9103 - کتاب جامع ارتباطات غیر کلامی  

موجود -    آرشیو      -    نویسنده : آلن و باربارا پیس     -   مترجم : فریبرز   باغبان - نشر  :    فریبرز باغبان  -     چاپ دوم     -    تهران     -  1388  ش     -   217 ص    -   رقعی     -    شومیز    -  مصور -  

ادامه مطلب  

باغبان خوبی باشیم  

مامان پسر بچه داشت درمورد کارها و شیطنت های پسرش حرف می زد.می گفت چهارپایه گذاشته کنار سینک و ظرف شسته.یک خانمی توی جمع رو به پسربچه گفت: عه! تو مگه دختری ظرف میشوری؟! همین پسربچه بعدها میشود مرد یک خانه و آب دست خودش نمی دهد چه برسد به اینکه توی کارهای خانه کمکی بکند.می شود مردی که زن را فقط در بشور و بساب و پخت و پز می بیند.حواسمان به حرفهایی که توی خانه به گوش بچه هایمان می رسانیم باشد.این حرفها مثل دانه هایی می ماند که به زمین دل بچه ها می پاشی

ادامه مطلب  

باغبان خوبی باشیم  

مامان پسر بچه داشت درمورد کارها و شیطنت های پسرش حرف می زد.می گفت چهارپایه گذاشته کنار سینک و ظرف شسته.یک خانمی توی جمع رو به پسربچه گفت: عه! تو مگه دختری ظرف میشوری؟! همین پسربچه بعدها میشود مرد یک خانه و آب دست خودش نمی دهد چه برسد به اینکه توی کارهای خانه کمکی بکند.می شود مردی که زن را فقط در بشور و بساب و پخت و پز می بیند.حواسمان به حرفهایی که توی خانه به گوش بچه هایمان می رسانیم باشد.این حرفها مثل دانه هایی می ماند که به زمین دل بچه ها می پاشی

ادامه مطلب  

باغبان خوبی باشیم  

مامان پسر بچه داشت درمورد کارها و شیطنت های پسرش حرف می زد.می گفت چهارپایه گذاشته کنار سینک و ظرف شسته.یک خانمی توی جمع رو به پسربچه گفت: عه! تو مگه دختری ظرف میشوری؟! همین پسربچه بعدها میشود مرد یک خانه و آب دست خودش نمی دهد چه برسد به اینکه توی کارهای خانه کمکی بکند.می شود مردی که زن را فقط در بشور و بساب و پخت و پز می بیند.حواسمان به حرفهایی که توی خانه به گوش بچه هایمان می رسانیم باشد.این حرفها مثل دانه هایی می ماند که به زمین دل بچه ها می پاشی

ادامه مطلب  

داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست  

مجموعه: دنیای ضرب المثلداستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نكوستمورد استفاده:به كسانی گفته می‌‌شود كه می‌‌دانند معاشرت با افراد دانا سعادتمندی می‌‌آورد.داستان ضرب المثل:روزی روزگاری، مرد دانایی از منطقه‌ی آبادی كه پر از درختان میوه بود می‌‌گذشت. ناگهان چشمه‌ی آبی را دید كه از آن رودی روان شده بود. مرد كه خیلی خسته بود، هوس كرد برود و زیر درختی كنار رود كمی استراحت كند. مرد افسار اسبش را به درختی بست زیراندازش را بر

ادامه مطلب  

داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست  

مجموعه: دنیای ضرب المثلداستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نكوستمورد استفاده:به كسانی گفته می‌‌شود كه می‌‌دانند معاشرت با افراد دانا سعادتمندی می‌‌آورد.داستان ضرب المثل:روزی روزگاری، مرد دانایی از منطقه‌ی آبادی كه پر از درختان میوه بود می‌‌گذشت. ناگهان چشمه‌ی آبی را دید كه از آن رودی روان شده بود. مرد كه خیلی خسته بود، هوس كرد برود و زیر درختی كنار رود كمی استراحت كند. مرد افسار اسبش را به درختی بست زیراندازش را بر

ادامه مطلب  

داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست  

مجموعه: دنیای ضرب المثلداستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نكوستمورد استفاده:به كسانی گفته می‌‌شود كه می‌‌دانند معاشرت با افراد دانا سعادتمندی می‌‌آورد.داستان ضرب المثل:روزی روزگاری، مرد دانایی از منطقه‌ی آبادی كه پر از درختان میوه بود می‌‌گذشت. ناگهان چشمه‌ی آبی را دید كه از آن رودی روان شده بود. مرد كه خیلی خسته بود، هوس كرد برود و زیر درختی كنار رود كمی استراحت كند. مرد افسار اسبش را به درختی بست زیراندازش را بر

ادامه مطلب  

داستان ضرب المثل دوستي با مردم دانا نكوست  

مجموعه: دنیای ضرب المثلداستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نكوستمورد استفاده:به كسانی گفته می‌‌شود كه می‌‌دانند معاشرت با افراد دانا سعادتمندی می‌‌آورد.داستان ضرب المثل:روزی روزگاری، مرد دانایی از منطقه‌ی آبادی كه پر از درختان میوه بود می‌‌گذشت. ناگهان چشمه‌ی آبی را دید كه از آن رودی روان شده بود. مرد كه خیلی خسته بود، هوس كرد برود و زیر درختی كنار رود كمی استراحت كند. مرد افسار اسبش را به درختی بست زیراندازش را بر

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

 

آمدند باغچه‌ام را دیدند. زنی که اولش خودش را گرفته بود چون مانتوی عبایی بلندم را دید و احتمالا حس کرد با یک تن‌پرور افاده‌ای باغبان‎دار طرف است که مرده جایزه‌ی مسخره‌اشان را بگیرد. بعد نرم شد و شماره داد و  کلی برای باغچه تبلیغ کرد و تعریف داد و مدیر منطقه را سعی کرد بکشاند که تا حدی موفق شد.دوم عکاس.که دوربینش خوب بود و زاویه‌ی گر فتن عکس‌هایش بد.سوم راننده که موقع سلام کردن با خودم حرف می‌زد و به سینه‌ام نگاه می‌کرد.یعنی با گفتن سلام

ادامه مطلب  

از خون دلم مستید  

چه می گویید ؟کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است؟کجا شهد است؟ این اشک استاشک باغبان پیر رنجور استکه شبها راه پیمودههمه شب تا سحر بیدار بودهتاکها را آب دادهپشت را چون چفته های مو دوتا کردهدل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیدهتن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده.چه می گوئید؟کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرینانگور است؟کجا شهد است؟ این خون استخون باغبان پیر رنجور استچنین آسان مگیریدش!چنین آسان منوشیدش!شما هم ای خریداران

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

بازميان ما فاصله است ، کوتا کن ... فاصله بردارو ره ، کوتاکن  

 بازمیان ما فاصله است ، کوتا کن فاصله بردارو ره ، کوتاکناین شبا شبهای دلتنگیست ، عزیزاین غم دلتنگی کوتا کن ، عزیزتوگل ومن خار ، بوته اتدست نا اهلان کوتاکن ، عزیزمن که دلتنگ نغمه های ، بلبلمنغمه هایش میدهد ، ندا از دلمخسته وتب آلودم ، بی تومنفاسد و بیهوده میشم ، بی تومنچشم تو گلخانه و ، من باغبانمستم و پیشت ، هویدا شدمشب گذاشت وصبح ، رسواشدمباهمه بی کسی بیکس نشد ، هرگزغلامدرشب دلواپسی ستار و ، یلدا شدم   غ..ر..آ

ادامه مطلب  

روزهای عشق  

با تو به عشق رسیدم,با تو به آرامش پناه آوردمو ای زیباترین احساس دوستت دارمچه لذتی دارد قدم زدن در کنارت, چه زیباست آن خنده هایت , چه شیرین است بوسیدن لبهایت,  چه گرم است آغوشتو آنگاه که عشق در قلبهایمان طلوع کرد , هر روز ما به نام عشق آغاز شدمیدانم همیشگی هستی , تو تا ابد در قلبم ماندنی هستی, من که باغبان توام میدانم چه گل زیبایی هستیمیدانم تو پر از احساسی, تو نگین الماسی, من که عاشق توام میدانم در میان برگهای زندگی ام تو آسیحسی که همیشه میماند

ادامه مطلب  

روزهای عشق  

با تو به عشق رسیدم,با تو به آرامش پناه آوردمو ای زیباترین احساس دوستت دارمچه لذتی دارد قدم زدن در کنارت, چه زیباست آن خنده هایت , چه شیرین است بوسیدن لبهایت,  چه گرم است آغوشتو آنگاه که عشق در قلبهایمان طلوع کرد , هر روز ما به نام عشق آغاز شدمیدانم همیشگی هستی , تو تا ابد در قلبم ماندنی هستی, من که باغبان توام میدانم چه گل زیبایی هستیمیدانم تو پر از احساسی, تو نگین الماسی, من که عاشق توام میدانم در میان برگهای زندگی ام تو آسیحسی که همیشه میماند

ادامه مطلب  

روزهای عشق  

با تو به عشق رسیدم,با تو به آرامش پناه آوردمو ای زیباترین احساس دوستت دارمچه لذتی دارد قدم زدن در کنارت, چه زیباست آن خنده هایت , چه شیرین است بوسیدن لبهایت,  چه گرم است آغوشتو آنگاه که عشق در قلبهایمان طلوع کرد , هر روز ما به نام عشق آغاز شدمیدانم همیشگی هستی , تو تا ابد در قلبم ماندنی هستی, من که باغبان توام میدانم چه گل زیبایی هستیمیدانم تو پر از احساسی, تو نگین الماسی, من که عاشق توام میدانم در میان برگهای زندگی ام تو آسیحسی که همیشه میماند

ادامه مطلب  

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی  

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنیدل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منیدیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که جان در بدنیتو همایی و من خسته بیچاره گدایپادشاهی کنم ار سایه به من برفکنیبنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنمور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منیمرد راضیست که در پای تو افتد چون گویتا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنیمست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهولمستی

ادامه مطلب  

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی  

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنیدل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منیدیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که جان در بدنیتو همایی و من خسته بیچاره گدایپادشاهی کنم ار سایه به من برفکنیبنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنمور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منیمرد راضیست که در پای تو افتد چون گویتا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنیمست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهولمستی

ادامه مطلب  

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی  

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنیدل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منیدیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که جان در بدنیتو همایی و من خسته بیچاره گدایپادشاهی کنم ار سایه به من برفکنیبنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنمور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منیمرد راضیست که در پای تو افتد چون گویتا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنیمست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهولمستی

ادامه مطلب  

 

1.بهار این طوری به خانه ی ما آمد.با پنج نفر کارگر مرد که  خاک باغچه ها را زیر و رو کردند و درخت ها و گل ها را هرس کردند.گلدان های شکسته  و برگ و خار و خاشاک را بیرون بردند. بهار تازه فردا هم در قالب آقای باغبان می آید چرا که می خواهد حیاط را پر کند از گل های فصلی .2.آقای نصاب از شرکت فخیمه ی کپل پا اینجاست تا تخت نوزادی حسین را تبدیل به نوجوان کند. 3.فارس اینقدر در سه روز گذشته شیر خورده که من دارم می میرم و برای مردن البته دلیل کم ندارم منتها برای

ادامه مطلب  

 

1.بهار این طوری به خانه ی ما آمد.با پنج نفر کارگر مرد که  خاک باغچه ها را زیر و رو کردند و درخت ها و گل ها را هرس کردند.گلدان های شکسته  و برگ و خار و خاشاک را بیرون بردند. بهار تازه فردا هم در قالب آقای باغبان می آید چرا که می خواهد حیاط را پر کند از گل های فصلی .2.آقای نصاب از شرکت فخیمه ی کپل پا اینجاست تا تخت نوزادی حسین را تبدیل به نوجوان کند. 3.فارس اینقدر در سه روز گذشته شیر خورده که من دارم می میرم و برای مردن البته دلیل کم ندارم منتها برای

ادامه مطلب  

سیب  

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان ، غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت حمید مصدق

ادامه مطلب  

سیب  

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان ، غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت حمید مصدق

ادامه مطلب  

سیب  

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان ، غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت حمید مصدق

ادامه مطلب  

سیب  

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان ، غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت حمید مصدق

ادامه مطلب  

سیب  

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان ، غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت حمید مصدق

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >