی میگیری که حداقل یه ماه بتونی خرج کارای لازم عقب افتاده که روت نمیشه از بابات بخوای رو بدی، اونم نگاه ميکني و میبینی اینقدر کم هست که نتونی هیچ کاری بکنی. یهو یه نگاه به درسات ميکني و میبینی ای وااای از اینم که نمیشه پول دراورد... ی

ادامه مطلب  

نوشدن۵۷  

از یه زمانی به بعد بهت ثابت میشه برای خوشبختی باید از هیچ کس انتظاری نداشته باشی
اما یکم که میگذره حس ميکني برای احساس خوشبختی انتظار نداشتن کافی نیست 
حس ميکني اطرافیانت حتی قدر دونستن هم بلد نیستن حس ميکني برای لمس خوشبختی باید به هرکس اندازه ی فهمش ارزش بدی 
گاهی حس ميکني حتی نزدیک ترین ها هم لیاقت کوچکترین محبت و دلسوزی ندارن باید مثل خودشون بی رحم بود 
چیزی که باعث دوری میشه درک نکردن محبت هاست 
کسی که ارزش محبتت و درک نمیکنه مطمئن باش

ادامه مطلب  

کتاب بخوانیم  

بسم الله الرحمن الرحیمکتاب را که میخری وزن دارد ، سنگین به نظر میرسداما کتابهای قدیمی را که دست میگیری احساس ميکني وزنش به هیکلش نمی خورداحساس ميکني سبک استاین چه خاصیتی است که کتاب داردشاید با خوانده شدن سبک میشودشاید بار معلوماتش را به خواننده اش منتقل میکندکتاب بخوانیمنکته دان.

ادامه مطلب  

کمی خواهش..  

میدونم برات خیلی سخته.. خب مثل خیلی های دیگه..
میدونم بعضی وقتا احساس ميکني چاره ای دیگه ای نداری..
ولی باور کن.. باور کن محمد اشتباه ميکني..
خسته نمیشی انقد خودتو ضایع ميکني..؟
خسته نمیشی غرورت رو له ميکني..؟
ازت خواهش میکنم.. با تمام وجود خواهش میکنم.. بس کن..
نزار بیشتر از اینا صدمه ببینم.. نکن این کارو با من..
باور کن یخ زدن تو سرماش.. خیلی بیشتر ارزش داره تا.....
بجای این کارایی که دلتو میرنجونه.. تصمیم درست رو بگیر..
شک نکن.. خودت میدونی تو این دورا

ادامه مطلب  

با الها ....  

سلام  ....
 
" خداوندا " 
برگ در هنگام زوال می افتد و میوه به هنگام کمال 
اگر قرار بر رفتن است میوه ام گردان و بعد ببر
" بارالها "
زمین تنگ است و آسمان دلتنگ 
بر من خرده نگیر اگر نالانم...
من هنوز رسم عاشقی نمی دانم
" خداوندا " 
کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان های زندگی با " خدا" باشم نه ناخدا
" بارالها "
به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد
تقصیری ندارد 
قاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات....
لکنت می گیر

ادامه مطلب  

٠٢:٤٣  

توی پس ذهن همیشه یه نفر هست که emergency call ِ ماست.چه توی زندگیمون باشه ، چه توی زندگیمون نباشه تماس اضطراریه ما اونه.اون لحظه که دیگه نمیدونی باید چیکار کنیاون لحظه که سر سوزن احساس امنیت نميکنياونجایی که گیر افتادی اونجایی که هیچ چی کمک نیستهمونجا که درد هست ترس هست اشک هست فشار هست ...اون لحظه ها فقط قیافه ی اون آدم رو جلوی چشمت میبینی و تصور ميکني که الان اگه میتونستی با یه زنگ کوچیک و صدا کردنش یا یه مسیج بهش بفهمونی که وضعیت اورژانسیه و الان د

ادامه مطلب  

کافه ماکیاتو  

 
 
بارها دیدمت که می آیی از پشت شیشه کافه یواشکی داخل کافه را نگاه ميکني .
چشمان نگرانت را از راه دور به خوبی تشخیصشان میدهم . 
می آیی نگاه ميکني می روی .
نمیدانی چقدر دلتنگ میشوم . دوست دارم بیایم نزدیک ،درست کنارت بایستم و تو را به یک کافه ماکیاتو دعوتت کنم . دستانت را بگیرم و فقط به چشمانت نگاه کنم .
آخر میدانی چشمها دریچه قلب هستند .
میدانم نگران میشوی که مبادا کسی دیگر بر روی صندلی همیشه خالی تو بنشیند ولی باور کن آن صندلی فقط و فقط برای تو می

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
 
یک جور «بی خیال دنیا»ی خاصی در بعضی لباس ها هست. معمولا هم از کیسه لباس های خیریه و دورریختنی بیرن کشیده شده اند. مثلا دقیقه آخر آدم با خودش فکر کرده وقتی خریدمش چقدر عاشق این گل گلیاش بودم! یا چه دکمه صورتی ملیحی داشت... یا آن سال های دور که می پوشیدمش چقدر حس آن شرلی ای داشت... بعد دست ميکني داخل کیسه، این یکی را از بقیه جدا ميکني و دوباره می اندازی ته کمد. 
برای اینکه سالی ماهی... یکبار که خسته و بی رمق و کسل بودی وسط لباس های تنگ و زبر

ادامه مطلب  

لاشی نباشیم  

یه روزی عاشق یکی میشی میپرستیش ازخودتم بیشتردوسش داری  نفست به نفسش بندمیشه مغرورمیشی تمام وکمال واسه خودت میخواییش حتی ب نگاهای بقیه ک روش میفته حسودی ميکني باهاش که راه میری دلت قنج میره دستاشومیگیری ویه اخم میاری روپیشونیت ک بگی آهای اونی ک ب عشقم نگاميکني صاحاب داره هاااا...وختی اسمتوصدامیکنه دلت میلرزه شده تموم زندگیت ی ساعت که باهاش حرف نزنی سردرگمی حالت خرابه بهونه میگیری جالبش اینجاس بقیم میدونن چرابهونه گیرشدی میدونن دلت هواشو

ادامه مطلب  

نیمه ی جونم(حمید هیراد)  

متن شعر آهنگ:
یارم ای یار یارمینشینم با تو و دورت حصار میکشمناز چشمان تو را بی اختیار میکشممینشینی پیش مهتاب و تو ناز ميکنيکام این دیوانه را هر شب تو باز ميکنينیمه ی جانم ای نیمه ی جانمچه حالی دارم امشبروح و روانم آرام جهانمهواتو دارم امشبنیمه ی جانم ای نیمه ی جانمچه حالی دارم امشبروح و روانم آشوب زمانمچه یاری دارم امشبیارم ای یار یاریارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای یارم یار ای یار یاریارم ای یار یاریارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای

ادامه مطلب  

بد تر ازینم تونست بشه  

وقتی نمی خونی این پی ام هارو  و جوابمو نمیدی مجبورم بیام اینجا درد دل کنم باهات و نسرینم ک طبق معمول کار داره درگیره
تو امروز میگفتی باید جدا بشیم من و تو اینده ای نداریم چون اختلاف سنی داریم باهم 
ولی این سن نیست ک مهمه سن فقط یه عدده مهم قلب ادم هاست تو باید حرف قلبت رو بزنی نه حرف عقل  و منطق
من  تموم سعیم رو میکنم تا نگه دارمت 
به هر دری میزنم ک بتونم دوباره زندگی  مو بسازم باهات 
تا امروز جون کندم من ک نذارم بزرگ ترین اشتباه زندکی تو مرتکب

ادامه مطلب  

همای  

گفتم ببینمت تا بیقراری از جانم به دررود...
دیگه نای نوشتن نیست،تا جایی که میتونستی به دلم زخم زدی و من هرروز قلب‌ مچاله مو بیشتر تو سینه پنهون میکنم که مبادا کسی ببینه 
خسته ام،از فکر رفتنت که خدا میدونه چه اندازه انرژی ازم میگیره ،ازاین فکر که ...که حتی نمیشه ازش نوشت
تو نمیدونی داری چکار ميکني اگه میدونستی انقد قلب آدمو ...هر ادمی یه تحملی داره و من خیلی میترسم تو کاری کنی که طاقتم تاب بشه ، نمیخوام باهر زخمی که میزنی یه گوشه ازاین حس باارزش ک

ادامه مطلب  

موهای تو شعرند ...  

دختر که باشی هر  روز موهای تاب دارت  را شانه می زنی برای دل خوشی ات انها را با سلیقه ی خودت  فر می دهی ...اتویشان ميکني. گل سرها ی دوست داشتنی ات را هر روز روی انها می نشانی گاهی  انها را همراه باد رها می کنی و از رقصیدنشان لذت می بری وقتی شاد و سرحال باشی، اجازه می دهی هوا در لابلای انها قدم بزند و گاهی خورشید نورش را روی انها بپاشد. دختر که باشی خوشحالیت را با رها کردن موهایت در باد نشان میدهی و غمت را با بستن و به دار کشیدن موهایت  پنهان ميکني دخ

ادامه مطلب  

نیمه ی جانم ...  

یارم ای یار یار ...مینشینم با تو و دورت حصار میکشم ناز چشمان تو را بی اختیار میکشممینشینی پیش مهتاب و تو ناز ميکني کام این دیوانه را هر شب تو باز ميکنينیمه ی جانم ای نیمه ی جانم چه حالی دارم امشبروح و روانم آرام جهانم هواتو دارم امشبنیمه ی جانم ای نیمه ی جانم چه حالی دارم امشبروح و روانم آشوب زمانم چه یاری دارم امشبیارم ای یار یار یارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای یارم یار ای یار یاریارم ای یار یار یارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای یارم

ادامه مطلب  

شاتل دیوث  

 
عاقا من نزدیک پنجاه تومن دادم سرویس ART3 شاتل استفاده میکنم
سرعت دانلود خیلی خیلی پایین اومده هفت هشت کیلو بایت با سلام و صلوات
فقط یک سیستم به اینترنت متصل هست
هرچقدرم با پشتیبانی تماس گرفتم یه جوری پیچوندنم |:
یارو پشتیبان میگه نت رو شر ميکني 
بهش میگم فقط یک سیستم به اینترنت متصله
باز میگه نع شعر ميکني |:
قرمدنگا خدایی حرومتون باشه پنجا تومن ): سرورهاتون بترکه الهی 

ادامه مطلب  

تست زن ذلیلی یا مردسالاری !  

1. با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه لباس 250000 تومنی خوشش میاد:
الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... می خورین!
ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش ميکني و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
2. با خانومت داری میری ر

ادامه مطلب  

تست زن ذلیلی یا مردسالاری !  

1. با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه لباس 250000 تومنی خوشش میاد:
الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... می خورین!
ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش ميکني و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
2. با خانومت داری میری ر

ادامه مطلب  

تست زن ذلیلی یا مردسالاری !  

1. با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه لباس 250000 تومنی خوشش میاد:
الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... می خورین!
ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش ميکني و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
2. با خانومت داری میری ر

ادامه مطلب  

خدای مهربانم ...  

خدایا ...
دلتنگی هایم را هنوز هم خریداری ؟
خداوندگارا ...
هنوز هم دستان پر از التماسم را اجابت ميکني ؟
دستانم را به سوی تو دراز میکنم ...
نه برای خودم که دستهایم پر از خواهش و تمنا است ...
برای بنده ای از بندگانت ...
مهربان خدایم ...
به دل مالامال از گناهم نگاه نکن ...
به دستان لرزانم ... به آوای خاموش دلم که پر از هیاهوست ... به ناگفته هائی که در گلویم مانده اند...
نمیدانم ...
نگذار امید خانواده ای ناامید گردد ...
بگذار دستان لرزانم بار دیگر در آرامش نام تو آرا

ادامه مطلب  

دلنوشته_تولد  

میدانی... تمام روز های سال را هم که تنها باشی،بالاخره به هر نحوی شده طاقت میاوریولی امان از روز تولدت...خدانکند روز تولدت بی کس باشی...از خودت،از زندگی،از دنیا،از تمام این جماعت حالت بهم میخورد...سرت را بالا میگیری و میگویی یعنی خدایا میان این همه جماعت نباید کسی باشد که روز تولد من برایش عزیز و مهم باشد.... آنقدر دلت میگیرد که دوست داری قبری بکنی و خودت را در آن دفن کنی...الهی هیچکس در زندگی اش تنها نباشدو یا لااقل روز تولدش تنها نباشدروز تولدت که

ادامه مطلب  

هجرت ...  

گر چه من دیگر نمی بینم گل روی تو را         
      خاطراتت را در این غمخانه مهمان میکنم
گوهر یکدانه ام ای مادر خوبم بدان      
         تا ابد یاد تو را در سینه پنهان میکنم
بگو مادر هنوز یادی از ما ميکني یا نه؟        
       درون خاک تیره وا عزیزا ميکني یا نه؟
به هر دردی که گشتم مبتلا کردی مداوایم       
        غم بی مادری را هم مدوا ميکني یا نه؟
 
 6 سال از هجرت مادرم گذشت   

ادامه مطلب  

گاهی لازمه..  

ی وقتایی گرفتار ی چال و چوله هایی توو زندگیت میشی ک فک ميکني دیگه هیچ امیدی ب زندگی و صاف و صوف شدنش نمیتونی داشته باشی.. ی وقتایی عُمق و پهنای چاله ای ک گرفتارش میشی انقد زیاده ک حس ميکني کل دنیا تبدیل ب ی گودال بزرگ شده و فقط باید منتظر شی تموم شه.. یکم ک دست و پا میزنی توو اون شرایط میبینی خیلی مزخرفی اگ کاری نکنی تا از اون شرایط خارج شی..ذهن آدم خیلی قویِ توو مانور دادن رو اتفاقات تلخ و ناراحت کننده .. چن وقتی هست گرفتار همچین شرایطی هستم..و خب ا

ادامه مطلب  

عاشق که باشی  

وقتی در 16 سالگی عاشق هستی اسمش را همه جا مینویسی و دورش قلب میکشی...حتی گاهی اول اسمش را مینویسی با انگشتانت دورش قلب درست ميکني و عکس میگیری و خوشحالی...عکسش را لای دفتر شعرت میگذاری و گاه گاهی یواشکی دور از چشم دیگران با عشق پاک و بی آلایشت نگاهش ميکني با چشمانش حرف میزنی تا شاید او صدای ذهنت را بشنود و یکهو بی مقدمه در ذهنش خطور کنی ....دلت میخواهد او هم برایت دلتنگ شود و گاهی نیمه شب ها که به یادش اشک میریزی برایت پیام کوتاهی بفرستد و بگوید هنو

ادامه مطلب  

نه به دولتی  

من هیچ وقت تصمیم نداشتم برای دولت کار کنم.
هیچ وقت سعی نکردم توی یه شرکت یا اداره دولتی کار کنم.
نمیدونم چرا، ولی تنفر خاصی دارم، شاید یه روزی که احساس کنم توی یه شرکت دولتی مشکلی رو حل کنم و یا چیزی رو بهتر کنم، برای دولت کار کنم.در غیر این صورت هیچ گاه به خاطر منافع شخصیم برای دولت کار نخواهم کرد.
حتی یه بار موقعیتش پیش اومد.
قبل سربازی بود که یکی از دوستام که برای سپاه کار میکرد، بهم گفت دوست داری توی زمینه تخصصت سربازیتو بگذرونی؟
گفتم بدم نم

ادامه مطلب  

لذت  

میدانید لذت یعنی چه؟از نظر من لذت یعنی آخر شبی که از جمع خانواده با لبخند جدا میشوی،چشمان خواب آلودت را میمالی و به اتاقت میروی!در آینه به خودت نگاهی می اندازی و لبخندی به چشمان خمارت که خندانند و قصد خواب کرده اند میزنی،موهایت را از شر کش تنگی که به آنها بسته ای رها ميکني و چنکی درونشان میزنی!لبخندت عمیق تر میشود،آرام آرام شانه میان موهایت میکشی از لذت چشمانت را میبندی...صابون و مسواکت را بر میداری و به حمام میروی،با احتیاط صورتت را میشویی و

ادامه مطلب  

تنهایم و تنهائی ....  

در میان این همه ازدحام و شلوغی ...
تنهایم و تنهائی ....
سفره ای از عشق ... و دو پیاله سفالین آب ...
یکی برای تو و یکی برای خودم ...
منتظر حضورت ...
و در بی تابی و انتظار حضورت گل های سرخ سفره را ....
1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7
و تو حاضر میشوی ...
با 7 گل سرخ در کنار سفره عاشقانه ام ...
می نشینی ...
 در روبه روترین نقطه ممکن ...
تا نگاهم با نگاهت در هر لحظه یکی شود ...
 قرار است تا تنهائی های دلم را باتنهائی های دلت قسمت کنم ...
تنهائی در میان تمام آنچه هست از هیاهو ...
زمزمه ات میکنم .

ادامه مطلب  

خواستن توانستن نیست!  

دوریم و دوست نیستیم دیگر... میشد همدیگر را بخشید... میشد به جای هر شب مُشت مُشت آب یخ کوبیدن بر سَر و صورت، خاطره های خوب را بغل بگیریم... تو فکر ميکني هیچوقت دیر نمی شود؟ فکر ميکني هر زمان که بخواهی راهِ برگشت باز است؟ از خودت میپُرسی حالا مگر چه شده؟ آسمان به زمین آمده؟ باید بگویم بله ، می توانی آسمان را سر جایش برگردانی؟ برگردان! می توانی اعتماد از نو بسازی؟ برو چسب بیاور اعتماد شکسته ام را بچسبان! می توانی حافظه ام را پاک کنی؟ برو غلط گیر

ادامه مطلب  

چرا ساینس خوندم؟  

اگه به میل خود خودم بود
توی دبیرستان
میرفتم تاریخ میخوندم و کنارش هنر و همینطور نویسندگی رو ادامه میدادم
چه هنری؟
احتمال میدم دو سه تا کار دستی و نقاشی و یاد گرفتن دو تا ساز
و شاید یکی و کار دیگه
و همینطور فیزیک میخوندم
و همینطور فلسفه

هم خونه ای قبلیم یه پسر بود که دکترای فیزیک فلسفه میگرفت و واقعا بچه باهوش و درستی بود
من حال میکردم باهاش
همیشه به شوخی بهش میگفتم و چه مرحله ای هستی؟
به درجه شلدن کوپر و اون 3 تا nerd توی the big bang theory رسیدی؟
خیلی م

ادامه مطلب  

1027  

سهراب :سخته آقا شاد باشی وقتی بابات بالا سرت نیست...
سایه بان
پ ن:
خیلی نداشتن ها رو فقط کسایی که تجربه دارند درک می کنند، تلخ ترین لحظه ها، لحظه هایی هستند که نبودن رو به روت بیارن یا زندگی به قدری سخت بشه که حس ميکني اگر بودند این نمیشد...

ادامه مطلب  

یک نفر ....  

یک نفر باید باشد که بدون ترس هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی ...تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت میگندد را به زبان بیاوری،از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند!و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند ...حرف هایی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال میشوی؛یک نفر که وقتی تو دهن باز کردی نگوید آره میدانم ، اصلا یک نفر باشد که هیچ چیز نداند ...یک نفر باشد در این دنیا که نصیحت را بلد نباشد ...

ادامه مطلب  

13 آذر 96  

فک کن فردا میانترم دوم مبانی داری.
هیچی، ینی هیچییییییییییییییییی بارت نیس.
دَه صب کلاس داری
ساعت دوعه شبه و هنوز حس ميکني چقد خاک بر سری که هیچی حالیت نیس
کد میزنی و اجرا نمیشه و پاییزِ مهدی یراحی گوش میدی.
دلت میخواد پستت رو عین قدیما خوشکل کنی اما اصابت نمیکشه، فقط دلت میخواد بنویسی و ثبت کنی این وضع مزخرف رو
گهگاهی به گردنبندِ هدیه‌ی یه روزه‌ت نگاهی میندازی، گاهی توی مشتت میگیریش و فکر ميکني چقد خوب میشد زودتر سه شنبه میومد و تموم میشد و

ادامه مطلب  

نگاه تو بسی زیباست  

تا نگاهت میکنم هر لحظه زیبا میشود 
شوق در چشمان من یکباره پیدا میشود 
تا نگاهم ميکني آتش به جانم میزنی
کوچه هم از عشق تو خالی ز سرما میشود
#سارا_توسلی 
وقتی من از شوق دیدن مهلا جون شاعر میشممم مرسی که باعث شکوفایی استعداد های من میشی عزیزدلم❤

ادامه مطلب  

 

سه تا نظر امروز درباره ام داد: همش بیرونی، همش خرید ميکني، سر سفره نمیای هیجوقت
و خب من کنجکاوم با کدوم پول خرید میکنم؟ کار و دانشگاه شامل بیرون رفتنه؟ اگه سر سفره نمیرم چجوری هی چاقتر میشم؟
و خب چون ایشون گه زیاد میخورن پس باید به تخمم باشه چی گه میخورن!

ادامه مطلب  

من آدم رویای تو نیستم  

من آدم رویای تو نیستم
من فکر و ذکرم پرتاین سازه
یکی مث تو با چش رنگی
با یه روانی کهنمیسازه
من آدم رویای تو نیستم
من با خودم درگیرمافسردم
من زخمی راهن همه پاهام
از بس تو هر راهی زمینخوردم
کنار من لب یه پرتگاهی
که آخرم سقوطميکني
دیوونه زل نزن توی چشام
چرا هرچی میگم سکوت ميکني
 
 
-بخاطر دلم-

ادامه مطلب  

سلام یعنی  

چه سرنوشت مشابهی. و چه آدمهای متفاوتی. 
ده سال پیش هم همین حال بودم. دوستش داشتم ولی رنج میبردم. از سوال های بی جواب. از دویدن و نرسیدن. از معلق بودن. 
به هر دری زدم. نشد. نشد که نشد. رها کردم. بی آنکه  کم شود از احترامم. و دوست داشتنم. همراهی ممکن نبود ولی. 
حالا همانجام. نشد. نمیشود. دویاره این درد بزرگ تر است از فهم من. زورم نمیرسد. 
کی بود میگفت عادت ميکني؟ 

ادامه مطلب  

ی شبهای هست……  

یک شبهایی در زندگی ات هست که هر کاری کنی روشنایی صبح را ببینی نمیشود...
مدام ساعت را نگاه ميکني و میبینی هنوز شب است...
مدام غلت میزنی از این سمت تخت به آن سمت...
نه این که از سرِ بی خوابی خوابت نبرد..نه...
اتفاقا جسمت خسته و کوفته است
اما فکر و خیال
 غصه و بغض
امانت را میبُرد..
یک شبهایی هست 
که صبح نمیشود
که صبح نمیشود
که صبح نمیشود...

ادامه مطلب  

پیشنهاد بی شرمانه*  

اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک ميکني؟! :)

ادامه مطلب  

پیشنهاد بی شرمانه*  

اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک ميکني؟! :)

ادامه مطلب  

پیشنهاد بی شرمانه*  

اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک ميکني؟! :)

ادامه مطلب  

2771  

نمیدونم شایدم متنای اینجوری رو دوست داری اما این یکی رو دوست نداشتی
راهی به جز یه ای پی ندارم که بفهمم
اگه به ذهنم رسید بازم مینویسم
اما شاید اون یکی رو هم دوست نداشته باشی
کاش یه راهی بود که بفهمم...
درک کردن و فهمیدنه کسی که حرف نمیزنه چقدر سخته...
دوست دارم بفهممت...
تو منو درک ميکني؟

ادامه مطلب  

inception (2010)  

Director: Christopher NolanMusic by
Hans ZimmerIMDB : 8.8cast : Leonardo DiCaprio , Tom Hardy , Joseph Gordon , Marion Cotillardاسکار بهترین فیلمبرداری ،بهترین تدوین صدا ، بهترین میکس صدا ،بهترین جلوه ویزهرتبه 14 imdb
مردی با ورود به خواب و رویای افراد میتونه افکارشونو بدزده.فکر میکنم همین جمله از داستان فیلم به اندازه ی کافی میتونه آدمو ترغیب به دیدنش کنه!کریستوفر نولان همیشه مارو با فیلمهاش شگفت زده کرده،و خب حالا تصور کنین فیلمی رو از این کارگردان میبینید که 10 سال برای نوشتن فیلمنامه ش زمان گذا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1